close
تبلیغات در اینترنت
پیوند
منوی اصلی
ورود اعضا

    ورود به سایت

    نام کاربری:
    رمز عبور :
آرشیو وبلاگ

در دنیای امروز اکثر اطلاعات از طریق کانال های شبکه ای منتقل می شوند. شبکه و سیستم های انتقال اطلاعات مبنا و پایه کارهای روزمره ما هستند.

در دنیای امروز اکثر اطلاعات از طریق کانال های شبکه ای منتقل می شوند. شبکه و سیستم های انتقال اطلاعات مبنا و پایه کارهای روزمره ما هستند. ارتباطات تلفنی، اینترنت، شبکه های کوچک خانگی یا شرکتی، شبکه های بین بانکی، معاملات پولی تنها مثال هایی از این نیاز بشر هستند.

یکی از معیارهای سنجش کشورهای پیشرفته، توانایی آنها در انتقال و مخابره اطلاعات است. هر چه سرعت مخابره اطلاعات بیشتر باشد، آن کشور از صنعت، فناوری و دانش بالاتری برخوردار است. در دنیایی که زمان حرف اول را می زند، جنگ بر سر به دست آوردن ثانیه هاست.

اما به راستی شبکه چیست؟ چقدر با مفاهیم اولیه شبکه آشنایی دارید؟ در پس اتصال دو تا کامپیوتر به یکدیگر چه می گذرد؟

طراحی سیستمی واحد

سال ها قبل طراحی سیستم های شبکه ای بسیار پیچیده بود. هر شرکتی برای خود معماری و پروتکل خاصی داشت و همین امر موجب می شد تا دستگاه های ساخت دو کارخانه به راحتی نتوانند به یکدیگر اتصال پیدا کنند. اما سر انجام سازمان استاندارد جهانی، مدل OSI را انتخاب کرد و همه کارخانه ها ملزم به رعایت آن شدند تا طبق یک پروتکل واحد طراحی سخت افزاری صورت بگیرد.

مهمترین دلایل استفاده از شبکه چیست؟

اولین دلیل را بگذارید خواندن سایت تبیان بنامیم! در واقع منظور این است که استفاده از سایت ها، نرم افزار های تحت وب، سیستم های اطلاع رسانی همه در بستر اینترت یا بهتر شبکه صورت می گیرند.

دومین دلیل می تواند نیاز روز افزون به سیستم های اتوماسیون اداری و مالی باشد. مانند شبکه های بانکی، شبکه های داخل سازمانی و... .

سومین دلیل نیز بالا بردن امنیت و به اشتراک گذاشتن منابع سخت افزاری و نرم افزاری نامید. مانند به اشتراک گذاشتن پردازنده و یا دیسک سخت میان چندین کامپیوتر.

صدها دلیل دیگر نیز میتوان برای نیاز بشر به شبکه عنوان کرد. دلایل بالا تنها عنوان های اصلی و کلی نیازها هستند. مهم این است که بدون شبکه خیلی از کارهای روزمره ما لنگ می ماند.

ساختار کلی شبکه

اگر بخواهیم به صورت کلی به شبکه نگاه کنیم، می توانیم آن را به سه قسمت اصلی تقسیم کنیم.

▪ Network edge یا لبه شبکه : همان طور که از اسمش مشخص است، انتهایی ترین سیستم متصل به شبکه، لبه را تشکیل می دهد که در اصطلاح به آن End System می گویند.

▪ Network coreیا هسته شبکه: این بخش شامل مجموعه ای از مسیریاب ها (Router) ، سوییچ ها و لینک ها است که میان اجزای مختلف سیستم ارتباط و هماهنگی به وجود می آورد.

▪ Access یا دسترسی: این بخش انعطاف بیشتری دارد. در واقع مجموعه بخش هایی که به کاربران اجازه اتصال به شبکه را می دهد بخش دسترسی را تشکیا می دهند. به عنوان مثال کاری که مودم انجام می دهد زیر مجموعه بخش دسترسی است.

انواع ارتباط میان اجزای شبکه

بسته به نوع شبکه و کاربردی که از آن انتظار داریم، سه روش کلی در شیوه انتقال اطلاعات وجود دارد.

▪ Simplex یا یک طرفه: به این معنا که یک طرف فقط می تواند نقش گیرنده را ایفا کند و طرف دیگر فقط نقش فرستنده.

▪ Half Dublex یا نیمه دو طرفه: به این معنا که در زمان مشخص، از مسیر انتقال تنها یکی از دو طرف می توانند اطلاعات را منتقل کنند.

▪ Full Dublex یا تمام دو طرفه: به این معنا که در زمان مشخص، از مسیر انتقال هر دو طرف می توانند هم زمان هم اطلاعات بفرسند و هم دریافت کنند در واقع هر دو طرف هم نقش گیرنده را دارند و هم فرستنده.

انواع توپولوژی شبکه ها

گفتیم شبکه از سه قسمت کلی تشکیل شده است و اجزای آنها شامل End systemها، روترها، سوییچ ها و لینک هاست. حالا سوال اساسی این است که این بخش ها به چه شکلی باید به یکدیگر متصل شوند؟ آیا ارتباط نقطه به نقطه همه جا کاربرد دارد؟ بهره وری سیستم به این فاکتورها مربوط است؟

توپولوژی شبکه به طور ساده به معنای شکل هندسی اتصال لینک ها به دستگاه هاست. شش توپولوژی اصلی و کلاسیک وجود دارد که همه آنها را تعریف خواهیم کرد.

۱) توپولوژی مش: همه شما به مفهوم گراف آشنایی دارید. توپولوژی توری یک گراف کامل است. تمام دستگاه ها به صورت نقطه به نقطه با بکدیگر در ارتباط هستند.

۲) توپولوژی ستاره: یک کنترل کننده مرکزی در مرکز ستاره وجود دارد و دستگاه ها به کنترل کننده متصل هستند. اگر دو سیستم بخواهند با یکدیگر تبادل اطلاعات کنند، باید از طریق کنترل کننده اقدام کنند.

۳) توپولوژی درخت: مانند ستاره است با این تفاوت که درهر شاخه متصل به کنترل یک دستگاه وجود ندارد بلکه چندین دستگاه حضور دارد که همه آنها خود به یک هاب فرعی متصل هستند. در واقع سیستم کنترل کننده مرکزی محل اتصال هاب های فرعی است.

۴) توپولوژی باس: تمامی دستگاه ها به یک کابل بلند متصل هستند. حداقل سیم بندی در آن صورت میگیرد و بسیار ساده است. در کنار این دو ویژگی معایبی هم دارد مانند دشوار بودن تشخیص خرابی و توسعه شبکه.

۵) توپولوژی حلقه: تمامی دستگاه ها به صورت دایره ای به یکدیگر متصل هستند. هر سیستم تنها می تواند با سیستم مجاور خود تبادل اطلاعات کند.

۶) توپولوژی ترکیبی: ادغام تمامی روش ها بالا با یکدیگر!

www.tebyan.net

پروسه طراحی وب برای هر کس می تواند متفاوت باشد. هنرمندان گرافیست و انیماتورهای دیجیتال، تنها کسانی هستند که برای وب، نرم افزار می سازند. برنامه ریزی برای این منظور اگرچه به نظر طولانی نیست، ولی به فرآیند خلاقانه می انجامد. در اینجا چند ایده مطرح می شود که می تواند برای طراحی واسط های تازه وب به کار گرفته شود.

شروع پروژه

این بخش شاید پراضطراب و زمانگیرترین قسمت اجرای یک پروژه باشد. زمانی که شما یک سنگ کاملا نتراشیده دارید و می خواهید با آن کار کنید، ایده ها چنان سریع از ذهن شما عبور می کنند که نمی توانید یکی را انتخاب کنید. در این صورت شاید بهتر باشد یک گام به عقب برگردید و درباره جنبه های ساده پروژه تحقیق کنید.

شما یا مشتری تان در شیء تکمیل شده به دنبال چه چیزی می گردید؟ آیا آیتم خاصی وجود دارد که بخواهید بدون پرسیدن از کاربر در صفحه قرار دهید؟ قبل از این که وارد فرآیند دیجیتال شوید، سعی کنید چند مدل اولیه رسم کنید. برای کسانی که استعداد هنری کمتری دارند، حتی یک طرح خام نیز می تواند الهام بخش باشد. یک طرح اولیه نه تنها به عنوان یک راهنما، بلکه بستری برای صفحه های آینده شماست.

بررسی گالری های طراحی

برخی طراحان معتقدند گالری های طراحی برای وب هیچ ارزشی ندارند. آنها کپی برداری از ایده طراحان دیگر را کاری پست می دانند، ولی برخی دیگر اعتقاد دارند طراحان، طرح هایشان را در این مکان ها ارائه می کنند تا دیگران از آنها الهام بگیرند.

هیچ اشکالی در قرض گرفتن ایده وجود ندارد! به وجود آوردن زیبایی این است که روش های هنرمندان مختلف را بگیرید و به شیوه خود از آنها استفاده کنید. طراحان وب واقعی قادرند این کار را بخوبی انجام دهند و واسط های خودشان را بسادگی به وسیله حافظه و الهامات دنیای بیرون بسازند. امروزه گالری های CSS آنلاین برای طراحان تازه کار فوق العاده هستند.

اجرای آزمایشی برای واسط

قبل از هرگونه کدنویسی یا نهایی کردن طراحی، کمی وقت صرف کنید و فرآیند مرورگری را تصور کنید. اگر ممکن است خود را جای کاربری بگذارید که وارد وب سایت شما می شود، بیندیشید کجاها کلیک می کنند و چه چیزی به نظرشان جذاب تر می رسد. این تکنیک کمک می کند خودتان را از موقعیت یک طراح بیرون بیاورید و موارد را از دید وسیع تری مشاهده کنید.

اگر کمی وقت بگذارید براحتی می توانید چگونگی تعامل کاربر با منو یا لینک های صفحه تان را متصور شوید. اگر ۳ ساعت به طور پیاپی روی یک طرح کار کنید، این فرآیند می تواند سخت و کسل کننده باشد. بنابراین به خود استراحت بدهید و کمی راه بروید حتی اگر ۱۵ دقیقه باشد.

انجام طراحی برای مقایسه

این مرحله کمی بیشتر زمان می گیرد، ولی اگر نیاز مالی ندارید پیشنهاد می شود آن را به آرامی انجام دهید. اگر یک طرح اولیه قوی طراحی کنید ممکن است باعث شود چند طرح دیگر به ذهنتان بیاید تا از بین آنها انتخاب کنید. این کار در فتوشاپ براحتی قابل انجام است، حتی اگر در طراحی با کاغذ و قلم ماهر نباشید.

برخی افراد این مرحله را سخت و عامل کند شدن فرآیند ساخت می دانند. اگر آینده نگر هستید پس بدانید این روش، در مراحل پایانی ساخت به نجات شما خواهد آمد.

فضا گذاری

فضای سفید در هر طراحی خوب، به چشم می خورد. اگر عناصر صفحه بدرستی کنار یکدیگر قرار بگیرند شما یک تناسب طبیعی در آنها پیدا خواهید کرد. صفحه های وب که با شبکه بندی و قابلیت دسترسی آسان تر کدنویسی شده است، مرتب تر و برای استفاده راحت تر خواهد بود.

حرکت در مسیر فضای سفید کلیدی برای حذف عناصری است که امکان دارد فضای اضافی اشغال کرده باشند. این موضوع در تمام مراحل طراحی به عنوان یک قانون، درست خواهد بود. مطمئن شوید محتوای صفحه تان مثل پاراگراف ها، سرنوشته ها، تصاویر و ویدئوها فضای کافی برای نفس کشیدن و تعامل با بازدیدکنندگان سایت تان دارند.

نوشتن یک فهرست کوچک از عناصری که برای صفحه لازم هستند، راه بسیار خوبی برای شروع کار است. این عمل ممکن است موجب تغییر شیوه طراحی وب سایت تان شود، نشان می دهد این سیستم تا چه حد می تواند متحرک باشد. به عنوان مثال می توان به باکس های جستجو، دکمه های اشتراک گذاری رسانه های اجتماعی، لینک ها یا آیکن های خرید، پست های برجسته بلاگ یا حتی یک فرم ارتباطات کوچک اشاره کرد.

زمانی که به طراحی مشغول می شوید احساس راحتی کردن به ذهن شما اجازه می دهد آزادانه سیر کند. اینجاست که ایده های نو متولد و الهامات هوشمندانه شعله ور می شود. ساخت وب سایت هیچ گاه کار ساده ای نبوده است، ولی اگر بتوانید زمان ساخت و یادگیری را از یکدیگر جدا کنید، کاری کاملا مفرح خواهد بود.

www.tebyan.net

مولف/مترجم: محمد خان بابایی و احمد نادعلی
موضوع: فناوری اطلاعات
سال انتشار(میلادی): 2009
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال بیستم-شماره 203
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: همان‌گونه که رقابت در سطح بین المللی رو به افزایش است ، تعداد زیادی از سازمانها، حجم عظیمی از منابع خود را در فناوری اطلاعات و ارتباطات سرمایه گذاری می کنند، تا بدین وسیله بتوانند مزیت رقابتی کسب کنند. اجرای پروژه های فناوری اطلاعات، نیازمند یک فرایند حساب شده است تا در نتیجه با شکست مواجه نشوند؛ این امر مستلزم ارزیابی درست و استفاده از روشها و تکنیک‌های متناسب با این پروژه‌ها است. در فرایند ارزیابی عملکرد، پرداختن به تمامی جنبه های پروژه با در نظر گرفتن هدفها و استراتژی های کلان سازمان، ضرورت دارد. کارت امتیازی متوازن، تکنیکی است که توسط آن می توان به ارزیابی عملکرد پروژه های فناوری اطلاعات پرداخت. در این مقاله ضمن بیان یک چارچوب از چرخه زندگی پروژه های فناوری اطلاعات، به فاز ارزیابی پروژه‌ها در این چرخه بیشتر پرداخته می شود. از آنجایی که پروژه های فناوری اطلاعات دارای ویژگی‌های منحصر به فردی می باشند، بنابراین ابتدا رویکردهای ارزیابی سنتی و نوین را مطرح کرده، با توجه به کاستی های موجود در این روشها، بهره گیری از کارت امتیازی متوازن به عنوان یک چارچوب مناسب پیشنهاد می گردد.



مقدمه
در دهه اخیر، بسیاری از صنایع با اجرای پروژه‌های ICT توانسته اند بهبودهای عظیمی را در بهره‌وری فعالیت های خود ایجاد کنند. فناوری اطلاعات برای صنایع مختلف مزیتهای زیادی ازجمله سرعت در عملیات، ثبات و سازگاری در ایجاد داده، دسترسی به اطلاعات و مبادله آن فراهم کرده است. (Stewart,2003)فناوری اطلاعات به طور فزاینده ای برای دلایل استراتژیک به کار گرفته می شود و می‌تواند باعث ارتقای کارایی در سازمان و بهبود کنترل و بهره وری فرایند های داخلی شود. (Stewart,2008)باوجود مستنداتی که نشان دهنده وجود بهبود در کنترل و کارایی عملیات کسب و کار است، بعضی از این سازمانها از سرمایه گذاری های خود در بخش ICT ناراضی هستند. این نارضایتی‌ها تا اندازه ای مربوط به درک محدود درباره تعریف و اندازه گیری عملکرد ICT است.(Stewart,2003) بنابراین ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد ICT ضرورت می یابد. یک اجماع قوی بین محافل آکادمیک و صاحبان کسب و کار وجود دارد که سرمایه گذاری‌های پروژه‌های ICT باید به دقت تعدیل، اندازه‌گیری و کنترل شوند. در عمل تکنیک‌های ارزیابی سنتی از قبیل دوره بازپرداخت (PP) و ارزش فعلی خالص(NPV) از کاربردی‌ترین تکنیک‌ها در حوزه ارزیابی عملکرد به حساب می‌آیند. با این وجود، استفاده سودمندانه از تکنیک‌های یاد شده در محیط ICT شک و تردید زیادی به وجود آورده است. سرمایه‌گذاری در پروژه‌های فناوری اطلاعات از ویژگی هایی خاص مثل وجود ریسک بالا، دوره بازگشت بلند مدت سرمایه، افزایش هزینه ها و ناملموس بودن منافع آن ها برخوردار است. این ویژگی ها استفاده از تکنیک های مذکور در ارزیابی پروژه‌های فناوری اطلاعات را مشکل ساخته و حتی نتایج کسب شده از آن ها تا حدودی نامطمئن هستند. از این رو تلاش‌هایی در جهت یافتن تکنیک های مناسب تر صورت پذیرفته است. برای افزایش قابلیت کاربرد تکنیک های ارزیابی سنتی در محیط های ICT باید به تعدیل آن ها پرداخت. از طرفی، تکنیک‌های جدید و تعدیل شده خیلی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند، زیرا واقعیت این است که تخمین هزینه های ناملموس، به راحتی امکان پذیر نیستند و از طرفی اکثر تکنیک های نوین در فاز مفهومی قرار دارند. بنابراین بهتر است با ترکیب این تکنیک‌ها و حذف نقاط ضعف آنها ارزیابی عملکرد بهتری ارائه داد. در این مقاله به ارزیابی پروژه‌های ICT با استفاده از تکنیک کارت امتیازی متوازن (BSC) به عنوان یک چارچوب مناسب پرداخته می‌شود.


چرخه زندگی پروژه‌های‌ فناوری اطلاعات
استیورات در پژوهشی به تشریح چارچوب مدیریت چرخه زندگی پروژه‌های فناوری اطلاعات، پرداخته است. این چارچوب که در (شکل 1) نشان داده شده، شامل سه جز است و هر جزء یک فاز از این چرخه را بیان می کند:
1. انتخاب پروژه IT ؛
2. پیاده سازی استراتژیک IT؛
3. ارزیابی عملکرد IT.
در این چرخه نباید هر مرحله را مجزا و جدا از مراحل دیگر در نظر گرفت. زیرا اطلاعات کسب شده در هر مرحله برای پشتیبانی از مراحل دیگر می تواند مفید واقع شود.
پذیرش رویکرد مدیریت چرخه زندگی پروژه های ICT ، گامی مهم برای اطمینان یافتن از دستیابی به هدفهای مطلوب در زمان، هزینه و کیفیت انجام پروژه های ICT است. این چارچوب یکی از نخستین رویکردهای جامع در مدیریت مستمر و نظام مند پروژه های ICT است. در این مقاله به تشریح مرحله ارزیابی عملکرد پروژه های ICT پرداخته می شود. البته لازم است به این نکته توجه کنیم که ارزیابی می تواند پیش از انجام پروژه، طی پروژه و بعد از آن صورت گیرد. استیوارت یک چارچوب ارزیابی عملکرد برای پروژه‌های ICT تدوین کرده که بر اساس کارت امتیازی متوازن است و IT BSC نام دارد.(Stewart,2008) اما پیش از تشریح فاز ارزیابی عملکرد ICT در آن چرخه، مروری بر رویکرد های سنتی و نوین در ارزیابی عملکرد پروژه ها و نقاط قوت و ضعف آن ها خواهیم داشت.
روشهای سنتی ارزیابی سرمایه‌گذاری ICT
روشهای ارزیابی که به تحلیل‌های اقتصادی، مانند: تحلیل هزینه - منفعت و تحلیل هزینه - اثربخشی می‌پردازند، معمولا به عنوان روشهای سنتی ارزیابی شناخته می‌شوند. از جمله این روشها می‌توان به دوره بازگشت (PP) نرخ بازگشت داخلی(IRR) نرخ بازگشت سرمایه(ROI) و ارزش خالص فعلی(NPV)، اشاره کرد. باتوجه به اینکه منافع حاصل از پروژه‌های ICT در بلند مدت نمایان می شوند و ریسک ناشی از اجرای آنها بایستی در ارزیابی این پروژه ها لحاظ شود، استفاده از روشهای سنتی در ارزیابی چندان سودمند نیست. در زیر به دلایل عدم استفاده از این تکنیک‌ها در ارزیابی پروژه های ICT اشاره شده است: (Milis,2004)
1. طرفین درگیر در پروژه ICT: زمانی که سازمانی در یک پروژه ICT سرمایه‌گذاری می کند، افراد مختلفی ممکن است درگیر این پروژه باشند که هر یک هدفها و انتظارات خاص خودشان را دارند. برخی از این افراد درگیر عبارتند از:
1. مالک یا مدیر پروژه ؛
2. کاربران؛
3. تیم پروژه؛
4. حمایت کنندگان یا تامین کنندگان؛
5. ذینفعان.
روشن است که اگر ارزیابی پروژه‌های ICT فقط بر اساس تکنیک‌های سنتی صورت گیرد، فقط هدفهای مدیریتی به حساب آمده، نیازهای دیگر ذی‌نفعان نادیده گرفته می شود. بنابراین تمرکز بیش از اندازه بر روی کسب منافع مالی، منجر به نادیده گرفته شدن ابعاد دیگر پروژه می‌شود.
2. محافظه کاری: تکنیک های ارزیابی سنتی ماهیتا محافظه‌کارانه هستند و در پروژه‌هایی مورد استفاده قرار می گیرند که ریسک پائین داشته باشند. در صورتی که سرمایه گذاری در پروژه ها دارای مزیت‌هایی در بلند مدت باشند، حمایت نشده و حتی به خاطر تاخیر در سودآوری جریمه می شوند. این موضوع برای پروژه‌های ICT که منافع آنها در بلند مدت ظاهر می‌شوند بحرانی تر است. در نهایت راه‌حلهای کوتاه مدت و زود بازده برای پروژه‌های ICT چندان مناسب نیستند؛ زیرا باعث نادیده گرفتن نوآوری و از بین رفتن فضای رقابتی می شوند.
3. اندازه گیری مزیتها: مزیتهایی را که از پیاده‌سازی پروژه‌های ICT حاصل می‌شوند، می‌توان در سه دسته تقسیم کرد:
1. مزیت ملموس، که به آسانی قابل شناسایی و کمی کردن هستند؛
2. مزیت غیر ملموس، که به وسیله مدیر شناخته می شوند، ولی اندازه گیری و کمی کردن آن ها مشکل است؛
3. مزیتی که از دید تصمیم گیرندگان پنهان است. در پروژه‌های فناوری اطلاعات نسبت مزیتهای ملموس به ناملموس، پائین است و به همین دلیل ارزیابی عملکرد چنین پروژه هایی سخت خواهد بود.
 
4. اندازه گیری هزینه‌ها: گرچه هزینه‌ها نسبت به مزیتها راحت‌تر اندازه‌گیری می‌شوند، ولی بخش اعظم هزینه‌های سرمایه گذاری در پروژه های ICT نیز غیر ملموس و پنهان‌اند. به گونه‌ای تخمین بیش از 40 درصد هزینه‌های مرتبط با اجرای ICT، توسط روشهای تخمین هزینه سنتی امکان پذیر نیستند.
5. نرخ تنزیل: انتخاب نرخ تنزیل متناسب و مرتبط با ارزیابی سرمایه‌گذاریها، یک دغدغه و نگرانی عمده برای مدیران محسوب می‌شود. تعیین نرخ تنزیل، به علت وجود ریسکهای متعدد مرتبط با سرمایه‌گذاری‌های ICT بسیار مشکل است. از جمله این ریسکها می توان به این موارد اشاره کرد:
ریسک برآورد، ریسک فنی، ریسک پروژه، ریسک عملیاتی، ریسک داخلی، ریسک محیط خارجی و ریسک سیستماتیک. با توجه به روش های سنتی که در بالا اشاره شد، ریسکها باید با نرخ تنزیل بالاتری منعکس شوند. به هر حال استفاده از رویکردهای سنتی ارزیابی، برای فراهم کردن راهی جهت اندازه گیری نرخهای تنزیل در پروژه های ICT با شکست مواجه می شوند. استاری و بالانتین دریافتند که فقط7 درصد از سازمانها، نرخ تنزیل را در عملیات ریسک‌های بالقوه پروژه ICT ، تعدیل می کنند. اما حتی زمانی که مدیران تمایل به تعدیل نرخ تنزیل دارند، سطوح ریسک را به گونه احساسی تعیین می کنند؛ نه بر پایه اعداد و ارقام. (Milis,2004)
در سطح دیگری از تحلیل، تناقض بهره‌وری یک بحث همیشگی بین اقتصاددانان و جامعه سیستم های اطلاعاتی شده است. مطالعات نشان می دهند هنگامی که میزان سرمایه گذاری به درآمدهای سازمان متکی است، نقش بهره وری کم رنگ می شود. به نظر نمی رسد که همه سرمایه گذاری های عظیم در کامپیوتر و فناوری ارتباطات باعث افزایش بهره وری و سود سازمانها شده باشد. از طرفی تبیین این اصل برای مدیران که سرمایه گذاری در برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل پروژه های فناوری اطلاعات باعث بازگشت عظیم سرمایه به سازمان می شود، دشوار است. (Martinsons,1999) بدین ترتیب درک روابط بین سرمایه گذاری در پروژه های ICT و ارزیابی عملکرد آن‌ها مبتنی بر شاخص های سنتی، سخت و محدود می شود. این موضوع توسط تعدادی از پژوهشگران در حوزه مدیریت پروژه ICT، به عنوان تناقض بهره وری مطرح شده است.
همان گونه که پیشتر اشاره شد، روشهای سنتی بر روی معیارهای مالی متمرکز هستند. این روشها برای اندازه‌گیری موارد کاربردی ساده در ICT مناسب هستند که از جمله می توان به پردازش تراکنش‌ها و سیستم‌های اتوماسیون اداری اشاره کرد. متاسفانه روشهای ارزیابی که متکی بر معیارهای مالی هستند، برای موضوعات جدید در حوزه ICT مناسب نیستند؛ زیرا مزیتهای کسب شده از سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات‌ به طور عمده غیرملموس‌اند. به عنوان مثال کمی کردن ارزش یک سیستم پشتیبانی تصمیم گیری یا یک سیستم مبتنی بر دانش، بسیار مشکل است. با توجه به موارد بحث شده می توان گفت که به علت به وجود آمدن تناقض بهره وری نیازمند رویکردهای جدیدی برای ارزیابی پروژه های مرتبط با ICT هستیم که در ادامه به آن اشاره می‌شود.
رویکردهای نوین ارزیابی سرمایه‌گذاری پروژه‌های ICT
اکثر تکنیک های نوین ارزیابی عملکرد، هنوز در فاز مفهومی قرار دارند و موارد پیاده سازی شده این روشها بسیار محدود است. تا کنون هیچ یک از این تکنیک های غیر پولی بطور عمومی پذیرفته نشده اند. در ادامه مروری بر دو تکنیک در این زمینه داریم: (Milis,2004)
1. رویکرد تطابق استراتژیک که توسط پورتر ارائه شد. این رویکرد به ابعاد مزیت رقابتی در مدیریت توجه دارد. بر طبق این رویکرد سرمایه گذاری پروژه های فناوری اطلاعات باید قابلیت ایجاد مزیت رقابتی داشته باشند. ابزار اصلی برای درک نقش فناوری در مزیت رقابتی، زنجیره ارزش پورتر است. این ابزار کمک می‌کند تا سرمایه‌گذاری‌های ICT با هدفهای سازمان، همسو شوند. این همسو سازی بین هدفهای سازمان و فناوری اطلاعات، باید تشریح کننده وجود روابط مثبت در شاخص های عملکرد پروژه های فناوری اطلاعات باشد. رویکرد مذکور به گونه مستقیم، تحلیل های مالی را در نظر نمی‌گیرد.
2. رویکرد اقتصاد اطلاعات که توسط پارک و بنسون مطرح شد. اقتصاد اطلاعات اساسا یک فرایند تخصیص امتیازات برای ارزیابی مزیتهای استراتژیک فناوری‌های ICTاست. اقتصاد اطلاعات در پی کشف حوزه‌ای وسیع از مزیتهای سیستم های اطلاعاتی است، به گونه‌ای که موارد ملموس را کمتر در نظر می گیرد. برای مثال این موارد ملموس شامل ارتقای خدمات مشتریان و افزایش درجه رقابت پذیری است. همچنین اقتصاد اطلاعات تعیین می کند که مزیتها و ریسکها در دو بخش جدا در نظر گرفته شوند. بخش اول کسب و کار و بخش دوم فناوری است. ممکن است ایجاد مزیت های سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات با در نظر گرفتن این دو بخش نیز با مشکل مواجه شود. زیرا این رویکرد بیشتر بر تفکرات ذهنی افراد متکی است .
هرتکنیک نقاط ضعف و قوت خود را دارد. بنابراین به کارگیری ترکیبی از تکنیک‌های مختلف برای حذف نواقص هر یک از آنها، بهتر از به کارگیری منحصر به فرد آنها است.
کارت امتیازی متوازن
هر سازمانی پیش از اینکه به ارزیابی پروژه‌های خود بپردازد باید با روش ارزیابی خود آشنایی کافی و لازم را داشته باشد. پروژه‌های فناوری اطلاعات نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این پروژه ها به دلیل ماهیت فناوری اطلاعات آن، نیاز به در نظر گرفتن تمامی جنبه‌های ارزیابی دارند. در سازمانهایی که پروژه های فناوری اطلاعات را با استفاده از تکنیک کارت امتیازی متوازن، ارزیابی می کنند، دانستن مفاهیم کلیدی این روش برای ارزیاب و تصمیم گیرندگان مرتبط با پروژه ها الزامی است. کارت امتیازی متوازن، ارائه دهنده یک چارچوب ارزیابی عملکرد است که به تامین یک نگرش یکپارچه درباره عملکرد کسب و کار می‌پردازد و این امر را با درنظر گرفتن هر دو شاخص مالی و غیرمالی انجام می دهد. همان گونه که در بخش های پیشین اشاره شد، روشهای ارزیابی سنتی تنها بعد مالی را در ارزیابی پروژه ها در نظر می گیرند. روش کارت امتیازی متوازن، ارزیابی عملکرد را با لحاظ کردن چهار بعد مالی، مشتری، فرایندهای درونی کسب و کار، رهبری و رشد انجام می دهد، سپس برای هر یک از این ابعاد، شاخص های عملکردی تعیین می‌کند.
 
نخستین بُعد از این تکنیک، بُعد مالی است که شامل مقیاسهای عملکرد مالی است. این مقیاسها به سودآوری پروژه‌ها مربوط‌اند. برای مثال: شاخص های سود، جریان نقدی، نرخ بازگشت سرمایه و ارزش افزوده اقتصادی از شاخص های مطرح در این حوزه‌اند. بعد دیگر این تکنیک مشتری است. مشتریان منبع سودآوری سازمان هستند، پس هدف هر سازمانی باید ارضای نیازهای آنها باشد. در این بخش کارت امتیازی متوازن به تعیین مشتریان هدف و بخش بندی بازار و پایش عملکرد واحدهای عملیاتی در بخشهای هدف بازار می پردازد. برخی شاخص ها در این بعد عبارتند از: رضایت مندی مشتری، نرخ بازگشت مشتری، کسب مشتری جدید و موقعیت یابی بازار. یکی از ابعاد دیگر کارت امتیازی متوازن، فرایندهای درونی کسب و کار است. هدف از این بخش ارضای سهامداران و مشتریان توسط برقراری تعادل در فرایندهای سازمان است. در این بخش بهتر است پیش از تعیین هدفها و شاخصها، به تحلیل زنجیره ارزش شرکت بپردازیم تا بتوان فرایندهای قدیمی را تعدیل کرده، تغییر داد. توسط تحلیل زنجیره ارزش، می‌توان فرایندهای درونی کسب و کار را شناسایی کرد و به شناخت نیازهای حال و آینده سازمان پرداخت. آخرین بعد از ابعاد کارت امتیازی متوازن، رهبری و رشد است. هدف از این بخش تامین زیرساخت مناسب برای تقویت سه بعد دیگر از این تکنیک است. در سه بعد اخیر، یک شکاف اساسی بین توانایی های نیروی انسانی و توانمندی های سیستم و رویه های موجود وجود دارد. از راه یادگیری و رشد، سازمان می‌تواند به کاهش این شکاف بپردازد. از جمله شاخصهای مناسب در این زمینه می‌توان به شاخص مخارج تکنولوژی جدید، هزینه های آموزش و نوآوری در بازار اشاره کرد.
کارت امتیازی متوازن برای ارزیابی عملکرد ICT
استیوارت به تازگی چارچوبی را برای ارزیابی عملکرد ICT تدوین کرده که در (شکل 2) نشان داده شده است(Stewart & Mohamed,2001). این چارچوب، کارت امتیازی متوازن فناوری اطلاعات نام دارد که از پنج بُعد در اندازه‌گیری عملکرد پروژه‌های ICT استفاده می‌کند. خطوطی که هر یک از ابعاد این تکنیک را به هم متصل می کنند، بیان کننده ایجاد تعادل بین هر یک از ابعاد کارت امتیازی متوازن اند. در ادامه به تشریح این پنج بُعد می‌پردازیم:
1. بعد عملیاتی که هم تراز بعد کسب وکار درونی است. این بعد به طورعمده به یکپارچه کردن ICT در سازمان و نقشی که IS/IT در ایجاد هماهنگی بین سازمان و اجزای آن دارد، مرتبط است. اندازه گیری و ارزیابی فرایندهایی که با هم هماهنگ و ادغام می شوند، شاخصهای مفیدی را درباره تاثیر ICT بر بهره وری و کارایی این فرایندها ارائه می دهد.
2. بعد مزایا که هم تراز بعد مالی است. این بعد نه تنها مرتبط با معیار های مالی سنتی از قبیل IRR، ROI،NPV است، بلکه بسیاری از مزایای غیر ملموس نشئت گرفته از اجرای پروژه های ICT را نیز شامل می‌شود. این بعد به ایجاد ارتباط بین اجرای ICT در سازمان و منافع ملموس و ناملموس مشتق شده از ICT می‌پردازد. مزایای ملموس ممکن است شامل صرفه جویی در زمان و هزینه باشد که ارزیابی آنها به نسبت آسان است. ولی به هر حال اندازه گیری و ارزیابی مزایای غیر ملموس که به طورطبیعی شامل عناصر غیر پولی‌اند، بسیار سخت است.
 


3. بعد کاربر محوری که هم تراز بعد مشتری است. این بعد شامل کاربران داخلی و خارجی است. کاربران از خروجی‌ها و کاربرد های IS/IT استفاده می کنند.این بعد بیان می کند وقتی یک ابزار یا سیستم ICT کارا و اثربخش است، که به گونه گسترده ای به کاربران کمک کند. شاخصهایی مانند آموزش، پشتیبانی فنی، نرخ بهره مندی از ابزار، رضایت از سیستم و سودمند بودن سیستم های ICT برای کاربران از جمله معیارهای ارزیابی در این بعد است. مباحث جدید ICT که توسط کاربران مورد پذیرش واقع نشوند، برای ایجاد ارزش در سازمان با شکست روبه‌رو خواهندشد.
4. بعد رقابت استراتژیکی که هم تراز بعد نوآوری و رهبری است. این بعد نسبت به بعد مزایا متفاوت است. زیرا بر هدفهای استراتژیک بلند مدت و چگونگی اجرای تکنولو‍ژی های جدید متمرکز است تا توسط آن بتواند در آینده مزیت رقابتی ایجاد کند.
از جمله شاخصهای مهم در این بعد، می‌توان به عوامل بالقوه برای مشارکت جهانی، ارتقا و بهبود تصویر سازمان و جذب مشتریان خبره‌تر، اشاره کرد. کمی کردن این بعد شاید خیلی سخت باشد؛ ولی در عصر و حوزه اطلاعات، عظیم‌ترین پتانسیل را دارد. بعد رقابت استراتژیک، ارائه کننده توانایی مدیریت برای اجرا و تغییر فرهنگی جهت پذیرش تکنولوژی‌های نوآور است. اگر کارمندان برای پذیرش تغییرات محیط کاری آماده باشند، آنگاه خروجی‌ها وکاربرد IS/IT را بیشتر می‌پذیرند و این خود منجر به بهبود کارایی عملیاتی می شود.
5. بعد تکنولوژی/ سیستم که علاوه بر چهار بعد از کارت امتیازی متوازن است. این بعد متمرکز بر عناصر تکنیکی و فنی اجرای IS/IT در سازمان است و در مرکز چارچوب BSC در شکل 2 قرار دارد. این بعد به سیستم های فنی از قبیل سخت افزار و نرم افزار و در کل ابعاد غیر انسانی سیستم اشاره می کند. چهار بعد دیگر به این بعد وابسته هستند. این بعد مباحثی مانند عملکرد ابزارها، قابلیت اطمینان، در دسترس بودن و امنیت را پوشش می دهد.
در نظر گرفتن کارت امتیازی متوازن در سطوح تصمیم گیری سازمان
نکته مهمی که پیشتر نیز به آن اشاره شد، این است که در صورتی که نتایج عملکرد IS/IT و توانمندی آن، منطبق و مبتنی بر هدفهای سازمان نباشد، ارزیابی پروژه‌های فناوری اطلاعات نتیجه‌ای را در بر نخواهد داشت. به عبارت دیگر ارزیابی عملکرد IS/IT در سازمان، باید مرتبط با سطوح و لایه های تصمیم گیری سازمان باشد. در اینجا از سه سطح تصمیم گیری، استفاده شده است: 1. سطح پروژه؛ 2. سطح کسب و کار؛ 3. سطح سازمان.
این روش مزیت هایی دارد از جمله: 1. هم تراز کردن مقیاس‌های IS/IT با اهداف سازمانی؛ 2. ارتباط سیستماتیک بین این مقیاسها و هدفهای هر سه سطح مذکور؛ 3. بهبود ارتباطات و درک ارزیابی عملکرد در سرتاسر سازمان. از طرفی مقیاس ها در هر سطح تصمیم‌گیری باید هدف مشخصی داشته باشند. مثلا در سطح سازمان، مقیاس‌ها باید بر ماموریت و هدفهای کلان سازمان تمرکز کنند و مقیاسها در سطح کسب و کار باید به پایش فرایندها و برنامه‌های IS/IT و ارسال گزارشهای جزئی تر نسبت به سطح سازمانی بپردازند تا بتوانند اطلاعاتی را به ذی‌نفعان تحویل دهند. مقیاسها در سطح دوم، باید به بهبود عملیاتی بپردازند. در سطح پروژه‌ها، مقیاس‌ها مبتنی بر اطلاعات فعالیت‌ها و وظایف هستند که برای تصمیمات اجرایی و کاربردی مورد استفاده قرار می‌گیرند(Stewart & Mohamed,2001).
همان گونه که مشاهده می‌کنید (جدول 1) نشان دهنده معیارهای مرتبط به هر یک از ابعاد کارت امتیازی متوازن فناوری اطلاعات است. جدول 2 نیز به عنوان نمونه به مقیاس‌های بعد عملیاتی IT BSC اشاره کرده است.
 
کارت امتیازی متوازن و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)
با توجه به اینکه نمی توان تنها توسط کارت امتیازی متوازن به تعیین اهمیت وزن هر یک از ابعاد کارت امتیازی متوازن و شاخصهای آن پرداخت، تحلیل سلسله مراتبی می تواند در انجام این کار به کارت امتیازی متوازن کمک کند. در سال 2001، استیوارت مدلی را ارائه کرد که در آن کارت امتیازی متوازن با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی و تئوری مطلوبیت چند معیاره، به ارزیابی عملکرد پروژه های IS/IT می پرداخت.


مزایا و مشکلات اجرای کارت امتیازی متوازن
اجرای کارت امتیازی متوازن برای سیستم ارزیابی در سازمان مزیتهایی دارد که عبارتند از(Protti,2002)
1 . باعث شفافیت و ایجاد هشیاری در تدوین و اجرای استراتژی می شود.
2 . اجرای آن به برقراری استراتژی در سازمان منجر می شود.
3 . هماهنگی بین هدفهای فردی و سازمانی تعادل و هماهنگی ایجاد می کند.
4 . ایجاد ارتباط بین هدفهای استراتژیکی و مقاصد بلندمدت سازمان، با بودجه های سالیانه.
5 . برقراری یک سیستم بازنگری دوره‌ای و دستیابی به بازخورد برای یادگیری و بهبود استراتژی.
کارت امتیازی متوازن تیم مدیریت را مجبور می کند که در زمان معینی، شاخصها و معیارهایی را برای ارزیابی پروژه ها تعیین کنند. با توجه به اینکه مدیران به گونه ذاتی در ارزیابی، معیارهای مالی را بیشتر ملاک قرار می‌دهند، کارت امتیازی متوازن به آنها تاکید می کند که شاخصهای دیگر را نیز در ارزیابی پروژه ها در نظر بگیرند.
نکته مهم اینجا است که استفاده از این تکنیک در هر سازمان، واحد کسب و کار و پروژه، ویژگی منحصر به فرد خود را دارد. افرادی که کار ارزیابی پروژه های فناوری اطلاعات در سازمان را انجام می‌دهند، باید توجه کنند که اجرای کارت امتیازی متوازن برای هر پروژه ای ویژگیهای خود را دارد. به عبارت دیگر با توجه به نوع پروژه و استراتژی اجرای آن، هر یک از ابعاد کارت امتیازی متوازن می تواند توسعه، یا کاهش و افزایش یافته و یا ترکیب شود(Lee,2008).
در اجرای پروژه کارت امتیازی متوازن مشکلاتی وجود دارد. یکی از آنها این است که یک سری ابعاد، شاخص و مقیاس جامع برای همه سازمانها، واحدهای کسب و کار و پروژه ها وجود ندارد و باید برای این تکنیک در هر پروژه یا سازمان، ویژگی‌های خاص آن پروژه یا سازمان را در نظر گرفت. این موضوع اجرای پروژه کارت امتیازی متوازن را اغلب دچار کندی و وقفه می کند. بنابراین تخصص و مهارت کارکنان در هر سازمانی برای اجرای این چارچوب مهم است. مشکل دیگر، با توجه به اینکه شاخصهای کمی زیادی برای ارزیابی وجود دارند، کارت امتیازی متوازن همه آنها را در نظر نمی گیرد. همچنین کارت امتیازی متوازن به تنهایی نمی تواند تعیین کند که در ارزیابی، وزن کدام بعد از ابعاد کارت امتیازی متوازن‌ بیشتر است. این مشکل توسط بکارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی در کارت امتیازی متوازن حل می شود که در گفته‌های پیش به آن اشاره شد.
نتیجه گیری
فناوری اطلاعات و ارتباطات در دهه‌های اخیر، به علت ایجاد مزیت رقابتی برای سازمانها، به طور فزاینده ای مورد استفاده قرار گرفته و باعث ارتقای کارایی و بهره وری در سازمانها شده است. از طرفی ارزیابی عملکرد پروژه‌های فناوری اطلاعات، یک امر مهم در چرخه زندگی اجرای پروژه‌های ICT تلقی می‌شود. ولی ارزیابی پروژه‌های ICT ، با مشکلاتی روبه‌رو است که علل اصلی آن ها، وجود منافع و هزینه های غیر ملموس و پنهان و ریسک حاصل از پیاده سازی این پروژه‌ها است.
در این مقاله اشاره شد که روشهای ارزیابی عملکرد سنتی، به دلیل اینکه فقط بر شاخصهای مالی متکی هستند، و رویکرد های نوین ارزیابی نیز از آنجا که هنوز در فاز مفهومی قرار دارند، هیچ کدام برای ارزیابی عملکرد جامع پروژه‌هایICT در سازمان مناسب نیستند. پیشنهاد شد روشی که ترکیبی از مزایای این تکنیک‌ها را در بر داشته باشد، برای ارزیابی پروژه ها مورد استفاده قرار گیرد. کارت امتیازی متوازن به عنوان ابزاری که ابعاد مختلف مالی، مشتری، فرایندهای درونی و نوآوری و رشد را در پروژه ها مورد بررسی قرار می‌دهد، می تواند یک دیدگاه جامع نگر در ارزیابی عملکرد پروژه‌های ICT، داشته باشد. در این مقاله چارچوبی از ابزار کارت امتیازی متوازن برای ارزیابی عملکرد ICT و شاخص‌های مرتبط با هر بعد از آن بیان شد. در انتهای مقاله اهمیت وزن‌دهی شاخصهای عملکردی توسط تحلیل سلسله مراتبی در کارت امتیازی متوازن مطرح شد. همچنین اشاره شد که طراحی یک سیستم مبتنی بر دانش کارت امتیازی متوازن می‌تواند برای توسعه و بهبود ارزیابی پروژه های فناوری اطلاعات مفید واقع شود.
مراجع
1. Bremser,Wayne G; Chung, Q.B, A framework for performance measurement in the e-business environment ,Electronic Commerce Research and Applications,4,2005,pp 395–412
2. Huang, Hao-Chen, Designing a knowledge-based system for strategic planning: A balanced scorecard perspective, Expert Systems with Applications, not published, 2007
3. Kim, Chang-Soo; Davidson, Lewis F, “The Effects of IT Expenditures on Banks’ Business Performance: Using a Balanced Scorecard Approach, Managerial Finance, Volume30,Number 6,2004,pp 28-45
4.Lee, Amy H.I; Chen, Wen-Chin and Chang, Ching-Jan, A fuzzy AHP and BSC approach for evaluating performance of IT department in the manufacturing industry in Taiwan, Expert Systems with Applications,34,2008, pp 96–107
5. Martinsons, Maris; Davison, Robert and Tse, Dennis, The balanced scorecard : a foundation for the strategic management of information systems, Decision Support Systems,25,1999,pp 71–88
6.Milis, Koen; Mercken, Roger, The use of the balanced scorecard for the evaluation of Information and Communication Technology projects International Journal of Project Management,22,2004,pp 87–97
7.Protti, Denis, A proposal to use a balanced scorecard to evaluate Information for Health: an information strategy for the modern NHS(1998–2005), Computers in Biology and Medicine,32,2002,pp 221–236
8.Stewart, Rodney A, A framework for the life cycle management of information Technology projects: ProjectIT, International Journal of Project Management,26,2008,pp 203–212
9.Stewart, Rodney A; Mohamed, Sherif, Evaluating the value IT adds to the process of project information management in construction, Automation in Construction, 12,2003,pp 407–417
10.Stewart, Rodney A, IT enhanced project information management in construction: Pathways to improved performance and strategic competitiveness, Automation in Construction,16,2007,pp 511–517
11.Stewart, Rodney A; Mohamed, Sherif, Utilizing the balanced scorecard for IT/IS performance evaluation in construction, Construction Innovation,1,2001,pp 147–163

مترجم: پیمان جسری (دانشگاه آزاد اسلامی سنندج)
موضوع: فناوری اطلاعاتIT
سال انتشار(میلادی): 2011
وضعیت: تمام متن
منبع: ارسال شده توسط عضو پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
تهیه و تنظیم:  پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.PARSIBLOG.com
چکیده: سازمانهای پویا و متحولی که در زمینه تکنولوژی رایانه پیشرفت کرده اند، مجموعه بالقوه ای از برنامه های کاربردی  DSS را ایجاد کرده اند.برای برنامه ریزی استراتژیک سازمان یا نقشه راه ، درک درستی از برنامه های کاربردیDSS  حائز اهمیت است.این تحقیق می کوشد تا تعریفی از DSS، جذب فناوری اطلاعات و پویایی جذب  DSS ارائه کند.آنچه که به عنوان ابزارهای DSS جذب برنامه های کاربردی سازمان میشود شامل آنهایی است که به عنوان برنامه های کاربردی یک بارهDSS  (غیر تکراری) در سطح برنامه ریزی استراتژیک وارد سازمان میگردد.انتقال فناوری تا جاگیری ابزارها در برنامه های کاربردی پشتیبان تصمیم ساختار یافته (SDS) یا سیستم های فرایند تبادل (TPS) ادمه دارد.بنابراین مدیران باید آنها را به عنوان یک سیستم SDS/TPS ببینند نه به عنوان یک سیستم DSS. شناسایی نقشه راه جذب فناوری اطلاعات، به انتقال فناوری کمک می کند و آن را به رسمیت می شناسد. این به معنای قابل قبول بودن ایجاد این انتقال است.
واژه های کلیدی: DSS، سیستم پشتیبان تصمیم گیری ،جذب فناوری اطلاعات ، توسعه نرم افزاری.

 



مقدمه
چه موقع یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری واقعا یک  DSSنیست؟ غالبا یک برنامه کاربردی که شامل تصمیم گیری به هر روشی است به عنوان DSS طبقه بندی می شود.پیشرفتهای پویای در زمینه تکنولوژی رایانه در برنامه های کاربردی مثل DSS موثر می باشد.در نتیجه این پیشرفتها بوده که این برنامه های کاربردی همواره در حال تغییر می باشند.این موضوع سبب شده است که تقریبا متوقف کردن چنین تغییراتی برای برنامه های کاربردی DSS غیر ممکن باشد.بدیهی است که ماهیت تغییرات DSS  به موازات پیشرفت توسعه تکنولوژی رایانه در جریان می باشد.کدون[9] گزارش می دهد که قانون مور ( دو برابر شدن قدرت رایانه در هر هیجده ماه )دست کم برای 5 سال دیگر سر می رسداین امر نشان دهنده این است که سیستم های اطلاعاتی پیشرفت خود را در دستورالعمل های جدید و متنوع ادامه خواهد داد.
در حالی که برخی از برنامه های کاربردی DSS به طور گسترده ای مورد قبول واقع شده اند ، برخی دیگرانیز احتمالا در جریان تغییرات تکنولوژیکی منسوخ شده اند.این ماهیت پویای فناوری سیستم های اطلاعاتی عموما، و برنامه های کاربردی DSS خصوصا، باعث می گردد که مدیران عالی اطلاعاتی و دیگران مدیران در مواجه با یک تعریف واضح و روشن از مجموعه برنامه های ثابت و کاربردی DSS  به مشکل بر بخورند.با این حال شناسایی برنامه های کاربردی DS در برنامه ریزی استراتژی های سازمانی برای استقرار فناوری اطلاعات مهم است.تجزیه وتحلیل این تحقیق یک چهارچوب را ژیش روی فناوری اطلاعات قرار می دهد که شانل تکامل مستمر و استفاده از ابزارهای DSS است.هدف بررسی یک چشم انداز برنامه ریزی برای استقرار آینده ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی آن است که تکامل فناوری اطلاعات را امکان پذیر می سازد.یک چهارچوب برنامه ریزی برای سیستم های اطلاعاتی حرفه ای مستلزم شناسایی نقشه راه جذب فناوری از طریق ایفای نقش DSS  می باشد.این تحقیق شامل بررسی تعریف DSS ، مراحل و پویایی جذب فناوری اطلاعات و در آخر خلاصه و نقشه راه جذب فناوری می باشد.
تعریف سیستم پشتیبان تصمیم گیری(DSS  ):
یک تعریف عملیاتی از یک سیستم DSS برای شناسایی و طبقه بندی ابزارهای DSS و برنامه های کاربردی و به تبع آن بررسی نقشه هرا جذب فناوری حائز اهمیت می باشد.
DSS با بکار گیری رایانه برای موارد زیر تعریف می شود:
1 – کمک به مدیران برای فرایند تصمیم گیری در وظایف نیمه ساختار یافته
2 – برای پشتیبانی و بهتر از آن جایگزینی قضاوتهای مدیریتی. و
3 – به منظور بهبود اثربخش تصمیم گیری به جای کارایی آن( کین و اسکات مورتون،8ص1)
همچنین دیگران(10، 12 و 13 )تعاریفی را برای DSS ارائه کرده اند.اگرچه برخی تفاوتهای جزیی در تعاریف آنان وجود دارد،اما یک بررسی از این تعاریف نشان می دهد که به طور کلی آنها تعریف کین و مورتون را حمایت می کنند.با این حال تعریف کین و اسکات مورتون به عنوان تعریف عملیاتی برای این تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت آنها توضیح اضافی  DSS  را به شرح زیر ارائه نمودند:سوال کلیدی برای کسی که در مورد DSS  کار می کند این است : "چه نوع تصمیم خاصی یا چه فرایند تصمیم گیری وجود دارد که برای پشتیبانی از آن باید تلاش کرد؟" تصمیم ممکن است تکراری و همیشگی و یا لحظه ای و یک باره باشد .تمرکز پشتیبان تصمیم گیری بر این فرض استوار است که مشکلی که مدیران با آن مواجهند بی اهمیت نیست و نمی تواند بصورت خودکار بروز کند.  این دیدگاه نیازمند توسعه ابزارهای روش شنلاسی برالی تصمیم گیریهای کلیدی میران و تعریف اطلاعاتی است که میتواند یا باید در دسترس مدیران باشد البته در طول زمان سطح درک ما افزایش می یابد و شاید بسیاری ازمشکلاتی که ما امروزه به طور مرحله ای و سیستمی با آن مواجهیم به یک کاربر یا راینه واگذار گردد.
نمونه بارز این روند ، سود سپرده است .بیشتر بانک ها و شرکتهای وام دهنده روشهای ساده ای دارند که بر اساس داده های آماری و گزارشهای اعتباری پشتیبانی شده استوار می باشد که جایگزین قضاوتهای اولیه مدیران ارشد وام دهنده می گردد.مادامی که مشکل صرفا ساختار یافته بوده و مدیران در درک و سطح نیازمندیهایشان به بلوغ رسیده به به عنوان یک سیستمDSS  باید همواره به عنوان کاربر سازگار و یاد گیرنده رشد و تکامل داشته باشد.این ماهیت خود   است که بر ساخت نوعی از نرم افزار دلالت دارد که بتواند در سازمان به اجرا درآمده و باقی بماند.(ص58-59)
گوری و اسکات مورتون (7) چهارچوبی را برای ویژگی های نیمه ساختار یافته این تعریف سیستم پشتیبان تصمیم  گیری ارائه نمودند.انها کار سیمون و نویل را با با جهارجوبی از فرایند تصمیم گیری ساختار یافته و غیر ساختار یافته ارتباط دادند.یک مشکل کاملا ساختار یافته موردی است که  تمام سه مرحله فرایند تصمیم گیری (هوش ، طراحی و انتخاب ) برای آن ساختار یافته است. برای یک مشکل کاملا  ساختار نیافته  مراحل تصمیم گیری کاملا ساختار نیافته می باشد.   برای یک مشکل نیمه ساختار یافته یک یا دو مورد (نه همه آنها ) از مراحل تصمیم گیری ساختار نیافته می باشد. آنها سیستم های اطلاعاتی را به عنوان سیستم های ساختار یافته تصمیم گیری((SDS  که قویا ساختار یافته می باشند تعریف می کنند، در حالی که سیستم های نیمه ساختار یافته و ساختار نیافته را به عنوان  DSS معرفی می کنندمبادله اطلاعات از این طبقه بندی ساختار یافته و ساختار نیافته حذف گردید.فعالیت مبادله اطلاعات در یک سازمان یعنی اینکه در آن سازمان رایانه مورد نظر به امر مبادله داده های سر راست (البته نه از طریق تصمیم خارجی )اختصاص داده می شود.مثل فرایند حقوق و دستمزد.هر دو فرایند SDS  و مبادله اطلاعات قویا ، محصول پردازش اطلاعات یا فعالیتهای سیستم فرایند  تبادل(TPS) می باشد.این دیدگاه بیان میدارد که هر سیستم اطلاعاتی که به عنوان SDS/TPS نباشد ، بیشتر به عنوان DSSشناخته می شود (پاور 12،ص19).بنابراین تعریف یک DSS  دارای شرایط 1 طبقات استفاده و 2 – حرکت در طول زنجیره ساختار یافته / ساختار نیافته می باشد.به علاوه DSS  به معنای واقعی به دو دسته تقسیم می گردد : DSS  نهادی (سازمانی) که با تصمیم های با ماهیت دوره ای و تکراری در تعامل می باشد و DSS  موقت که با تصمیمات خاص که معمولا قابل پیش بینی نبوده و  دوره ای نیستند( لحظه ای هستند) در تعامل می باشد(5و8 ص58)." تغییر مشکلات به سمت ساختاریافتگی از زمان شروع دانش مدیریت در  حال پیشرفت بوده است "(8ص92).ظهور DSS این حرکت را بیشتر از گذشته تسهیل می کند . تکامل و حرکت DSS  به سمت قابلیت های جداسازی شده SDS/TPS  شاخص بزرگی از تغییرات به سمت ساختار یافتگی در این طیف است.
مطابق این تجزیه و تحلیل ، برنامه کاربردی DSSS از ابزارDSS متمایز می باشد.ابزار DSS  همچنین به عنوان ژنراتور DSS  شناخته می شود .که شامل نرم افزارهای رایانه ای است که از آن در ایجاد برنامه  کاربردی مخصوص DSS  استفاده می گردد.ابزار یک فناوری توانمند است. برنامه کاربردی سیستمی است که واقعا کار را انجام می دهد و اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیرنده را ذخیره می کند .ناحیه DSS تغییرات ساختاری خیلی عمیقی مثل ابزارهای فناوری را دارا می باشد(6).سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری امروزی ، از انواع کامپیوتر هایی استفاده می کنند که بر اساس ابزارها ، ایجاد بر نامه های کاربردی پیشرفته DSS را ممکن می سازد.(11)ابزار سیستم اطلاعاتی که در یک زمان توسط تمرکز اولیه برای ساختن DSS مورد استفاده قرار می گیرد، در زمان بعد ممکن است در درجه اول به عنوان استفاده اش از SDS/TPS برای یافت گردد.از انجا که در ابتدا ابزار برای استفاده در ساختمان یک DSS  ساخته شده است ، گمان نمی رود که تمام سیستم های اطلاعاتی متعاقبا با استفاده از ابزارهای  DSS ساخته شده باشند.در واقع تعریف اساسی از DSS بایستی در تبیین آن به کار رود نه در کاربرد آن.
مراحل جذب فناوری اطلاعات:
مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار داشته باشند که تکنولوژی جدید ایجاد شده یا تکامل یافته کامپیوتری اغلب به راه های مختلف جذب سازمان خواهد شد.اپل گیت ، مک فارلن و مکنزی (1، ص 226) فرایند جذب تکنولوژی های اطلاعات در حال ظهور در سازمان را به طور خلاصه بیان می کنند..این مثال شامل یک سری مراحل است که طی آن فناوری جدید شناسایی شده ، جذب شده و نهادینه می گردد.آنها چهار مرحله را شرح دادند: 1 - شناسایی تکنولوژی 2 – آموزش تکنولوژی و سازگاری 3 – کنترل سازگاری با اصول عقلانی مدیریت 4 – انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه. مرحله شناسایی تکنولوژی ، ابزارهای سیستم های اطلاعاتی جدید را بررسی کرده ، آن ابزارها را مورد آزمایش قرار داده و منجر به مطلوبیت دستیابی به تکنولوژی می گردد.
مرحله آموزش فنآوری و سازگاری یا انطباق ، شامل کسب دانش چگونگی گسترش تکنولوژی در فرصت های بالاتر از سیستم های اطلاعاتی پروژه های ارزیابی شده اولیه می باشد. مرحله سوم ،شامل  ادامه تکامل برنامه های کاربردی تکنولوژی و توسعه کنترل ها به منظور راهنمایی طرح ها و اجرای سیستم هایی است که این تکنولوژی را بکار میگیرند. مرحله چهارم (انتقال تکنولوژی بلوغ/ توسعه ) وقتی رخ می دهد که تکنولوژی سراسر سازمان را در بر بگیرد. در خلال مرحله اول ( شناسایی تکنولوژی ) پروژه های آزمایشی معمولا در سطح بر نامه ریزی استراتژیک سازمان اجرا می گردد.خصوصا جایی که یک پروژه واحد به عنوان ضامن کلیدی اجرایی به انجام برسد.هنگامی که مرحله انتقال تکنولوژی بلوغ / توسعه رخ داده است تکنولوژی عموما در همه سازمان و خصوصا در سطح کنترل عملیاتی توسط بسیاری از کاربران در سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.
مشابه آنچه که برای توسعه ابزارهای دیگر سیستم های اطلاعاتی وجود دارد ، این مراحل جذب نیز نقش اصلی را به عنوان ابزار کار در توسعه و کاربرد DSS در سازمانها ایفا می کند.
جذب ابزارهای فناوری اطلاعات،  زمانی که برای اولین بار وارد یک سازمان در مراحل 1 و 2 شود می تواند در درجه اول به عنوان یک ابزار DSS مطرح باشد تا پس از آن به طرف مرحله SDS/TPS  و سپس مرحله چهارم گسترش یابد. با این نوع جذب حیطه  SDS/TPS  گسترش یافته ،  شاخص های اصلی فناوری های   DSS  به مرحله 4 رسیده و به عنوان یک TPS  استقرار یافته که شامل تعدادی از کاربران و چگونگی نحوه پشتیبانی سیستم می باشد.این گسترش از زمان اولین نرم افزار پردازش داده ها در سال 1950 شروع شده است .
افزایش قدرت محاسباتی و کاهش هزینه برای قابلیت پردازش آن ، یک کلید محرکه سوق دهنده تکنولوژی و ابزارهای اولیه کاربرد DSS  به سوی برنامه های کاربردی SDS/TPS می باشد.این تکامل احتمالا به عنوان فصول قانون مور (9) رخ داده و در ادامه شرح تکامل فناوری رایانه می باشد.برای مثال جذب نرم افزار صفحه گسترده را به عنوان یک ابزار پر طرفدار در نظر بگیرید. در اولین روزهای استفاده  از نرم افزار VISI CALC تعداد کمی کامپیوتر شخصی در سازمان وجود داشت. VISI CALCابتدا برای پشتیبانی از مدیران اجرایی در سطح برنامه ریزی استراتژیک بکار گرفته شد(مرحله 1).از آنجایی که این تکنولوژی با استفاده سازمان از آن تکامل می یابد ، برنامه صفحه گسترده اکسل مایکرو سافت (یا نظیر آن ) هم اکنون صرف نظر از سطح هر یک از کاربران سازمان ، بر روی دسکتاب کامپیوتر آنان قرار دارد(مرحله 4). بنابراین یک ابزار صفحه گسترده که زمانی فقط برای استفاده مدیریت ارشد سازمان بوده است ، امروزه یک ابزار روزمره برای تمام کاربران رایانه ها می باشد.وقتی فناوری اطلاعات در مرحله 1 به عنوان یک ابزار کاربردی DSS  معرفی گردید ، بر اساس الگوی استفاده سازمان به مرحله 4 رسیده سپس می بایست سیستم برای آنچه که  برای ان در نظر گرفته شده است به رسمیت شناخته شود.به این معنا که برنامه SDS/TPS  جایگزین خوبی برای نرم افزار DSS می باشد.
پویایی جذب فناوری اطلاعات
پس از این که تکنولوژی توسعه یافت و از طریق مراحل جذب ارتقاء پیدا کرد ، این تکنولوژی از مرحله معرفی اولیه تا استفاده گسترده و فراگیر نهادی و سازمانی تکامل می یابد. بخشی از تکنولوژی که با DSS  معرفی می شود احتمالا به استقرار SDS/TPS می انجامد.
یک سیستم اطلاعاتی تکنولوژیکی ( TEIS ) یک سیستم SDS/TPS  می باشد که شامل ابزارهای استقرار یافته و تکنیک هایی است که از مرحله 1 تا 4 فرایند توسعه  DSS  تکامل یافته است. با توجه به ایده  پا ور (12) ، " DSS  در بسیاری از سیستم های عامل تعاملی TP)) به صورت متفاوت وجود دارد.برای مثال یک سیستم پر طرفدار که گسترش یافته است برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) است .برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) حتی اگر نشان دهنده اصلاح تصمیم گیری و برنامه ریزی باشد نمی تواند به عنوان DSS  مطرح باشد . به طور کلی برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) ، یک سیستم  TPS ادغام شده می باشد که جریان اطلاعات را بین قسمت های وظیفه ای یک کسب و کار تسهیل می کند "(8). به عبارت دیگر ، بسیاری از سیستم هایی که در رده DSS  قرار می گیرند به عنوان سیستم پیشرفته فناوری اطلاعات (TEIS) مطرح هستند که نشان دهنده استقرار تصمیم گیری در سیستم اطلاعات می باشد.این یک پیشرفت طبیعی ابزارهای DSS  به سوی ابزارهای SDS/TPS میباشد.آنچه که به عنوان لبه برش DSS  شناخته می شود فقط به عنوان یک SDS/TPS  روزمره است.بهتر است مدیران امروزه برای داشتن یک مجموعه مشخص از ابزارها برنامه ریزی کنند و در 5 سال  آینده نیز برای یک مجموعه کاملا متفاوت از ابزارها برنامه ریزی نمایند (3) .هیچ دلیلی برای انتظار این پیشرفت سیستم های فرایندی SDS/TPS که به زودی فرا میرسد وجود ندارد.
برنامه های کاربردی سیستم اطلاعات را می توان یک زنجیره از SDS/TPS تا DSS  در نظر گرفت .شکل 1 نشان می دهد که انتقال تکنولوژی DSS  تک منظوره وسیله ای برای تسهیل فعالیتهای جذب را از مرحله 1 تا 2 فراهم میکند و محیطی را که در آن یک پروژه به عنوان کلید پشتیبان اجرایی مطرح است آماده می کند.سپس ابزار DSS  در سطوح پایین تر در درون سازمان مورد استفاده قرار می گیرد


ابزارهای DSS                                                                                              موقتی و یک باره


 


 


                                                                                                                  نهادی و سازمانی                                                                                                                                         
                                                
شکل 1 – جذب تکنولوژی ابزار های DSS
این تا حد زیادی پایه کاربردی را که در مقیاس بزرگ با DSS  در ارتباط است توسعه می دهد.در حال حاضر DSS  به سوی SDS/TPS توسعه یافته است و در سازمان مستقر شده  و تکامل  آن حفظ شده است . توان تکنولوژی به مرحله چهارم از فرایند انتقال بلوغ /توسعه رسیده و برنامه کاربردی توسعه یافته و مستقر شده است و از قدرت تکنولوژی برای ابزار اولیه DSS  استفاده می کند.که این توانایی  شامل ETIS  است که نمایانگر مشخصات یک سیستم SDS/TPS  می باشد.
تمایز بین DSS  و SDS/TPS  بسیار حائز اهمیت است  چرا که کلیدهای متعدد و متفاوتی بین توسعه و بقای یک سیستم DSS  در مقایسه با دیگر سیستم های SDS/TPS  به شرح زیر وجود دارد(8، ص 98) :
1 – افراد مشغول در ساخت DSS نیازمند مهارتها و نگرش های مختلف نسبت به ساخت SDS/TPS   می باشند.
2 – تکنولوژی که از DSS  پشتیبانی می کند در خصوص نگهداری و بهره برداری موثر سیستم با SDS/TPS  متفاوت است.
3 – مدل هایی که در تصمیم گیری در سیستم DSS به مدیران کمک می کنند ممکن است با الگو های بهینه سازی سیستم SDS/TPS  به طور قابل ملاحظه ای متفاوت باشد.
4 – فرایندهایی که به وسیله سیستم DSS  به دنبال روشهای تکمیلی  توسعه یافته است ، نسبت به تحویل نهایی محصول سیستم SDS/TPS  (که ناشی از استفاده های مکرر از آن است متفاوت می باشد.
اگر چه تکنولوژی پیشرفت کرده است اما ویژگی هایش معتبر باقی مانده است.یک رده از DSS  مشخص را به عنوان سیستم اطلاعات اجرایی (EIS ) ، در نظر بگیرید که دارای قابلیت های خود جداسازی شده در نرم افزار  SAP R/3 یک شرکت  یاشد (2 ، ص319 و 320 ).نرم افزار ERP  سازمان نرم افزاری است که ابتدا سازمان را با مجموع ه ای از  قابلیتهای TPS   مواجه می کند.این شاخصی از استقرار تکنولوژی DSS  در سیستم TPS  و نشان دهنده پویایی جذب تکنولوژی است.در اینجا ERP  یک TEIS  است که شامل ظرفیت  EIS بوده و در ابتدا به عنوان یک نوع از DSS مطرح بوده و توسعه یافته است اما سیستم نرم افزار SAP R/3 یک DSS  نیست.( نکته: نرم افزار SAP R/3  نرم افزار نسخه سوم SAP  است که برنامه ریزی منابع سازمان را انجام می دهد).
یکی دیگر از نمونه های TEIS  ،برنامه اکسپرس آمریکا (American Express application)از تکنولوژی سیستم خبره می باشد(4).ابزارهای سیستم خبره ابزارهای اولیه برای ساختن یک سیستم DSS  خاص است .این مثال نشان دهنده توسعه و بکارگیری و پشتیبانی از TEIS  است.هنگامی که ابزارهای DSS  در این شیوه در ابعاد بزرگ به کار گرفته شوند، آنها قادر هستند از طریق فرایند های اجرا و نگهداری ، استفاده از SDS/TPS  را تنظیم کنند. پشتیبانی مداوم و نگهداری از یک سیستم DSS  به یک سیستم TPS  قابل تغییر است در نتیجه این مثال یک  سیستم DSS  نیست.
ولز و هس (14) 0DSS  ذخیره داده ها را تشریح کردند که در سازمانهای ارائه دهنده خدمات مالی کاربرد دارد.آنها این مورد را به عنوان یک DSS  ذخیره داده ها در مقیاس بزرگ توصیف می کنند که در دسته DSS  های سازمانی (نهادی ) تقسیم بندی می گردد.این برنامه کاربردی DSS  توسط 1500 نفر از مشاوران مالی مورد استفاده قرار می گیرد .این برنامه هر هفته برای 60 نفرا زمشتریان متقاضی، خدمات ارائه می کند.این برنامه به عنوان نرم افزار CRM  (مدیریت ارتباط با مشتری ) شناخته می شود. این نرم افزار اطلاعات مورد نیاز برای پشتیبانی مشاوران اراده نمی کند و اگر مشاوران احساس کنند که محصول تولید شده مناسب نیست ، آنگاه از دیگر سیستم های خروجی و منابع برای شکل دادن به توصیه های مختلف استفاده می کنند. بر اساس تعریف سیستم باید اطلاعاتی را ارائه کند که  تصمیم گیری را پشتیبانی نماید .این گزارش DSS  ذخیره داده ها ، نتایجی را که بر اساس  یک سیستم SDS  ساخته شده و تعبیه شده است ارائه می کند. ابزار ذخیره داده ها (DW) در توسعه سیستم به کار گرفته میشود و این ابزار غالبا در سیستم DSS  استفاده می گردد . به هر حال این استفاده از ابزار نتایج را در SDS  بهتر از  DSS  نشان می دهد.این کار نشان می دهد که TEIS  یک سیستم  SDS   است و DSS  نیست.
جذب ابزارهای DSS  به سمت SDS/TPS  موجب تغییر اهداف برخی از ویژگی های DSS  می گردد.این خوب است یا بد؟اگر اطلاعات بهتر که منجر به پشتیبانی فعالیتهای مدیران یک سازمان میشود ارائه شده باشد ، این وجه خوب قضیه است .به هر حال این حالت وضوح و شفافیت تشخیص  این موضوع را که نقطه پایان SDS/TPS  و آغاز DSS کجاست بیشتر با مشکل مواجه می کند . حد وسط مرحله ای که در این خصوص وجود دارد این است که جابجایی تکنولوژی به طور مداوم ، به برنامه های کاربردی هردو سیستم  DSS  و SDS/ TPS  اجازه گسترش و توسعه می دهد.
خلاصه بحث
DSS   فناوری اطلاعاتی است که در یک سازمان به شیوه مشابه سایر تکنولوژی های اطلاعات  جذب می گردد. با این حال هنگامی که در ابتدا یک تکنولوژی به عنوان فناوری DSS  معرفی می گردد به مرحله بلوغ یا انتقال تکنولوژی توسعه یافته می رسد، این استقرار اولیه به عنوان ابزارهای DSS  احتمالا مهاجرت به سمت  تکنولوژی SDS/TPS  را تکمیل کرده است.مدیران سیستم های اطلاعاتی باید انتظار ایجاد و توسعه تکنولوژی جدید رایانه ای را داشته باشند.این تکنولوژی اغلب در سازمان به عنوان ابزارهای DSS مستقر شده که باعث ورود سازمان به سطح برنامه ریزی استراتژیک می گردد. پس از آنکه موفقیت این مرحله به اثبات رسید ، احتمالا استفاده از برنامه های DSS  در سطوح پایین تر  سلسله مراتب سازمان امکان پذیر است یعنی  جایی که این برنامه ها در مقیاس بزرگ DSS  نهادی یا سازمانی بویا همه  ویژ گیهای SDS/TPS  مورد استفاده قرار گیرد.
ابزار DSS  به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از SDS/TPS  مطرح می گردد و در نتیجه به طور خلاصه  نرم افزار  به عنوان DSS  نهادی شناخته می گردد. این ادغام در مقیاس بزرگ به کار گرفته میشود سپس به گسترش یکپارچه سیستم نیاز دارد و بقا و نگهداری آن  مستلزم  وجود سایر برنامه های کاربردی در مقیاس بزرگ است .رابطه بین سازندگان سیستم و کاربران آن هم اکنون مانند SDS/TPS  است، و چنین جذب و یکپارچه سازی قابل قبول است . در نتیجه مجموعه ابزارهای DSS  و برنامه های نرم افزاری پویا بوده و می بایست قابلیت سازگاری را با تغییرات پیشرفت تکنولوژی اطلاعات که  به منظور استفاده از ساختمان و استقرار DSS  رخ می دهد داشته باشد. به رسمیت شناختن این فرایند جذب فناوری اطلاعات ، یک راهنمایی و نقشه راه را برای تغییرات به منظور نگهداری و حمایت از یک سیستم TEIS  ارائه می کند که این TEIS  از مرحله DSS به مرحله SDS/TPS  توسعه یافته است.سپس این برنامه های کاربردی برای تمرکز بر روی فعالیتهای تصمیم گیری ساختار نیافته  و نیمه  ساختار یافته ، به تعریف اصلی خود بر می گردند.بدیهی است که هر برنامه کاربردی که از ابزار سیستم های اطلاعاتی جدید  نوظهور استفاده نماید ، نبایستی   بلا فاصله  به عنوان  یک سیستم DSS  از ؟آن نام برد.


منابع
1. Applegate, L. M., McFarlan, F. W., and McKenney, J.L. (1999). Corporate information
systems management: Text and cases. Boston: Irwin/McGraw-Hill.
2. ASAP World Consultancy (1996). Special Edition Using SAP R/3, Indianapolis, IN: Que
Corporation.
3. Darling, C.B. (1996, April 15). Build an app dev framework for DSS, Datamation, 82-87.
4. Ditlea, S. (1992, December 1). How AMEX leverages technology assets, Datamation, 95-96.
5. Donovan, J. & Madnick, S. (1977). Institutional and ad hoc DSS and their effective use,
Database, 8(3), 79-88.
6. Eom S. B. (1999). Decision support systems research: current state and trends, Industrial
Management & Data Systems, 99(5), 213-220.
7. Gorry, G. A., & Scott Morton, M. S. (1989). A framework for management information
systems. Sloan Management Review, 31(3), 49-61.
8. Keen, P. G. W., & Scott Morton, M. S. (1978). Decision support systems: An organizational
perspective. Reading, MA: Addison-Wesley.
9. Kren, Lawrence (2002). Upholding Moore’s Law. Machine Design, 74(2), s30.
10. Marakas, G. M. (2003). Decision support systems in the 21st century (2nd ed.) Upper Saddle
River, NJ: Prentice-Hall.
11. Nemhauser, G. L. (1993, May). The age of optimization: solving large-scale real world
problems, TIMS/ORSA Joint National Meeting, Chicago, IL (May 7).
12. Power, D. J. (2002). Decision support systems: Concepts and resources for managers.
Westport, CN: Quorum Books.
13. Sprague, R. H., & Carlson, E. D. (1982). Building Effective Decision Support Systems,
Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.
14. Wells, J. D. & Hess, T. J. (2002). Understanding decision-making in data warehousing and
related decision support systems: an explanatory study of customer relationship
management application, Information Resources Management Journal, 15(4), 16-32



مولفین:
راجر ال .هین ، دانشگاه مرکزی میشیگان
مونیکا سی. هولمز ، دانشگاه مرکزی میشیگان
جیمز پی . اسکات ، دانشگاه مرکزی میشیگان


مولف/مترجم: فرهاد شفیع پور مطلق
موضوع: مدیریت زمان
سال انتشار(میلادی): 2007
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر –سال هفدهم -شماره 176
تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: دانشجویان مجازی اغلب نسبت به مدت زمان مورد نیاز برای به پایان رسانیدن آموزش درون شبکه‌ای (Online) آگاهی ندارند. در حقیقت بر خلاف دسترسی آسان به این نوع آموزش،‌ تحقیقات نشان می‌دهند که طول مدت تحصیل آن دو برابر آموزش به شیوه سنتی است (پالوف و پرات، 1999؛ گیلبرت، 2001). در نتیجه مشارکت در فرایند یاددهی- یادگیری درون شبکه‌ای مستلزم تعهدی عملی نسبت به آن از طرف دانشجویان و مربیان است. مدیریت زمان باید همسو و سازگار با ماهیت برنامه درسی باشد. بعضاً از مربیان خواسته می‌شود تا به دانشجویان در مدیریت زمان طی فرایند یادگیری کمک کنند. از این رو وظیفه آنها این است که اهمیت هر یک از سرفصلهای مطالب درسی را در جریان آموزش برای دانشجویان بیان کنند . مقاله حاضر به بررسی شیوه های بهبود مدیریت زمان در دانشگاه مجازی می‌پردازد .


مبانی مدیریت زمان
براساس مدیریت زمان، توصیه در هر زمینه‌ای مبتنی بر اهداف صورت می‌پذیرد. به‌محض اینکه اهداف و اولویتها مشخص شدند، زمان مورد نیاز برای آنها تخصیص می‌یابد. به این روش می‌توان برای شرکت دانشجویان مجازی در آموزش درون شبکه‌ای برنامه‌ریزی کرده و از ایجاد اضطراب در آنها ممانعت به‌عمل ‌آورد. در این قسمت چند توصیه کلی برای دانشجویان مجازی ارائه می‌شود:
_ اهداف باید کاملاً مشخص باشند: آموزش درون شبکه‌ای شیوه‌ای ساده و آسان برای گذراندن واحدهای درسی نیست. برآورد می‌شود که دانشجوی درون شبکه‌ای 12 تا 15 ساعت در هفته درگیر تحصیل خواهد بود (گیلبرت، 2001). در نتیجه لازم است برنامه‌ریزی بر اساس آن صورت گیرد.
_ مشخص نمایید، چه مقدار وقت برای مطالعه درون شبکه‌ای در اختیار است: ارزیابی واقع‌بینانه از وقت مورد نیاز برای انجام وظایف روزانه همچون انجام تکالیف درسی، رفت و آمد و رسیدگی به امور خانواده حائز اهمیت است. این ارزیابی به دانشجویان کمک می‌کند تا از گرفتن واحدهای درسی زیاد خودداری کنند. معمولاً دانشجویان اظهار می‌کنند که تکالیف آنها در واحدهای درسی ثبت نام شده، به حدی زیاد است که بسا ادامه‌ تحصیل را با مشکل روبرو می‌سازد.
تعیین اهداف
هنگامی دانشجوی مجازی در آموزش درون شبکه‌ای به موفقیت دست می‌یابد که اهداف مشخصی داشته باشد. ثبت نام در آموزش با هدف روشن، موجب جذابیت محیط یادگیری و ادامه تحصیل می‌شود.
بیشتر دانشجویان مسن صرفاً به منظور اخذ گواهی یا مدرکی برای حرفه‌ خود در آموزش درون شبکه‌ای شرکت می‌کنند. اگر چه ممکن است که دانشجویان جوان‌تر در راستای رسیدن به اهداف شغلی در این نوع آموزش شرکت نکنند، اما به‌پایان رسانیدن دوره جهت دریافت مدرک تحصیلی به خودی خود برای ایجاد انگیزه‌ در آنها کفایت می‌کند. در نتیجه، دانشجویان مجازی باید تشویق شوند که برای شرکت در آموزش و نیز ارزیابی نتیجه برنامه‌ها، اهداف روشنی را دنبال کنند. حتی اگر دانشجویان در پی تحصیل به منظور کسب مدرک باشند، داشتن اهداف واقع‌بینانه همراه با تعیین اولویتها می‌تواند به آنها در استفاده بهینه از وقت کمک کند.
برای مثال اگر هدف کلی در درس آمار که به‌صورت درون شبکه‌ای برگزار می‌شود، دستیابی به نمره‌ قبولی و هدف واقعی دستیابی به فهم بیشتر از موضوعات گوناگون درس باشد، دانشجو می‌تواند به ارزیابی و اولویت‌بندی اهداف درسی اقدام نموده و سپس بر اساس یک زمان‌بندی منطقی برای آنها برنامه‌ریزی نماید. اغلب به مربیان توصیه می‌شود که دانشجویان خود را تشویق کنند تا در ابتدای دوره به منظور کمک به تشکیل گروه در جهت اهداف یادگیری تشریک مساعی کنند. این فعالیتها مبنای مدیریت زمان را تشکیل می‌دهد.
لازم به ذکر است که دانشجویان در برخورد با محیط باید انعطاف‌پذیر باشند: آموزش درون شبکه‌ای در جهان واقعی صورت می‌گیرد، یعنی دانشجویان در محیط خود به خلق فضایی می‌پردازند که امکان یادگیری را فراهم می‌آورد. مسائل زندگی می‌تواند مانع از اجرای بهترین طرحها و تحقق اهداف و مقاصد شود. دانشجوی مجازی هنگامی که با مشکلی مواجه می‌شود، برای آنکه از درس عقب نیفتد، باید با مربی تماس گرفته و او را مطلع سازد. مربی نیز لازم است انعطاف‌پذیر بوده و برای فائق آمدن بر موانع و مشکلاتی که ممکن است مانع اتمام دوره تحصیلی شود، با دانشجویان همکاری نماید. البته این در صورتی است که مربی نسبت به وجود مشکل مطمئن شود. بهانه‌های دانشجویان برای عدم انجام تکالیف در جهان درون شبکه‌ای تغییر کرده است. دانشجو دیگر نمی‌گوید که «تکالیف را در خانه‌ام جا گذاشتم»، بلکه می‌گوید: ”رایانه‌ی من خراب شد“ یا ”من بر حسب اتفاق تکالیف خود را حذف کردم“ یا «تکنسینی به اشتباه هارد درایو مرا را دوباره فرمت‌بندی کرده است». چشم پوشی انحرافات جزیی دانشجوی مجازی در جریان کار از طرف مربی لازم است، اما در صورت تکرار بهانه‌ها، باید نسبت به آنها شک نمود و از دانشجویان دیگر درباره آنها سؤال کرد.
تعیین اولویتها
به محض مشخص شدن اهداف می‌توان به اولویت‌بندی آنها پرداخت. دانشجویان باید بر حسب اهمیت و ضرورت اهداف، در صدد تحقق آنها برآیند. جدول مدیریت زمان وآموزش درون شبکه ای ، به دانشجویان کمک می‌کند تا بر حسب اهمیت کارها، به تقسیم بندی زمان بپردازند. در این قسمت به توضیح ابعاد نمودار یادشده پرداخته می‌شود.
الف - فاقد اهمیت و فوریت
بسیاری از دانشجویان عنوان می‌کنند که برای انجام کارهایی همچون تماس تلفنی، تماشای تلویزیون و یا بازی رایانه‌ای نیاز به زمان‌بندی ندارند. این در حالی است که برای انجام هر کاری بر حسب اهمیتی که دارد، باید زمانی اختصاص داد.
اگرچه به‌نظر می‌رسد که انجام کارهای یاد شده، ‌وقت افراد را به هدر می‌دهند،‌ اما برای رفع خستگی پس از یک کار روزانه، مورد نیاز است. بنابراین باید دانشجویان نسبت به این نوع کارها توجه داشته و زمانی را به آن تخصیص دهند. زیرا حتی با انگیزه‌ترین دانشجویان نیز نمی‌توانند به طور دائم به کار مشغول باشند. کارهایی از قبیل تماس تلفنی، تماشای تلویزیون و ... به ما کمک می‌کند که تجدید نیرو کرده و دوباره کارهای روزانه را ادامه دهیم. البته پرداختن به چنین کارهایی نباید به گونه‌ای باشد که مانع پیشرفت شود.
ب - فاقد اهمیت اما فوری
فشار روانی که بسیاری از دانشجویان در طی روز تحمل می‌کنند، بعضاً موجب حواس پرتی آنها می‌شود. به‌گونه‌ای که نمی‌دانند دقیقاً چه کارهایی را انجام داده‌اند. درگیرشدن (مشغول شدن) در فعالیتهایی که دارای اهمیت نیستند، اما فوری به نظر می‌رسند، باعث می‌شوند که دانشجوی مجازی احساس کند، صرفاً در حال انجام کار کم اهمیتی بوده و کار زیادی به انجام نرسانیده است.
 
ح - مهم اما غیر فوری
کار با این طبقه مشکل است، زیرا اغلب کارها تا زمانی که فوریت پیدا نکنند، به تعویق می‌افتند. مثلاً شروع انجام تکلیف یا نوشتن مقاله مهم است، اما اگر در انجام آنها عجله‌ای نباشد، فوری محسوب نمی‌شود. واداشتن دانشجویان به انجام همه تکالیف درسی در مدت زمانی کوتاه ممکن نیست، اما این امر در درازمدت امکان‌پذیر است. مثلاً انجام هر یک از تکالیف درسی به نوبت تا پایان ترم، روشی سودمند است. بدین ترتیب فعالیتهای مهم در میان موضوعات مختلف گم نمی‌شوند.
مهم و فوری
تعیین ضرب‌الاجل برای انجام کار موجب ایجاد انگیزه در بسیاری از دانشجویان می‌شود. مهلت زمانی مشخص شده برای ارسال تکالیف، نوشتن مقاله یا پاسخ‌گوئی به بحثهای درون شبکه‌ای، اهمیت و فوریت کار را افزایش می‌دهد. با این حال برای عده‌ای از دانشجویان تعیین ضرب الاجل خوشایند نبوده و به تشکیل گروه صدمه می‌زند. مثلاً اگر مهلت ارسال تکالیف را تا یک هفته تمدید کنند، در صورتی که مطابق با مهلت زمانی تعیین شده قبلی، بیشتر دانشجویان اقدام به ارسال آنها کرده باشند، ممکن است از اینکه نمی‌توانند از مهلت زمانی تمدید شده در جهت ارائه‌ هر چه بهتر تکالیف درسی استفاده نمایند، ناراحت شوند.
بسیاری از دانشجویان مجازی همانند دانشجویان کلاسهای حضوری، ترجیح می‌دهند، انجام تکالیف درسی خود را تا آخرین فرصت به تعویق اندازند که این امر مشکلاتی را در خصوص تشکیل گروه به وجود می‌آورد.
مدیریت مناسب زمان و تعیین اولویتها در برخورد با نیازها و تقاضاهای آموزش درون شبکه‌ای برای شکل‌گیری گروه یادگیری بسیار حیاتی است. اگر دانشجویان متعهد نباشند که به مطالعات خود بیش از دیگر فعالیتهای غیرمهم و غیرفوری اولویت دهند، دیگر اعضای گروه به‌واسطه عدم حضور آنها دچار مشکل خواهند شد.
تخصیص وقت برای مطالعه و تعامل درون شبکه‌ای
گیلبرت (2001) متذکر می‌شود که ابزارهای مؤثری برای مطالعه وجود دارد، خواه آموزش به‌صورت درون شبکه‌ای باشد و خواه به شکل حضوری و رو در رو. او رویکرد پیش نگری، بررسی و بازنگری را پیشنهاد می‌کند. پیش‌نگری به‌معنای توجه و نگریستن به کل دوره آموزش قبل از شروع آن است و شامل خواندن و مروری بر رئوس مطالب، برنامه‌ریزی پیش از انجام تکالیف، نوشتن مقالات، شرکت در امتحانات و هر جلسه‌ گفتگوی برنامه‌ریزی شده است. بررسی به معنای نحوه انجام تکالیف درسی و به روزبودن آن است. بازنگری، کل فرایند یاددهی –یادگیری را در بر می‌گیرد و شامل مرور مقالات مورد بحث و دیگر موارد به‌منظور آمادگی برای امتحانات و آزمونهای کوتاه جواب، نوشتن مقالات، درگیری در فعالیتهای گروهی کوچک و تمرکز بر دانش کسب شده و آموزه‌های پیشین می‌شود. برای بازنگری، دانشجویان باید به همه‌ مواد درسی و جزوات دسترسی پیدا کنند. انجام این کار به‌صورت درون شبکه‌ای ساده‌تر است، زیرا عمده مواد آموزشی که در سرتاسر ترم تدریس می‌شود، در وب سایت برنامه‌ درسی قابل حصول است.
در هر کلاس ممکن است روش آسان برای دانشجویان حذف نکات کم اهمیت و صرفاً انجام تکالیف درسی مهم برای گذرانیدن واحد درسی باشد. اما گیلبرت بر این عقیده است که به‌منظور یادگیری اصولی مطالبی که تدریس می‌شود، دانشجویان باید به مفهوم آنچه مربی ارائه می‌کند، توجه کرده، اطلاعات جدید را با اطلاعات قبلی پیوند دهند و حقایق و اطلاعات کلاسی را به تجارب کسب شده در زندگی واقعی مرتبط کنند. به این ترتیب زمینه‌ای برای آنها فراهم می‌شود که به تفکر انتقادی و یادگیری عملی دست یابند.
به‌منظور رسیدن به تفکر انتقادی در فرایند آموزش درون شبکه‌ای، دانشجوی مجازی باید اوقاتی را در طی هفته برای یادگیری مطالب اختصاص دهد. صرف تنها یک روز در هفته برای خواندن و انجام تکالیف درسی کافی نخواهد بود و به‌طور متوسط 2 تا 3 بار در هفته نیاز است که درخصوص ارسال مطالب مورد یادگیری و مراوده با گروه اقداماتی صورت گیرد. دانشجویان در زمان کوتاه قادر به پاسخگویی به همه همکلاسی‌های خود برای کمک به یادگیری نیستند. بنابراین دانشجوی مجازی باید برای رسیدن به یادگیری درون شبکه‌ای اثر بخش و کارآمد تلاش نماید. دو بعد اثربخشی و کارآمدی در خصوص انجام کارها ، را می‌توان در شکل یک مورد مطالعه قرار داد‌.
انجام کارهای کم اهمیت به شکل ضعیف
اگر دانشجویی کارهای کم اهمیت را درست انجام ندهد، اثر بخشی کمی داشته و زیاد کار آمد نخواهد بود. به‌جای انجام کارهای کم اهمیت دانشجو باید تلاش کند که به وظایف مهم بپردازد.
انجام کارهای مهم به شکل ضعیف
اگر کارهای مهم به شکل ضعیف انجام شوند، نشانگر اثربخشی بالا اما کارآمدی کم خواهد بود. انجام کارهای مهم به شکل ضعیف،‌ نتیجه‌ای ندارد. مثلاً وقتی دانشجویی تکالیف درسی خود را با تأخیر انجام می‌دهد، به نتیجه سودمندی نمی‌رسد. برای افزایش سطح کارآمدی نیاز است که در روند انجام تکالیف،‌ بازنگری شود. باید دانست که در این مورد نمی‌توان بر اساس قاعده خاصی عمل کرد و شیوه‌های مختلفی جهت افزایش کار آمدی وجود دارند. اما بعضاً دانشجویان اظهار داشته‌اند که چنین چیزی به ما گفته نشده است. انجام تکالیف زیر حد استاندارد صرفاً موجب می‌شود که دانشجو به ادامه فعالیتهایی بپردازد که به یادگیری اثر بخش کمک نخواهد کرد. دقیقاً همانند کلاس حضوری، ایجاد ارتباط در کلاس درون شبکه‌ای حائز اهمیت است و انجام تکالیف دلیل بر گرفتن نمره‌ خوب در درس نیست.
انجام درست کارهای کم اهمیت
اگر «دانشجویی کارهای کم اهمیت را درست انجام دهد»، نشانگر اثربخشی کم و کارآمدی بالا خواهد بود. همانند انجام کارهای مهم به شکل ضعیف، انجام درست کارهای کم اهمیت، نتیجه‌ای در بر ندارد.
بعضاً دانشجویان وقت زیادی را صرف ارائه‌ کاری می‌کنند که کاملاً بی ارتباط با برنامه درسی است، و وقتی آن را به عنوان کاری غیر قابل قبول باز می‌گردانیم، دچار شوک می‌شوند. بنابراین منطقی آن است که آنها وقت خود را صرف انجام کارهایی کنند که با ارزش است.
انجام کارهای مهم به شکل درست
وقتی دانشجویان از وقت به نحوی بهینه استفاده کرده و به انجام کارهای درست بپردازند به احتمال زیاد موفق می‌شوند که اهداف یادگیری را تحقق بخشیده و واحد درسی خود را بگذرانند. بنابراین وقتی که آنها یاد بگیرند از وقت خود درست استفاده کنند، به همه اهداف یادگیری دست خواهند یافت. بعضی از دانشجویان در یافته‌اند که اگر از برنامه‌ریزی درستی در جهت انجام تکالیف درسی برخوردار باشند، ‌می‌توانند به سطح بالای از کارآمدی و اثربخشی دست پیدا کنند. بعضی‌ دیگر پی برده‌اند که برای رسیدن به حد بالایی از کارآمدی و اثر بخشی می‌توانند تکالیف درسی را بر حسب اولویت در طی هفته انجام دهند. وظیفه دانشجویان این است که فعالیتهای کم اهمیت را از فعالیتهای با اهمیت تشخیص داده و فقط وقت خود را برای انجام کارهای مهم صرف کنند.
انجام کارها در طول هفته از متراکم شدن آنها جلوگیری کرده و دانشجویان تحت فشار روانی قرار نمی‌گیرند. از این رو با خونسردی بیشتری به فرایند یادگیری پرداخته و موفق می‌شوند.
 
 
 
دوری از کار زیاد
در زمان بندی تدریس موضوعات درون شبکه‌ای زمانی برای استراحت در نظر گرفته می‌شود. از آنجایی که کلاسهای درون شبکه‌ای به طور 24 ساعته و هفت روز هفته باز بوده و به فعالیتهای یاددهی-یادگیری می‌پردازند، به نظر می‌رسد که نیاز است زمانی برای استراحت دانشجویان و مربیان اختصاص یابد. تجربه نشان می‌دهد که یادگیری متراکم اثر بخش نبوده و جذابیت آموزش را از بین می‌برد. کلاس‌های درون شبکه‌ای مانند کلاس‌های حضوری از ایام تعطیلی برخوردار است . تعطیلات، فرصتی است برای دانشجویان که به انجام تکالیف و ارسال آنها اقدام کنند. این کار باعث فراهم آمدن فضای تنفس می‌شود، در غیر این صورت فرایند کار بسیار سخت خواهد بود.
به دانشجویان و اعضای هیأت علمی‌توصیه می‌شود که اوقاتی را در هفته جهت استراحت اختصاص دهند. مثلاً مربیان ممکن است به دانشجویان اطلاع دهند که جمعه‌ها تعطیل است. اعلام این که در آخر هفته به هیچ نامه الکترونیک پاسخ داده نخواهد شد، نیز غیر منطقی نیست. مادام که دانشجویان از قبل اطلاع یابند که مربی در زمانهای معینی در دسترس نیست، مشکلی به وجود نمی‌آید. دانشجویان نیز ممکن است با توجه به این مطلب برای تعطیلی خود برنامه‌ریزی کنند.
بدین ترتیب دانشجویان و اعضای هیأت علمی که در دوره‌های درون شبکه‌ای شرکت دارند، می‌دانند که چه زمانی به مسافرت بروند. گرچه به دانشجویان و اعضای هیأت علمی‌توصیه نمی‌کنیم که برنامه‌ مسافرت در وسط ترم داشته باشند، با این حال امکان مسافرت مرتبط با کار، یکی از مزایای آموزش درون شبکه‌ای است. طبق مقررات، دانشجویان و اعضای هیأت علمی می‌توانند از قبل به یکدیگر اطلاع دهند که به دلیل مشکلی که دارند، در کلاس شرکت نمی‌کنند.
مشکلات دانشجویان آموزش درون شبکه‌ای بعضاً زیاد است. به علت ”گزارش دانشجویان در مورد انباشت اطلاعات، اضطراب در مورد برقرار کردن ارتباط، نگرانی در مورد پاسخهای تأخیری در محیط غیر همزمان، رشد روز افزون کار و مسئولیت، اشکالات موجود در خصوص ورود به آموزش درون شبکه‌ای و پیگیری بحث“ (هاراسیم، هیتز، تلس و تروف، 1996، ص 15)، باید روش‌هایی جهت بر طرف کردن مشکلات آنها در نظر گرفت. بسیاری از مشکلات دانشجویان در آموزش درون شبکه‌ای ناشی از برخورد با مربیان تازه کار و کم تجربه‌ای است که تلاش می‌کنند، حجم زیادی از مطالب درسی را در زمان مشخص تدریس کنند. پیگیری مباحث در آموزش درون شبکه‌ای نسبت به کلاس‌ یا سخنرانی‌های رو در رو سخت‌تر است. علاوه بر این از دانشجویانی که به طریقه درون شبکه‌ای یاد می‌گیرند، انتظار می‌رود که مطالبی را در ارتباط با محتوای درس پیدا کرده و به دیگر دانشجویان معرفی کنند. در واقع وظیفه‌ مربی این است که رئوس مطالب درسی را مشخص کرده و مسئولیتهای یادگیری را به دانشجویان محول کند.
 
 
 
برای این که دانشجویان دچار مشکل نشوند، به آنها توصیه می‌شود که به موارد زیر توجه کنند:
_ صرفاً با هدف گرفتن مطالب از شبکه و ذخیره کردن آنها در رایانه خود وارد سایت برنامه درسی شوید.
_ در صورت امکان، به‌منظور بررسی و خواندن پیامها در اوقات فراغت، آنها را چاپ کنید.
_ به محض این که پیامها مطالعه و بررسی شدند، اقدام به ارسال پاسخهای تنظیم شده کنید. تصور نکنید که در محیطی غیر همزمان، پاسخهای فوری ضروری است.
_ به‌منظور ارسال پاسخ‌های دقیق‌تر، مطالب را با برنامه‌ی واژه‌پرداز تهیه و سپس آنها را کپی کرده، به سایت برنامه درسی بفرستید. اگر فضای دیسک سخت کم باشد یا از آزمایشگاه رایانه استفاده شود، پاسخها را به دیسک فلاپی کپی و از آنجا منتقل کنید (پالوف و پرات 1999، ص‌53).
به حداقل رساندن استفاده از گفتگوی همزمان (چت)، شیوه دیگری برای دور شدن از مشکلات است. چالشهای برنامه ریزی در ارتباط با تعیین زمان برای جلسه گفتگوی همزمان، ممکن است تا اندازه‌ زیادی باعث ایجاد اضطراب شود. مربی با دانشجویان در خصوص تکالیف درسی گروهی، و نحوه‌ همکاری و همراهی با جلسه وایت بورد در ساعات اداری گفتگو می‌کند. وظیفه‌ مربی است که برای دانشجویان شرایطی فراهم آورد که در جلسات گفتگو شرکت نمایند. البته در صورتی که دانشجویان امکان شرکت در جلسات گفتگو را نداشته باشند،‌ فرصت دسترسی به اطلاعات را از دست نمی‌دهند. با استفاده‌ از ابزارهای چندگانه می‌توانند به مطالبی که در جلسات گفتگو مطرح شده، دست یابند.
 
چگونگی ایجاد الزام، تعهد و مسئولیت
همان طور که گفتیم، مهارتهای مربوط به مدیریت زمان را باید همگام با آموزش درون شبکه‌ای مورد بحث قرار داد. از آن جایی که بسیاری از مؤسسات هنوز برنامه‌هایی در جهت راهنمایی آموزش درون شبکه‌ای ارائه نکرده‌اند، اغلب بعد از ثبت نام دانشجوی مجازی، مربی یا مشاور این وظیفه را برعهده می‌گیرند. مربی می‌تواند در ابتدای آموزش برای استفاده بهینه از وقت و ایجاد احساس تعهد و مسئولیت نسبت به قوانین و مقررات از پاره‌ای تمهیدات استفاده کند. اعتقاد ما بر این است که در هفته اول آموزش باید به فعالیتهایی جهت تشکیل گروه پرداخت. مثلاً ارسال معرفی‌نامه‌یا شرح حال دانشجویان، بیان اهداف و قوانین و مقررات آموزشی. این امر موجب می‌شود که دانشجویان درون شبکه‌ای نسبت به وظایف و تکالیف خود در طول ترم و همچنین اوقاتی که باید صرف آموزش کنند، آگاهی یابند. جلب توجه دانشجویان نسبت به مطالعه رئوس مطالب درسی ضروری است. بعضی از مربیان از رئوس مطالب، آزمون به‌عمل می‌آورند و بخشی از نمره درسی را به آن اختصاص می‌دهند. همه اینها به‌منظور حصول اطمینان از این که دانشجویان رئوس مطالب و انتظارات برنامه درسی را مطالعه می‌کنند و می‌فهمند، صورت می‌گیرد. اغلب بعد از این مرحله از دانشجویان خواسته می‌شود تا مقاله‌ای الکترونیک یا پیامی به صفحه‌ بحث ارسال کنند و متذکر شوند که رئوس مطالب درسی را مطالعه کرده و فهمیده‌اند. از این رو مشخص می‌شود که آنها با شرایط مندرج در آن از جمله نحوه‌ ارسال مقالات موافقند. این منجر به نوعی قرارداد یادگیری می‌شود، که در صورت به وجود آمدن مشکلاتی در طول ترم می‌توانند به آن مراجعه کنند.
بعضی از مربیان معتقدند که نیازی نیست، هفته‌ اول به فعالیت‌های مربوط به تشکیل گروه و توضیح نرم‌افزارهای آموزشی اختصاص داده شود. این امر وقت یادگیری را به هدر می‌دهد. با این حال اگر اهداف یادگیری واقع بینانه و حجم مطالب درسی متناسب با وقت باشند و دانشجویان با روش پژوهش در حوزه برنامه‌ درسی آشنا شوند، از وقت برای تشکیل گروه به درستی استفاده می‌شود. اغلب از دانشجویان انتظار می‌رود تا در هفته اول، مطالب مورد بحث در هفته دوم را مطالعه کرده و نظرات خود را در خصوص محتوای درس بیان نمایند. برای مثال، اولین سؤال در خصوص درسی تحت عنوان تغییر اجتماعی ممکن است، چنین باشد: درس تغییر اجتماعی چه تأثیری بر زندگی شما داشته است؟
نتیجه‌گیری
اطمینان از این که دانشجویان ضرورت آموزش درون شبکه‌ای را درک و نسبت به آن تعهد پیدا کرده‌اند، برای موفقیت کفایت نمی‌کند، اما گامی مؤثر جهت درگیر شدن آنها در جریان یادگیری است. جدول زیر، مسائل مورد توجه در مدیریت زمان را همراه با شیوه‌های بهبود آن به طور خلاصه ارائه نموده است.
منابع
1 - Gilbert, S.D. How to Be a Successful online student. New York: McGraw-Hill, 2001.
2 - Harasim, L., Hiltz, S.R., Teles. L., and Turoff. M. Learning Networks Cambridge. Mass: MTT Press, 1996.
3 - Palloff, R., and Pratt, K. Building learning communities in cyberspace: Effective strategies for the online classroom. San Francisco: Jossey-Bass, 1999.



مولف/مترجم: شهریار عزیزی، حسن قربانی
موضوع: تجارت الکترونیک
سال انتشار(میلادی): 2006
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال هفدهم -شماره 175
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: به کارگیری و استقرار موفقیت‌آمیز تجارت الکترونیک به وجود یک برنامه و استراتژی مدون و مشخص نیازمند است. بدون وجود استراتژی مناسب تجارت الکترونیک ممکن است کلیه تلاشهای شرکت در راستای استقرار تجارت الکترونیک با شکست مواجه شده و ضمن اتلاف منابع مالی، انسانی و زمانی حتی بقای سازمان نیز با تهدید روبه‌رو شود. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین و طراحی اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک در چارچوب سلسله مراتب اهداف یعنی چشم انداز، رسالت و اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت سازمانی است. در این مقاله برمبنای فرایند برنامه ریزی استراتژیک، اهداف استراتژیک این فرایند در چارچوب چشم‌اندازها، رسالت و اهداف برای فعالیت در محیط الکترونیک تشریح می شود.


مقدمه
موج تجارت الکترونیک تقریبا همه شرکتها را در تمامی اقتصادها تحت تاثیر قرار داده است و این شرکتها ناگزیر از ورود به عرصه تجارت الکترونیک هستند. گام اولیه و اساسی تدوین استراتژی بدون شک تدوین وطراحی اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک است. اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک همانند یک چراغ راهنما، تمامی تلاشها و اقدامات را در راه استقرار مناسب تجارت الکترونیک و کسب مزیت رقابتی در عرصه دنیای الکترونیک را تسهیل می کند. با عنایت به اهمیت وجود اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک در این مقاله به چگونگی تدوین این اهداف پرداخته می شود.
چشم انداز تجارت الکترونیک
یکی از مهمترین وظایف مدیران عالی سازمان و متصدیان تدوین استراتژی تجارت الکترونیک، تعیین چشم‌انداز تجارت الکترونیک سازمان است. چشم اندازهای برتر و عالی تجارت الکترونیک چیزی فراتر از اهداف تجاری و یا درآمدی را منعکس می کنند. چشم اندازهای قوی و مناسب کارکنان را هماهنگ کرده و سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری بیشتر در سازمان تشویق می‌کند. وجود چشم انداز قوی، کارا و مناسب علائمی را به بازار می فرستد که نشان‌دهنده توانایی سازمان جهت کسب رهبری بازار و تسلط بر بازار است (RAYPORT & JAWORSKI, 2002, PP 15-16). میلر (1996,PP 40-42) در تعریف چشم‌انداز بیان می دارد که چشم انداز مقصد نهایی است که جامع، گسترده و آینده نگر است. چشم انداز آرزوهای آینده سازمان را نشان می دهد و ابزارهای رسیدن به آن را مشخص می کند. به عبارت دیگر چشم انداز وضعیت ممکن و مطلوب آینده سازمان است. سازمان با تدوین چشم‌انداز تجارت الکترونیک وضعیت موردنظر و مطلوبی را که قصد دارد در آینده به آن برسد را مشخص می کند و جایگاه خود را در بازار الکترونیک روشن می سازد. نقش چشم انداز را در تعیین وضعیت مطلوب آینده سازمان را می توان درقالب شکل (1) مشاهده کرد.
 
 
همانگونه که در شکل (1) مشاهده می‌شود در زمان فعلی (وضعیت موجود) که وضعیت سازمان را در مقطع زمانی (TO) نشان می دهد سازمان موقعیت مشخصی در بازار الکترونیک دارد. ممکن است درحال حاضر سازمان فقط یک وب سایت داشته باشد و هیچگونه فروش اینترنتی نداشته باشد و جزء پیروان و رقبای کم اهمیت بازار الکترونیک تلقی شود. سازمان با تدوین استراتژی مناسب تجارت الکترونیک تلاش می کند که به وضعیت مطلوب در زمان موردنظر (TN) دست یابد.
استراتژی تجارت الکترونیک به عنوان یک وسیله و ابزار در راستای تحقق اهداف استراتژیک تجارت الکترونیک و ازجمله تحقق چشم انداز تجارت الکترونیک عمل می کند. وضعیت مطلوب نشان دهنده آرزوها و خواسته های سازمان درمورد چگونگی موقعیت آینده خود در بازار الکترونیک است که ازطریق اجرای استراتژی تجارت الکترونیک تحقق می یابد. برای مثال شرکت سیسکو چشم انداز خود را بدین صورت تدوین نموده است: تغییر روشی که کار می‌کنیم، زندگی می کنیم بازی می کنیم و یاد می گیریم.
رسالت تجارت الکترونیک
رسالت سازمان که از آن به عنوان مأموریت و بیانیه رسالتی یاد می شود بیان می کند که سازمان چه چیزی را برای جامعه تولید می‌کند. رسالت سازمانی اهداف بنیادی منحصر به فرد سازمان را تعیین و سازمان را از سایر سازمانها متمایز و جهت‌گیری سازمان را مشخص می کند (MOHAMMED.2002,P34). رسالت سازمان هدف سازمان و یا دلیل وجودی آن را بیان می کند (WHEELEN & HUBGER, 2000, P6). رسالت سازمان ضمن اینکه چشم انداز سازمان را عینی و ملموس می کند اعتقادات و جهت گیریهایی را که مدیران دوراندیش سازمان درنظر دارند مشخص می کند (MILLER, 1996, P44-45). رسالت سازمانی تجارت الکترونیک باید چهار عنصر زیر را دربرگیرد:
1 – تعهد سازمانی به ذی‌نفعان در بازار الکترونیک
سازمان باید انتظارات دی‌نفعان متعدد از قبیل کارکنان، مدیریت و سرمایه گذاران را از تجارت الکترونیک مشخص کرده و خود را ملزم به تحقق آن بدانند. برای مثال سازمان باید امنیت شغلی کارکنان، بهبود ارزیابی عملکرد و تامین نرخ بازده موردانتظار را به عنوان انتظارات ذی‌نفعان در بازار الکترونیک لحاظ کند.
2 – حوزه کسب و کار
سازمان در رسالت تجارت الکترونیک خود باید محدوده و قلمرو فعالیت خود را در بازار الکترونیک مشخص کند. آیا سازمان قصد دارد در حوزه B2C فعالیت کند یا B2B و یا هر دو؟ اگر شرکت در چندین کسب و کار شرکت کند تاچه حد قصد دارد هریک از کسب و کارهای خود را به صورت الکترونیک تبدیل کند؟ آیا شرکت قصد دارد فقط خدمات پس از فروش و مدیریت ارتباطات با مشتری را تامین کند یا اینکه درصدد است مبادلات و حمل‌ونقل دیجیتال و اینترنتی را نیز پیگیری کند؟
 
 
3 – منابع مزیت رقابتی تجارت الکترونیک
سازمان باید منابع و مهارتهایی را که سبب ایجاد مزیت رقابتی در بازار الکترونیک می شوند را مشخص کند. اگر سازمان از منابع مالی کافی برای تامین هزینه های استقرار و نگهداری تجارت الکترونیک برخوردار باشد، کارکنان آشنا با مفاهیم و اصول تجارت الکترونیک داشته باشد، ازمارک قوی، معروف و معتبر برخوردار باشد و محصولات آن قابلیت تبدیل دیجیتال داشته باشند و از قابلیت دیجیتال بالایی برخوردار باشند، سازمان می تواند در بازار الکترونیک به مزیت رقابتی دست یابد. نکته مهم این است که بازار الکترونیک و اینترنتی به خودی خود و فی‌نفسه مزیت رقابتی تلقی نمی شوند.
4 – تصویر آینده سازمان به بازار الکترونیک
در رسالت تجارت الکترونیک سازمان، باید تغییرات محیط قانونی، رقابتی، اقتصادی و فناوری موردتوجه قرار گیرد. محیط فناوری به دلیل اهمیت حیاتی آن و تدارک زیرساختارهای بازار الکترونیک ازتوجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
ابل (ABELL, 1993) اهمیت تدوین رسالت سازمانی را در سه مورد زیر معرفی می کند:
1 – رسالت سازمان منطق روشنی از اهداف سازمان برای کارکنان ارائه می کند.
2 – رسالت سازمان منطق روشنی از کسب و کار صنعتی که سازمان در آن فعالیت می کند عرضه می نماید.
3 – رسالت سازمان استراتژی فعلی کسب و کار سازمان و جهت گیری آینده آن را بیان می کند.
رسالت تجارت الکترونیک دلیل وجودی و فلسفه حیات سازمان را در بازار الکترونیک مشخص می کند برخلاف چشم انداز تجارت الکترونیک که حالت آینده‌نگر دارد رسالت حال‌نگر است و به زمان حال توجه دارد.
رسالت سازمانی در عرصه بازار الکترونیک سنگ بنای استراتژی تجارت الکترونیک بوده که در زمان TO (حال حاضر) وجود دارد. سازمان برمبنای رسالت تجارت الکترونیک و با استفاده از استراتژی تجارت الکترونیک درصدد رسیدن به چشم انداز مطلوب تجارت الکترونیک در زمان آینده (TN) است. در این قسمت سه نمونه از رسالت شرکتهای فعال در تجارت الکترونیک مطرح می شوند.
رسالت شرکت آ،او.ال: ایجاد یک رسانه جهانی که به اندازه تلفن و تلویزیون برای زندگی مردم حیاتی بوده و حتی از آنها نیز ارزشمندتر است.
رسالت شرکت ای.بی: ما به مردم کمک می کنیم تا از هر نقطه از جهان هر چیزی را با هم مبادله کنند. ما به تقویت تجربیات اینترنتی همه افراد (فروشندگان، شرکتهای کوچک، جستجوگران اقلام منحصر به فرد و...) ادامه خواهیم داد.
رسالت شرکت مانستر: مانستر خود را متعهد به رهبری بازار ازطریق عرضه فناوری‌های نوآورانه جدید و خدمات برتر می داند که امکان اعمال کنترل بیشتری را به مشتریان (جویندگان شغل) و شرکتها برای فرایند استخدام و کارمندیابی فراهم می سازد.
اهداف
سازمانهایی که قصد تدوین استراتژی تجارت الکترونیک دارند باید پس از تدوین و تعیین چشم انداز و رسالت، اهداف تجارت الکترونیک موردنظر خود را مشخص کنند. اهداف نشان دهنده نتایج نهایی فعالیتهای برنامه ریزی شده سازمان هستند (HUNGER & WHEELEN, 2000, P6). منظور از تعیین اهداف و هدف گذاری تبدیل چشم‌انداز و رسالت سازمانی به اهداف عملکردی معین و خاص است (THOMPSONS & STRICKLAND, 2003, P9). اهداف تجارت الکترونیک، مقاصد نهایی فعالیتهای تجارت الکترونیک بوده و قابل اندازه گیری هستند. صفت مشخصه اهداف تجارت الکترونیک کمیت پذیری آنها است به نحوی که ملموس و عینی باشند.
برخلاف چشم انداز و رسالت تجارت الکترونیک که حالت کیفی داشته و ازنظر کمیت پذیری مبهم هستند، اهداف تجارت الکترونیک را می توان برحسب معیارهای مناسب به صورت عدد و رقم تبدیل کرد.
سابان (SABAN,2001) اهداف عمده تجارت الکترونیک را در سه طبقه زیر خلاصه می کند:
1 – بهبود فرایندها: هدف تجارت الکترونیک می تواند حذف فرایندهای زاید و یا بهبود فرایندهای موجود باشد. 3/68 درصد شرکتهای به کارگیرنده تجارت الکترونیک، بهبود فرایندها را به عنوان یکی از اهداف خود قرار داده اند.
2 – مهار هزینه ها: گاهی اوقات هدف تجارت الکترونیک کاهش هزینه و بهبود کارایی است. 1/17 درصد شرکتها هزینه‌ها و افزایش کارایی را به عنوان هدف تجارت الکترونیک قرار داده اند.
3 – درآمدزایی: در بعضی موارد هدف از استقرار تجارت الکترونیک افزایش فروش و درآمدزایی است. برای مثال شرکت «می‌بری» در سال 1997 فقط از فروش سالانه ای معادل دو میلیون دلار برخوردار بود اما بعد از به کارگیری اینترنت برای انجام فروش اینترنتی این رقم در سال 2000 به هفت میلیون دلار رسید (DENNIS, 2000).
هرکدام از این سه هدف کلی خود از مجموعه ای از اهداف فرعی و جزیی تشکیل شده اند. مجموعه این اهداف جزیی در جدول (1) نشان داده شده است.
سازمانها در تکنولوژی اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی سرمایه گذاری می کنند تا اهداف متفاوت مدیریت را برآورده سازند. اهداف مدیریتی از سرمایه گذاری در تکنولوژی اطلاعات و تجارت الکترونیک را می توان در سه دسته زیر بیان کرد (WEILL, 1995):
1 – اهداف مبادله ای: در این حالت سرمایه‌گذاریها درصدد خودکار کردن رخدادهای مالی مثل حقوق و دستمزد، حسابهای دریافتنی و سفارش گیری هستند. این نوع سرمایه‌گذاریها هزینه های نیروی کار و مدیریت را کاهش داده و کارایی را بالا می برد.
2 – اهداف استراتژیک: در این حالت هدف از سرمایه گذاری کسب مزیت رقابتی و افزایش سهم بازار از طریق رشد فروش است. هدف این سرمایه گذاریها بیشتر گسترش و رشد شرکت است تا کارایی.
3 – اهداف اطلاعاتی: در این وضعیت هدف ایجاد یک زیرساختار اطلاعاتی است تا سازمان را مدیریت کند. این اهداف درصدد انجام وظایف مدیریتی مثل کنترل، بودجه‌بندی و برنامه ریزی بوده و ارتباطات، حسابداری و تجزیه وتحلیل را توانمند می‌سازد. دان و دان (DAN&DAN, 2000, PP 134-135) نیز اهداف تجارت الکترونیک را در پنج طبقه زیر معرفی می کند:
1 – رابطه سازی: هدف شرکت ممکن است برقراری ارتباطات نزدیک‌تر، مستحکم‌تر، پایدارتر و همه جانبه با مشتری باشد. این کار ازطریق پست الکترونیک امکان‌پذیر می‌شود.
2 – حضور بین المللی: تولیدکننده ممکن است با استفاده از تجارت الکترونیک درصدد ورود به بازارهای جهانی و بازاریابی صادرات باشد.
3 – کاهش هزینه های ارتباطی در بلندمدت: شرکت ممکن است درصدد کاهش هزینه های انجام فعالیتهایی مثل تبلیغات و ترفیع باشد زیرا تبلیغات اینترنتی هزینه های کمتری نسبت به تبلیغات سنتی و کاغذی دارد.
4 – ارائه خدمات به یک جامعه یا گروه خاص: شرکت ممکن است ازطریق تجارت الکترونیک درصدد توجه به یک بخش خاص بازار باشد و بر آن قسمت تمرکز کند.
5 – دسترسی به بازارهای جدید: یکی از اهداف شرکتها از به کارگیری تجارت الکترونیک دسترسی به بازارهای جهانی به عنوان بخشی از فرصتهایی است که اینترنت ارائه می کند.
یکی از دلایل افت و ناکامی شرکتهای دات کام در طی سالهای 2000 و 2001 نبود شاخص واضحی از سودآوری تجارت الکترونیک است (BIDGOLI, 2002, P43) به همین دلیل حاصل نهایی تجارت الکترونیک باید به عنوان سود خود را نشان دهد. باتوجه به این مطلب در تعیین اهداف تجارت الکترونیک می توان از معادله سود استفاده کرد. براساس معادله سود، سود شرکتها از کم کردن هزینه ها از درآمد حاصل می شود. تجارت الکترونیک باید سودآوری خود را نشان دهد و بدین منظور می توان دو هدف کلی برای تجارت الکترونیکی شناسایی نمود:
1 – اهداف کاهش هزینه ها: تجارت الکترونیک قابلیت کاهش هزینه های عملیاتی و غیرعملیاتی (اداری و پشتیبانی) را دارد. تجارت الکترونیک به دلیل افزایش سرعت، دقت و بهبود ارتباطات بین بخشهای داخلی و خارجی هزینه‌های عملیاتی را کاهش می دهد. ازطریق تجارت الکترونیک مدیریت زنجیره عرضه به‌هنگام و کارا می شود و شرکت قادر خواهدبود دروندادهای لازم را برای تولید محصولات با قیمت کمتر و کیفیت بهتر تهیه کند. شرکت می‌تواند با دسترسی به عرضه کنندگان متعدد پایین ترین قیمت و بالاترین و بهترین شرایط را برای خرید مواد و قطعات پیدا کند. تجارت الکترونیک قادر به کاهش هزینه های غیرعملیاتی سازمان را نیز هست، چرا که شرکت می‌تواند با مراجعه به انواع بانکها و موسسات مالی و اعتباری وجوهات مالی لازم را با کمترین نرخ و بهترین شرایط بیابد. شرکتها همچنین می توانند نیروی انسانی موردنیاز خود را با بهترین قابلیت و آمادگی پیدا کرده و به کار گیرند. یکی از مهمترین کاربردهای تجارت الکترونیک که سبب کاهش هزینه های عملیاتی می شود تامین منابع از خارج است. تجارت الکترونیک با حذف کاغذ و فرمهای کاغذی صرفه جوییهای عظیمی حاصل می کند. تجارت الکترونیک با خودکار کرد برخی فرایندها سبب کاهش هزینه های نیروی انسانی می شود. تجارت الکترونیک همچنین باعث کاهش هزینه های بازاریابی و تبلیغات می شود.
2 – اهداف افزایش درآمد: تجارت الکترونیک محدودیتهای ورود به صنعت را پایین می آورد و امکان کسب بازارهای جدید و دستیابی به مشتریان جدید و حتی مشتریان رقبا را نیز فراهم می کند. با استفاده از تجارت الکترونیک امکان بازاریابی صادراتی و صادرکردن محصولات برای شرکتها ساده‌تر می شود. تجارت الکترونیک باتوجه به مؤلفه مشتریان به چهار طریق درآمد شرکت را بالا می برد:
1 – افزایش تعداد دفعات خرید مشتریان.
2 – جذب مشتریان رقبا و خصوصا رقبایی که از تجارت الکترونیک استفاده نمی کنند.
3 – دستیابی به مشتریان جدید.
4 – مطالبه قیمتهای بالاتر از طریق متمایز ساختن و سفارشی کردن محصولات موردنظر مشتریان.
مغازه‌های اینترنتی هفت روز هفته و 24 ساعته شبانه روز باز بوده و امکان خرید از آنها درهر لحظه از زمان وجود دارد این نکته که در تجارت الکترونیک به قانون 7/24 مشهور است سبب افزایش خرید مشتریان و افزایش درآمد شرکت می شود.
نتیجه گیری
یکی از مهمترین مراحل در فرایند برنامه ریزی استراتژیک تجارت الکترونیک تعیین اهداف استراتژیک است. سازمان هدف، گیج و بی هدف به سوی پایانی نامعلوم گام برمی دارد. نمی توان فرد یا سازمانی را متصور شد که بدون داشتن هدفهایی روشن به موفقیتهایی دست یافته باشد. با ورود ابزارهای الکترونیک به عرصه تجارت سازمانها باید نتایج موردانتظار خود را از فعالیتهای الکترونیک در چارچوب چشم اندازها، رسالت و اهداف تعیین کرده تا موفقیت و بقای سازمان تضمین شود. نکته مهم در برنامه ریزی راهبردی تجارت الکترونیک، استقرار براساس نیاز است. به عبارت دیگر استقرار تجارت الکترونیک نباید صرفا به عنوان یک مد در بین سازمانها معرفی شود. استقرار تجارت الکترونیک نیازمند سنجش زیرساختهای نرم و سخت سازمان، تعیین اهداف راهبردی، تدوین و انتخاب راهبردها و درنهایت اجرا و کنترل نتایج است.
منابع
1 – ABELL.F.A (1993) "DEFINING THE BUSINESS: THE STARTING POINT OF STATEGIC PALNNING". PRENTICE HALL, NEW JERSEY.
2 – ABOUT US, MONSTER, AVAILABLE AT: HTTP://MONSTER.CO.UK/ABOUT/.
3 – ALEX MILLER, (1996) "STRATEGIC MANAGEMENT", 3RD ED. NEW YORK: IRWIN MCGRAWHILL.
4 – BERMAN D.K. (2000) "NET-POWERED PROFITS". BUSSINES WEEK, ISSUE 3691. 24 JULY.
5 – BIDGOLI, H.(2002) "ELECTRONIC COMMERCE: PRINCIPLES AND PRACTICE: A MANAGERIAL PERSPECTIVE", ACADEMIC PRESS PUBLISHING COMPANY, SAN DIEGO CALIFORNIA.
6 – CISCO"S VISION AND LEADERSHIP, AVAILABLE AT: HTTP://WWW.CISCO.COM/WARP/PUBLIC/ 779/LARGEENT/WHY-CISCO/VISION.HTML.
7 – DAN.S, DAN.S (2000) "STRATEGIC INTERNET MARKETING". 1 ST EDITION, JOHN WILEY & SONS, MILTON.
8 - Ebays mission, available at: http://company.monster.com/ebay.
9-Hunger J.D, Wheelen T.L (2000)”Essential of strategic management”, 2rd edition, prentice hall new jersey.
10- Mohammed R.A, and Fisher R.J&Jaworski .B.J&Cahil A.M, (2002)”Internet Marketing: Building advantage in a net work economy”, international edition, McGraw hill. NEW YORK.
11-Rayport, J.F&Jaworski, B.J. (2002) ”Introduction to e- commerce “international edition, McGraw hill, new york.
12-Saban, K.A. (2000)”Strategic Preparedness: A critical Requirement to maximize e-commerce investment”, electronic markets .vol 11.NO 1. PP26-36.
13-Saban, ka (2000)”strategic Preparedness: Critical Requirement to Maximize E-commerce Investment “, Electronic Markets, Vol11.No1, pp26-36.
14-The statement of “AOLS Mission “, available at http://aolwatch.com/mission.html.
Thompson R.J&.Strickland.A.J (2003) ”Strategic Management: concepts&case”, McGraw hill, New York.
15-Weill, peter. (1995)” The Relation ship Between Investment in information technology and firm performance: A study of the valve manufacturing sector, informatin study research, vol 3, issue 4, p307.

مولف/مترجم: رامین گلزار ادبی
موضوع: شبیه سازی/ تصمیم گیری
سال انتشار(میلادی): 2007
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر-سال هجدهم-شماره 177
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: هدف از نگارش این مقاله، معرفی تکنیک‌های شبیه سازی رایانه ای و کاربرد آنها در فرآیند تجزیه و تحلیل، اندازه گیری و پیش بینی تغییرات و اثرات آن بر دیگر متغیرهای موجود مانند هزینه ، کیفیت، زمان و غیره است. مدیران پروژه در آغاز فرآیند تولید و در طول این فرآیند تصمیمات بسیاری اتخاذ می کنند تا از کیفیت بالای عملکرد خود اطمینان حاصل کنند. در فرآیند تصمیم گیری تجربیات شخصی مدیر کافی به نظر نمی رسد. از این رو مدیران از روشهای گوناگون مدلسازی و شبیه سازی بهره می گیرند تا اطمینان حاصل کنند که به استانداردهای موجود در کار خود دست یافته اند. شبیه سازی (APPLIED SIMULATION) فرآیندی تکنیکی است که امکان نمایش فرآیند ها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل دینامیک رایانه ای فراهم می کنند، در حقیقت شبیه سازی رایانه ای ابزاری نیرومند جهت پشتیبانی از تصمیمات مدیریت و کاهش ریسک فرآیند تصمیم گیری با استفاده از ارزیابی و تحلیل استراتژی های مختلف است. در این مقاله ابتدا به ویژگیهای تکنیک شبیه سازی پرداخته و سپس چگونگی استفاده از آن را در سازمان نشان می دهیم. به کارگیری تکنیکهای معرفی شده در این مقاله می تواند هزینه ها و ریسک اتخاذ تصمیمات نادرست در سازمان را کاهش داده و فرآیندها و محصولات سازمان را بهبود بخشد.


مقدمه
شبیه سازی فرایند تکنیکی است که به سازمانها کمک می کند تا نتایج عملکردو فرآیند تصمیم گیری خود را پیش‌بینی، مقایسه و بهینه سازی کنند، بدون اینکه هزینه و ریسک تغییر فرآیندهای جاری و اجرای جدید را متحمل شوند.
استفاده از مدل های شبیه سازی به عنوان یک تکنیک پشتیبانی از تصمیمات مدیریت و کاهش ریسک فرآیند تصمیم گیری به وسیله ارزیابی و تحلیل استراتژی های مختلف طراحی وبهبود سیستم، همواره روند افزایشی داشته است. گستره کاربرد آن مباحث بازرگانی، اقتصاد، بازاریابی، تعلیم و تربیت ،علوم فضایی و بسیاری علوم دیگر را دربرمی گیرد (رابرت شاتون)
تعریف شبیه سازی
براساس تعریف شاتون ، شبیه سازی عبارت است از فرآیند طراحی مدلی از سیستم واقعی و انجام آزمایشهایی با این مدل که با هدف پی بردن به رفتار سیستم بازاریابی ، استراتژی های گوناگون (در محدوده ای که به وسیله معیار و یا مجموعه‌ای از معیارها اعمال شده است) را برای عملیات سیستم تبیین می‌کند.
مدل شبیه سازی توانایی یا قابلیت طراحی شده ای است که یک راه حل آماری قدرتمند را ایجاد می‌کند و مدیر را از دست یابی به اهداف سازمان مطمئن می سازد. (2002 Ferrin)
یک مدل حالت کوچکی از یک سیستم پیچیده واقعی با مفهوم حقیقی است. ارزش یک مدل به آن جهت است که پیش‌بینی‌های آن پاسخهای مناسبی برای حل مشکل مورد نظر را فراهم می آورد.
یک مدل شبیه سازی گونه ای از پدیده ها یا سیستم های دینامیک را نشان می دهد که می تواند مسائل موجود در سازمان را بیش از آنکه تبدیل به مشکل شوند، نشان دهد.
هدف اصلی مدل های شبیه سازی فراهم آوردن بنیانی برای پیش بینی رفتار سیستم است. به طور کلی شبیه سازی زمانی مورد استفاده قرارمی گیرد که به علت پیچیدگی سیستم مورد نظر ،‌ استفاده از روشهای تحلیلی غیر عملی است. از این رو روشهای مطالعه سیستم از طریق شبیه سازی مطرح می شود.
غالباً پیچیدگی موجود در سیستم های واقعی به صورت اشکال زیر نمود پیدا می کند :
* حالت عدم اطمینان در سیستم: شبیه سازی مکانیزمی، منصف و سودمند را برای غلبه بر عدم اطمینان فراهم می آورد بدون آنکه محدودیتی برای سیستم ایجاد کند.
* رفتار پویا : رفتار سیستم در طول زمان ثابت نیست و متغیرهای اصلی موجود همانند بهره وری و... نیز در طول زمان متغیرند. برای تشخیص علت تغییرات و کنترل آنها بایستی از مدل پویا و متناسب تغییرات ، استفاده شود.
* مکانیزم های بازخورد: رفتارهای انجام شده و تصمیمات اتخاذ شده در یک مرحله از یک فرآیند، قسمتهای دیگر فرآیند را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تأثیر قرار می دهد و شناسایی این اثرات و علل آنها بسیار ضروری است.
برای اخذ تصمیم درست در هر مرحله از فعالیتهای یک سیستم ، موارد ذکر شده فوق بسیار تأثیرگذار است.
با استفاده از شبیه سازی می توانیم اثرات هر یک از عوامل یاد شده را آزمایش و پیش بینی کنیم. شبیه سازی در حقیقت آزمایش کردن یک سیستم واقعی با مدل است. زیرا آزمایش کردن روی یک سیستم واقعی مشکلات زیادی در پی دارد به طور مثال شاتون در کتاب خود به‌نام (علم وهنر شبیه سازی سیستم ها ) به نقل از بریش این مشکلات را چنین ذکر می کند:
1 ـ آزمایشها روی سیستم واقعی می توانند عملیات سازمان را مختل کنند.
2 ـ اگر افرادومردم، جزء جداناشدنی سیستم باشند، ممکن است رفتارشان را تغییر دهند.
3 ـ ممکن است یکسان نگهداشتن شرایط عمل ، برای هر بار تکرار آزمایش ، بسیار مشکل باشد.
4 ـ شاید به دست آوردن حجم نمونه ای یکسان به زمان و هزینه زیادی نیاز داشته باشد.
با توجه به موارد فوق ، مجبور هستیم برای پیش بینی نتایج حاصل از تصمیمات و کاهش ریسک آن ، از روش شبیه سازی استفاده کنیم.
فرآیند شبیه سازی
اصولاً یک پروژه مبتنی بر مدل شبیه سازی زمانی آغاز می شود که در سیستم مسئله ای به وجود آید. در این زمان اولین گام تدوین مسئله است، زیرا برای یافتن جواب مسئله باید فهمید که اصل آن چیست؟
بنابراین اولین قدم در آزمایش شبیه سازی ( همانند هر آزمایش دیگری )،تعیین هدف آزمایش است ،چون این هدف است که نحوه آزمایش، جزئیات لازم و نتایج نهایی را تعیین
می کند.
دومین گام تعریف سیستم است. در این مرحله باید تعیین کرد که از چه روشها و تکنیکهایی می توان برای بررسی و مطالعه سیستم استفاده کرد . تعریف سیستم در حقیقت ، تعیین ا جزای سیستم، عناصر و عوامل داخلی و خارجی محیط سیستم، پارامترها و متغیرهای سیستم را شامل می شود. پس از آن روابط و قوانین حاکم میان ویژگیهای سیستم و متغیرهای آن مشخص و یا فرموله شده، سپس چگونگی رفتارسیستم مورد بررسی قرار گرفته و جزئیات حاصل از تغییر متغیرها در سیستم معلوم می‌شود.
گام سوم پاسخ به این سوال است که آیا در تمامی تصمیم گیریها می‌توان از مدل شبیه سازی استفاده کردیا خیر؟ اگر شرایط واقعی چندان پیچیده نباشد و بتوانیم با استفاده از روشهای تجزیه و تحلیل به حل مسئله بپردازیم، طبیعتا نیازی به استفاده از مدل شبیه سازی نیست. ولی اگربا توجه به شرایط پیچیده وریسک بالا ، فقط از شبیه سازی می توان استفاده کرد، پس کاربرد روش شبیه سازی الزامی است .
گام چهارم، تدوین مدل است. هنر مدل‌سازی عبارت است از توانایی تحلیل مسئله، چکیده سازی خصایص آن، انتخاب مفروضات وسپس تکمیل و توسعه مدل تا زمانی که تقریبی مفید از واقعیت به‌دست آید. هر چه مدل کامل‌تر باشد، وضعیت پیچیده را روشن‌تر منعکس می کند.
گام پنجم، تدارک داده هاست. هر مطالعه ای مستلزم جمع آوری داده هاست. در یک مدل شبیه سازی، داده های ورودی باید با اطلاعات مربوط با اجزای سیستم وارتباط میان آنها رابطه نزدیک داشته باشد.
در این زمان تحلیلگر باید تصمیم بگیرد چه داده هایی مورد نیازند و چگونه باید این اطلاعات را جمع آوری کرد.
گام ششم با بر گرداندن مدل برداشته می شود. در این مرحله باید مدلی که از سیستم تهیه شده است برای کامپیوتر توصیف کنیم مدلهای شبیه سازی از لحاظ منطقی بسیار پیچیده بوده و دارای فعل و انفعالات متقابل بسیاری در بین عناصر سیستم هستند.
در گام هفتم، اعتبار مدل را تعیین می کنیم. این مرحله مهمترین و مشکل ترین مرحله از مراحل شبیه سازی است. تعیین اعتبار یعنی آنکه آیا مدل ساخته شده رفتار سیستم واقعی را به درستی شبیه سازی وتوصیف می کند یا خیر؟ بنابراین آنچه که اهمیت دارد قابل اعتبار بودن مدل است نه حقیقت ساختار آن.
گام هشتم، برنامه ریزی استراتژیک و تاکتیکی است. به طور کلی برنامه استراتژیک یعنی طرح آزمایشی که اطلاعات مطلوب از آن حاصل می شود و برنامه ریزی تاکتیکی یعنی تعیین این موضوع که هر یک از آزمونهای مشخص شده در طرح آزمایش، چگونه انجام می گیرد.
در گام نهم آزمایش وتفسیر(تحلیل حساسیت ) آن صورت می گیرد. در این مرحله اشتباهات و نواقص برنامه ریزی آشکار می‌شود و مراحل اجراشده مورد بازبینی قرار می‌گیرد.
گام دهم با پیاده سازی و مستند سازی برداشته می شود. موفقیت یک پروژه شبیه سازی را تنها می توان زمانی محقق دانست که مدل پذیرفته شده، تفهیم شود و مورد استفاده قرار گیرد. مستند سازی دقیق و کامل از چگونگی ایجاد، توسعه ونحوه عمل مدل می تواند عمر مفید و شانس پیاده سازی موفق آن را بسیار افزایش دهد. مستند سازی خوب، نحوه اصلاح را آسان‌تر ساخته، حتی در صورت نبودن ایجاد کننده های اصلی آن، استفاده از آن را ممکن می سازد.
شبیه سازی مستقیماً از طریق پیش بینی اثرات و نتایج حاصل از اعمال تغییرات بر فرآیند ،کیفیت ، بهره وری و چرخه زمان، به تصمیم گیری مدیران کمک می‌کند. همچنین مسائل موجود در مدیریت تغییر را حل می‌کند و هدف آن اجرای فرآیندها در عملیات کیفی است که از نظر هزینه، نحوه طبقه بندی و کیفیت با محدودیت مواجه است.
(1999Raffo 2000 Madachy & Tarbet & Kellner )
در حقیقت شبیه سازی، ابزاری است که تعیین می‌کند، این محدودیتها باید چگونه باشند. از طریق شبیه سازی می توانیم سطح بالا و سطح پایین (محدوده تغییر) متغیرهای مستقل را تعیین کنیم تا در نهایت بتوانیم محدودیتهای هزینه، کیفیت و مبنای طبقه بندی را اعمال کنیم .
می‌توان گفت تکنولوژی همان تولید محصول با استفاده از مدل در شرایط واقعی است و در واقع از طریق مدل سازی، عکس العمل محیط واقعی بر تکنولوژی جدید از قبل پیش بینی می شود.
رفتار محیط در قبال متغیرهای واقعی را می توان مدل سازی کرد و متغیرهایی که دست یابی به آنها آسان نیست را نادیده گرفت. درواقع از طریق محیط شبیه سازی شده می توان بسیار آسان تر از شرایط محیط واقعی به نتیجه دست یافت.
بیشتر مواقع ، مدلهای شبیه سازی به ما کمک می کنند که تصمیم بگیریم که یک فرآیند متوقف شود و یا به فعالیت خود ادامه دهد.
تکنیک‌های شبیه سازی که برای ارزیابی سیستم ها به کار می روند، ابزار بسیار مناسبی برای بهبود کیفیت مقیاس ، و معیارهای مورد استفاده در فرآیند طراحی، کدگذاری، و آزمایش گامهای سازمان ارائه می دهند که می توان آن را در شرایط واقعی به کار گرفت. در نتیجه احتمال وجود نقص در محصولات و خدماتی که به مشتری ارائه می شوند کاهش یافته، نیازها و خواسته‌های مشتریان برآورده شده و سازمان به کامیابی در مأموریت خود دست می یابد.
از سوی دیگر با استفاده از تکنیک شبیه سازی می توان هزینه ها را پیش بینی و اولویتها را تعیین کرد، محصولات و خدمات را طبقه بندی کرده و نیروی کار مورد نیاز را تشخیص داد و در حقیقت با استفاده از داده های حاصل از به کارگیری تکنیک شبیه سازی، مدیریت با اطمینان بیشتری در مورد هزینه، بودجه، نیروی انسانی و... برنامه ریزی و تصمیم گیری می کند.
با این وجود شبیه سازی همواره راه گشا نیست، تنها زمانی سودمند واقع می‌شود که هم مدل و هم داده های مورد استفاده در آن، تا حد زیادی شرایط واقعی را بنماید. قدرت متصور برای شبیه سازی شدیداً به میزان اعتبار مدل بستگی دارد. از آنجا که شبیه سازی، ساده سازی جهان واقعی است و اعتبار آن ،اساساٌ تقریبی است،پس صحت نتایج حاصل از یک مدل شبیه سازی نیز به ارزش واقعی پارامترهای مدل بستگی دارد.
در بسیاری از نمونه های جهان واقعی این پارامترها و یا اندازه گیری آنها، دقت لازم را ندارد.
برای غلبه بر این مشکلات می توان راهبردهای زیر را اتخاذ کرد:
* مقادیر موجود می تواند با متغیرهای مطلوب احتمالی، یکسان فرض شود.
* مقدار ها می توانند بر اساس مطالب ،اسنادو مدارک صحیح دیگری تعیین شوند.
* در صورت لزوم می توان تعیین پارامترها را با استفاده از تجربیات افراد درگیر در کار یا تئوری های موجود انجام داد.
نتیجه گیری
در این مقاله سعی کردیم آثار به کارگیری شبیه سازی را در تحلیل، اندازه گیری، طراحی، پیش بینی پارامترهای گوناگون مؤثر در فرآیندهای سازمان به طور مستقیم یا غیر مستقیم و تأثیر آن بر فرآیند تصمیم گیری را معرفی کنیم.
شبیه سازی می تواند در پیش بینی پارامترهای گوناگون توسعه فرآیندهای سازمان همانند هزینه، اعتبار، طبقه بندی و نواقص موجود در گامهای توسعه فرآیندهای سازمان، مورد استفاده قرار گیرد و به مدیران و کارکنان این توانایی را می دهد که در فرآیند تصمیم گیری، موارد مورد نیاز را بسنجند تا فرآیندهای موجود بهبود یافته، نواقص برطرف شده و سازمان به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابد.
منابع
1-Chidamber, S.R. and Kemerer, C.F. (1994) "A metrics suite for -oriented design", IEEE
2-Transactions on Software Engineering, Vol.20 No. 6, pp,476-93.
3-Ferrin, D.M., Mothler, dD and Muthler, M.J. (2002), "Six sigma and simulation, so what"s the correlation?" , Proceeding of the 2002 Winter simulation Conference, Manchester, pp. 1439-43.
4-Karunanithi, N., Whitley, D. and Malaiya, Y.K. (1992), "Using neural networks reliability in prediction", IEEE Software, Vol. 9 No. 4, pp. 53-9.
5-Kellner, M.I., Raymond, J.M. and Raffo, D.M. (1999), "Software process simulation modeling: Way? What? How? ", Journal of system and software, Vol.46 Nos2/3, available at www.rcf.usc.edu/madachy/kmrsub.pdf.
6-Kitchenham, B.A., Hughes, R.T. and Kinkman,S.G.(2001),"Modeling software measurement data" , IEEE Transactions on Software Engineering, Vol.27 No.9,pp.788-804.
7-Madachy , R.and Tarbet, D.(2003),"Initial experiences in software process modeling",Software Quality Professional, Vol.2 No.3,pp.15-27.
8-Raffo,D.(1999),"Getting the benefits from software processsimulation",International Conference On Software Engineering and Knowledge Engineering (SEKE"99), Kaiserslautern.
9-Reformat,M.,Pedrycz,W.and Nicolino,J.p.()2002,"Software quality analysis with the use of computational intelligence",Proceeding of International Joint conference of Neural Networks,Hawaii,pp.1156-61
10-H.J.Harington, K.Tumay, "simulation Modeling Methods" MCORAW HILL
11 - شاتون رابرت ، علم و هنر شبیه سازی سیستم ها ، مرکز نشر دانشگاهی
12 – دکتر حسن صالح فتح‌آبادی، شبیه سازی سیستم‌ها به وسیله کامپیوترهای رقمی، نشر دانشگاهی


مولف/مترجم: فرهاد شفیع پور مطلق
موضوع: مدیریت زمان
سال انتشار(میلادی): 2007
وضعیت: تمام متن
منبع: ماهنامه تدبیر –سال هفدهم -شماره 176
تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: دانشجویان مجازی اغلب نسبت به مدت زمان مورد نیاز برای به پایان رسانیدن آموزش درون شبکه‌ای (Online) آگاهی ندارند. در حقیقت بر خلاف دسترسی آسان به این نوع آموزش،‌ تحقیقات نشان می‌دهند که طول مدت تحصیل آن دو برابر آموزش به شیوه سنتی است (پالوف و پرات، 1999؛ گیلبرت، 2001). در نتیجه مشارکت در فرایند یاددهی- یادگیری درون شبکه‌ای مستلزم تعهدی عملی نسبت به آن از طرف دانشجویان و مربیان است. مدیریت زمان باید همسو و سازگار با ماهیت برنامه درسی باشد. بعضاً از مربیان خواسته می‌شود تا به دانشجویان در مدیریت زمان طی فرایند یادگیری کمک کنند. از این رو وظیفه آنها این است که اهمیت هر یک از سرفصلهای مطالب درسی را در جریان آموزش برای دانشجویان بیان کنند . مقاله حاضر به بررسی شیوه های بهبود مدیریت زمان در دانشگاه مجازی می‌پردازد .


مبانی مدیریت زمان
براساس مدیریت زمان، توصیه در هر زمینه‌ای مبتنی بر اهداف صورت می‌پذیرد. به‌محض اینکه اهداف و اولویتها مشخص شدند، زمان مورد نیاز برای آنها تخصیص می‌یابد. به این روش می‌توان برای شرکت دانشجویان مجازی در آموزش درون شبکه‌ای برنامه‌ریزی کرده و از ایجاد اضطراب در آنها ممانعت به‌عمل ‌آورد. در این قسمت چند توصیه کلی برای دانشجویان مجازی ارائه می‌شود:
_ اهداف باید کاملاً مشخص باشند: آموزش درون شبکه‌ای شیوه‌ای ساده و آسان برای گذراندن واحدهای درسی نیست. برآورد می‌شود که دانشجوی درون شبکه‌ای 12 تا 15 ساعت در هفته درگیر تحصیل خواهد بود (گیلبرت، 2001). در نتیجه لازم است برنامه‌ریزی بر اساس آن صورت گیرد.
_ مشخص نمایید، چه مقدار وقت برای مطالعه درون شبکه‌ای در اختیار است: ارزیابی واقع‌بینانه از وقت مورد نیاز برای انجام وظایف روزانه همچون انجام تکالیف درسی، رفت و آمد و رسیدگی به امور خانواده حائز اهمیت است. این ارزیابی به دانشجویان کمک می‌کند تا از گرفتن واحدهای درسی زیاد خودداری کنند. معمولاً دانشجویان اظهار می‌کنند که تکالیف آنها در واحدهای درسی ثبت نام شده، به حدی زیاد است که بسا ادامه‌ تحصیل را با مشکل روبرو می‌سازد.
تعیین اهداف
هنگامی دانشجوی مجازی در آموزش درون شبکه‌ای به موفقیت دست می‌یابد که اهداف مشخصی داشته باشد. ثبت نام در آموزش با هدف روشن، موجب جذابیت محیط یادگیری و ادامه تحصیل می‌شود.
بیشتر دانشجویان مسن صرفاً به منظور اخذ گواهی یا مدرکی برای حرفه‌ خود در آموزش درون شبکه‌ای شرکت می‌کنند. اگر چه ممکن است که دانشجویان جوان‌تر در راستای رسیدن به اهداف شغلی در این نوع آموزش شرکت نکنند، اما به‌پایان رسانیدن دوره جهت دریافت مدرک تحصیلی به خودی خود برای ایجاد انگیزه‌ در آنها کفایت می‌کند. در نتیجه، دانشجویان مجازی باید تشویق شوند که برای شرکت در آموزش و نیز ارزیابی نتیجه برنامه‌ها، اهداف روشنی را دنبال کنند. حتی اگر دانشجویان در پی تحصیل به منظور کسب مدرک باشند، داشتن اهداف واقع‌بینانه همراه با تعیین اولویتها می‌تواند به آنها در استفاده بهینه از وقت کمک کند.
برای مثال اگر هدف کلی در درس آمار که به‌صورت درون شبکه‌ای برگزار می‌شود، دستیابی به نمره‌ قبولی و هدف واقعی دستیابی به فهم بیشتر از موضوعات گوناگون درس باشد، دانشجو می‌تواند به ارزیابی و اولویت‌بندی اهداف درسی اقدام نموده و سپس بر اساس یک زمان‌بندی منطقی برای آنها برنامه‌ریزی نماید. اغلب به مربیان توصیه می‌شود که دانشجویان خود را تشویق کنند تا در ابتدای دوره به منظور کمک به تشکیل گروه در جهت اهداف یادگیری تشریک مساعی کنند. این فعالیتها مبنای مدیریت زمان را تشکیل می‌دهد.
لازم به ذکر است که دانشجویان در برخورد با محیط باید انعطاف‌پذیر باشند: آموزش درون شبکه‌ای در جهان واقعی صورت می‌گیرد، یعنی دانشجویان در محیط خود به خلق فضایی می‌پردازند که امکان یادگیری را فراهم می‌آورد. مسائل زندگی می‌تواند مانع از اجرای بهترین طرحها و تحقق اهداف و مقاصد شود. دانشجوی مجازی هنگامی که با مشکلی مواجه می‌شود، برای آنکه از درس عقب نیفتد، باید با مربی تماس گرفته و او را مطلع سازد. مربی نیز لازم است انعطاف‌پذیر بوده و برای فائق آمدن بر موانع و مشکلاتی که ممکن است مانع اتمام دوره تحصیلی شود، با دانشجویان همکاری نماید. البته این در صورتی است که مربی نسبت به وجود مشکل مطمئن شود. بهانه‌های دانشجویان برای عدم انجام تکالیف در جهان درون شبکه‌ای تغییر کرده است. دانشجو دیگر نمی‌گوید که «تکالیف را در خانه‌ام جا گذاشتم»، بلکه می‌گوید: ”رایانه‌ی من خراب شد“ یا ”من بر حسب اتفاق تکالیف خود را حذف کردم“ یا «تکنسینی به اشتباه هارد درایو مرا را دوباره فرمت‌بندی کرده است». چشم پوشی انحرافات جزیی دانشجوی مجازی در جریان کار از طرف مربی لازم است، اما در صورت تکرار بهانه‌ها، باید نسبت به آنها شک نمود و از دانشجویان دیگر درباره آنها سؤال کرد.
تعیین اولویتها
به محض مشخص شدن اهداف می‌توان به اولویت‌بندی آنها پرداخت. دانشجویان باید بر حسب اهمیت و ضرورت اهداف، در صدد تحقق آنها برآیند. جدول مدیریت زمان وآموزش درون شبکه ای ، به دانشجویان کمک می‌کند تا بر حسب اهمیت کارها، به تقسیم بندی زمان بپردازند. در این قسمت به توضیح ابعاد نمودار یادشده پرداخته می‌شود.
الف - فاقد اهمیت و فوریت
بسیاری از دانشجویان عنوان می‌کنند که برای انجام کارهایی همچون تماس تلفنی، تماشای تلویزیون و یا بازی رایانه‌ای نیاز به زمان‌بندی ندارند. این در حالی است که برای انجام هر کاری بر حسب اهمیتی که دارد، باید زمانی اختصاص داد.
اگرچه به‌نظر می‌رسد که انجام کارهای یاد شده، ‌وقت افراد را به هدر می‌دهند،‌ اما برای رفع خستگی پس از یک کار روزانه، مورد نیاز است. بنابراین باید دانشجویان نسبت به این نوع کارها توجه داشته و زمانی را به آن تخصیص دهند. زیرا حتی با انگیزه‌ترین دانشجویان نیز نمی‌توانند به طور دائم به کار مشغول باشند. کارهایی از قبیل تماس تلفنی، تماشای تلویزیون و ... به ما کمک می‌کند که تجدید نیرو کرده و دوباره کارهای روزانه را ادامه دهیم. البته پرداختن به چنین کارهایی نباید به گونه‌ای باشد که مانع پیشرفت شود.
ب - فاقد اهمیت اما فوری
فشار روانی که بسیاری از دانشجویان در طی روز تحمل می‌کنند، بعضاً موجب حواس پرتی آنها می‌شود. به‌گونه‌ای که نمی‌دانند دقیقاً چه کارهایی را انجام داده‌اند. درگیرشدن (مشغول شدن) در فعالیتهایی که دارای اهمیت نیستند، اما فوری به نظر می‌رسند، باعث می‌شوند که دانشجوی مجازی احساس کند، صرفاً در حال انجام کار کم اهمیتی بوده و کار زیادی به انجام نرسانیده است.
 
ح - مهم اما غیر فوری
کار با این طبقه مشکل است، زیرا اغلب کارها تا زمانی که فوریت پیدا نکنند، به تعویق می‌افتند. مثلاً شروع انجام تکلیف یا نوشتن مقاله مهم است، اما اگر در انجام آنها عجله‌ای نباشد، فوری محسوب نمی‌شود. واداشتن دانشجویان به انجام همه تکالیف درسی در مدت زمانی کوتاه ممکن نیست، اما این امر در درازمدت امکان‌پذیر است. مثلاً انجام هر یک از تکالیف درسی به نوبت تا پایان ترم، روشی سودمند است. بدین ترتیب فعالیتهای مهم در میان موضوعات مختلف گم نمی‌شوند.
مهم و فوری
تعیین ضرب‌الاجل برای انجام کار موجب ایجاد انگیزه در بسیاری از دانشجویان می‌شود. مهلت زمانی مشخص شده برای ارسال تکالیف، نوشتن مقاله یا پاسخ‌گوئی به بحثهای درون شبکه‌ای، اهمیت و فوریت کار را افزایش می‌دهد. با این حال برای عده‌ای از دانشجویان تعیین ضرب الاجل خوشایند نبوده و به تشکیل گروه صدمه می‌زند. مثلاً اگر مهلت ارسال تکالیف را تا یک هفته تمدید کنند، در صورتی که مطابق با مهلت زمانی تعیین شده قبلی، بیشتر دانشجویان اقدام به ارسال آنها کرده باشند، ممکن است از اینکه نمی‌توانند از مهلت زمانی تمدید شده در جهت ارائه‌ هر چه بهتر تکالیف درسی استفاده نمایند، ناراحت شوند.
بسیاری از دانشجویان مجازی همانند دانشجویان کلاسهای حضوری، ترجیح می‌دهند، انجام تکالیف درسی خود را تا آخرین فرصت به تعویق اندازند که این امر مشکلاتی را در خصوص تشکیل گروه به وجود می‌آورد.
مدیریت مناسب زمان و تعیین اولویتها در برخورد با نیازها و تقاضاهای آموزش درون شبکه‌ای برای شکل‌گیری گروه یادگیری بسیار حیاتی است. اگر دانشجویان متعهد نباشند که به مطالعات خود بیش از دیگر فعالیتهای غیرمهم و غیرفوری اولویت دهند، دیگر اعضای گروه به‌واسطه عدم حضور آنها دچار مشکل خواهند شد.
تخصیص وقت برای مطالعه و تعامل درون شبکه‌ای
گیلبرت (2001) متذکر می‌شود که ابزارهای مؤثری برای مطالعه وجود دارد، خواه آموزش به‌صورت درون شبکه‌ای باشد و خواه به شکل حضوری و رو در رو. او رویکرد پیش نگری، بررسی و بازنگری را پیشنهاد می‌کند. پیش‌نگری به‌معنای توجه و نگریستن به کل دوره آموزش قبل از شروع آن است و شامل خواندن و مروری بر رئوس مطالب، برنامه‌ریزی پیش از انجام تکالیف، نوشتن مقالات، شرکت در امتحانات و هر جلسه‌ گفتگوی برنامه‌ریزی شده است. بررسی به معنای نحوه انجام تکالیف درسی و به روزبودن آن است. بازنگری، کل فرایند یاددهی –یادگیری را در بر می‌گیرد و شامل مرور مقالات مورد بحث و دیگر موارد به‌منظور آمادگی برای امتحانات و آزمونهای کوتاه جواب، نوشتن مقالات، درگیری در فعالیتهای گروهی کوچک و تمرکز بر دانش کسب شده و آموزه‌های پیشین می‌شود. برای بازنگری، دانشجویان باید به همه‌ مواد درسی و جزوات دسترسی پیدا کنند. انجام این کار به‌صورت درون شبکه‌ای ساده‌تر است، زیرا عمده مواد آموزشی که در سرتاسر ترم تدریس می‌شود، در وب سایت برنامه‌ درسی قابل حصول است.
در هر کلاس ممکن است روش آسان برای دانشجویان حذف نکات کم اهمیت و صرفاً انجام تکالیف درسی مهم برای گذرانیدن واحد درسی باشد. اما گیلبرت بر این عقیده است که به‌منظور یادگیری اصولی مطالبی که تدریس می‌شود، دانشجویان باید به مفهوم آنچه مربی ارائه می‌کند، توجه کرده، اطلاعات جدید را با اطلاعات قبلی پیوند دهند و حقایق و اطلاعات کلاسی را به تجارب کسب شده در زندگی واقعی مرتبط کنند. به این ترتیب زمینه‌ای برای آنها فراهم می‌شود که به تفکر انتقادی و یادگیری عملی دست یابند.
به‌منظور رسیدن به تفکر انتقادی در فرایند آموزش درون شبکه‌ای، دانشجوی مجازی باید اوقاتی را در طی هفته برای یادگیری مطالب اختصاص دهد. صرف تنها یک روز در هفته برای خواندن و انجام تکالیف درسی کافی نخواهد بود و به‌طور متوسط 2 تا 3 بار در هفته نیاز است که درخصوص ارسال مطالب مورد یادگیری و مراوده با گروه اقداماتی صورت گیرد. دانشجویان در زمان کوتاه قادر به پاسخگویی به همه همکلاسی‌های خود برای کمک به یادگیری نیستند. بنابراین دانشجوی مجازی باید برای رسیدن به یادگیری درون شبکه‌ای اثر بخش و کارآمد تلاش نماید. دو بعد اثربخشی و کارآمدی در خصوص انجام کارها ، را می‌توان در شکل یک مورد مطالعه قرار داد‌.
انجام کارهای کم اهمیت به شکل ضعیف
اگر دانشجویی کارهای کم اهمیت را درست انجام ندهد، اثر بخشی کمی داشته و زیاد کار آمد نخواهد بود. به‌جای انجام کارهای کم اهمیت دانشجو باید تلاش کند که به وظایف مهم بپردازد.
انجام کارهای مهم به شکل ضعیف
اگر کارهای مهم به شکل ضعیف انجام شوند، نشانگر اثربخشی بالا اما کارآمدی کم خواهد بود. انجام کارهای مهم به شکل ضعیف،‌ نتیجه‌ای ندارد. مثلاً وقتی دانشجویی تکالیف درسی خود را با تأخیر انجام می‌دهد، به نتیجه سودمندی نمی‌رسد. برای افزایش سطح کارآمدی نیاز است که در روند انجام تکالیف،‌ بازنگری شود. باید دانست که در این مورد نمی‌توان بر اساس قاعده خاصی عمل کرد و شیوه‌های مختلفی جهت افزایش کار آمدی وجود دارند. اما بعضاً دانشجویان اظهار داشته‌اند که چنین چیزی به ما گفته نشده است. انجام تکالیف زیر حد استاندارد صرفاً موجب می‌شود که دانشجو به ادامه فعالیتهایی بپردازد که به یادگیری اثر بخش کمک نخواهد کرد. دقیقاً همانند کلاس حضوری، ایجاد ارتباط در کلاس درون شبکه‌ای حائز اهمیت است و انجام تکالیف دلیل بر گرفتن نمره‌ خوب در درس نیست.
انجام درست کارهای کم اهمیت
اگر «دانشجویی کارهای کم اهمیت را درست انجام دهد»، نشانگر اثربخشی کم و کارآمدی بالا خواهد بود. همانند انجام کارهای مهم به شکل ضعیف، انجام درست کارهای کم اهمیت، نتیجه‌ای در بر ندارد.
بعضاً دانشجویان وقت زیادی را صرف ارائه‌ کاری می‌کنند که کاملاً بی ارتباط با برنامه درسی است، و وقتی آن را به عنوان کاری غیر قابل قبول باز می‌گردانیم، دچار شوک می‌شوند. بنابراین منطقی آن است که آنها وقت خود را صرف انجام کارهایی کنند که با ارزش است.
انجام کارهای مهم به شکل درست
وقتی دانشجویان از وقت به نحوی بهینه استفاده کرده و به انجام کارهای درست بپردازند به احتمال زیاد موفق می‌شوند که اهداف یادگیری را تحقق بخشیده و واحد درسی خود را بگذرانند. بنابراین وقتی که آنها یاد بگیرند از وقت خود درست استفاده کنند، به همه اهداف یادگیری دست خواهند یافت. بعضی از دانشجویان در یافته‌اند که اگر از برنامه‌ریزی درستی در جهت انجام تکالیف درسی برخوردار باشند، ‌می‌توانند به سطح بالای از کارآمدی و اثربخشی دست پیدا کنند. بعضی‌ دیگر پی برده‌اند که برای رسیدن به حد بالایی از کارآمدی و اثر بخشی می‌توانند تکالیف درسی را بر حسب اولویت در طی هفته انجام دهند. وظیفه دانشجویان این است که فعالیتهای کم اهمیت را از فعالیتهای با اهمیت تشخیص داده و فقط وقت خود را برای انجام کارهای مهم صرف کنند.
انجام کارها در طول هفته از متراکم شدن آنها جلوگیری کرده و دانشجویان تحت فشار روانی قرار نمی‌گیرند. از این رو با خونسردی بیشتری به فرایند یادگیری پرداخته و موفق می‌شوند.
 
 
 
دوری از کار زیاد
در زمان بندی تدریس موضوعات درون شبکه‌ای زمانی برای استراحت در نظر گرفته می‌شود. از آنجایی که کلاسهای درون شبکه‌ای به طور 24 ساعته و هفت روز هفته باز بوده و به فعالیتهای یاددهی-یادگیری می‌پردازند، به نظر می‌رسد که نیاز است زمانی برای استراحت دانشجویان و مربیان اختصاص یابد. تجربه نشان می‌دهد که یادگیری متراکم اثر بخش نبوده و جذابیت آموزش را از بین می‌برد. کلاس‌های درون شبکه‌ای مانند کلاس‌های حضوری از ایام تعطیلی برخوردار است . تعطیلات، فرصتی است برای دانشجویان که به انجام تکالیف و ارسال آنها اقدام کنند. این کار باعث فراهم آمدن فضای تنفس می‌شود، در غیر این صورت فرایند کار بسیار سخت خواهد بود.
به دانشجویان و اعضای هیأت علمی‌توصیه می‌شود که اوقاتی را در هفته جهت استراحت اختصاص دهند. مثلاً مربیان ممکن است به دانشجویان اطلاع دهند که جمعه‌ها تعطیل است. اعلام این که در آخر هفته به هیچ نامه الکترونیک پاسخ داده نخواهد شد، نیز غیر منطقی نیست. مادام که دانشجویان از قبل اطلاع یابند که مربی در زمانهای معینی در دسترس نیست، مشکلی به وجود نمی‌آید. دانشجویان نیز ممکن است با توجه به این مطلب برای تعطیلی خود برنامه‌ریزی کنند.
بدین ترتیب دانشجویان و اعضای هیأت علمی که در دوره‌های درون شبکه‌ای شرکت دارند، می‌دانند که چه زمانی به مسافرت بروند. گرچه به دانشجویان و اعضای هیأت علمی‌توصیه نمی‌کنیم که برنامه‌ مسافرت در وسط ترم داشته باشند، با این حال امکان مسافرت مرتبط با کار، یکی از مزایای آموزش درون شبکه‌ای است. طبق مقررات، دانشجویان و اعضای هیأت علمی می‌توانند از قبل به یکدیگر اطلاع دهند که به دلیل مشکلی که دارند، در کلاس شرکت نمی‌کنند.
مشکلات دانشجویان آموزش درون شبکه‌ای بعضاً زیاد است. به علت ”گزارش دانشجویان در مورد انباشت اطلاعات، اضطراب در مورد برقرار کردن ارتباط، نگرانی در مورد پاسخهای تأخیری در محیط غیر همزمان، رشد روز افزون کار و مسئولیت، اشکالات موجود در خصوص ورود به آموزش درون شبکه‌ای و پیگیری بحث“ (هاراسیم، هیتز، تلس و تروف، 1996، ص 15)، باید روش‌هایی جهت بر طرف کردن مشکلات آنها در نظر گرفت. بسیاری از مشکلات دانشجویان در آموزش درون شبکه‌ای ناشی از برخورد با مربیان تازه کار و کم تجربه‌ای است که تلاش می‌کنند، حجم زیادی از مطالب درسی را در زمان مشخص تدریس کنند. پیگیری مباحث در آموزش درون شبکه‌ای نسبت به کلاس‌ یا سخنرانی‌های رو در رو سخت‌تر است. علاوه بر این از دانشجویانی که به طریقه درون شبکه‌ای یاد می‌گیرند، انتظار می‌رود که مطالبی را در ارتباط با محتوای درس پیدا کرده و به دیگر دانشجویان معرفی کنند. در واقع وظیفه‌ مربی این است که رئوس مطالب درسی را مشخص کرده و مسئولیتهای یادگیری را به دانشجویان محول کند.
 
 
 
برای این که دانشجویان دچار مشکل نشوند، به آنها توصیه می‌شود که به موارد زیر توجه کنند:
_ صرفاً با هدف گرفتن مطالب از شبکه و ذخیره کردن آنها در رایانه خود وارد سایت برنامه درسی شوید.
_ در صورت امکان، به‌منظور بررسی و خواندن پیامها در اوقات فراغت، آنها را چاپ کنید.
_ به محض این که پیامها مطالعه و بررسی شدند، اقدام به ارسال پاسخهای تنظیم شده کنید. تصور نکنید که در محیطی غیر همزمان، پاسخهای فوری ضروری است.
_ به‌منظور ارسال پاسخ‌های دقیق‌تر، مطالب را با برنامه‌ی واژه‌پرداز تهیه و سپس آنها را کپی کرده، به سایت برنامه درسی بفرستید. اگر فضای دیسک سخت کم باشد یا از آزمایشگاه رایانه استفاده شود، پاسخها را به دیسک فلاپی کپی و از آنجا منتقل کنید (پالوف و پرات 1999، ص‌53).
به حداقل رساندن استفاده از گفتگوی همزمان (چت)، شیوه دیگری برای دور شدن از مشکلات است. چالشهای برنامه ریزی در ارتباط با تعیین زمان برای جلسه گفتگوی همزمان، ممکن است تا اندازه‌ زیادی باعث ایجاد اضطراب شود. مربی با دانشجویان در خصوص تکالیف درسی گروهی، و نحوه‌ همکاری و همراهی با جلسه وایت بورد در ساعات اداری گفتگو می‌کند. وظیفه‌ مربی است که برای دانشجویان شرایطی فراهم آورد که در جلسات گفتگو شرکت نمایند. البته در صورتی که دانشجویان امکان شرکت در جلسات گفتگو را نداشته باشند،‌ فرصت دسترسی به اطلاعات را از دست نمی‌دهند. با استفاده‌ از ابزارهای چندگانه می‌توانند به مطالبی که در جلسات گفتگو مطرح شده، دست یابند.
 
چگونگی ایجاد الزام، تعهد و مسئولیت
همان طور که گفتیم، مهارتهای مربوط به مدیریت زمان را باید همگام با آموزش درون شبکه‌ای مورد بحث قرار داد. از آن جایی که بسیاری از مؤسسات هنوز برنامه‌هایی در جهت راهنمایی آموزش درون شبکه‌ای ارائه نکرده‌اند، اغلب بعد از ثبت نام دانشجوی مجازی، مربی یا مشاور این وظیفه را برعهده می‌گیرند. مربی می‌تواند در ابتدای آموزش برای استفاده بهینه از وقت و ایجاد احساس تعهد و مسئولیت نسبت به قوانین و مقررات از پاره‌ای تمهیدات استفاده کند. اعتقاد ما بر این است که در هفته اول آموزش باید به فعالیتهایی جهت تشکیل گروه پرداخت. مثلاً ارسال معرفی‌نامه‌یا شرح حال دانشجویان، بیان اهداف و قوانین و مقررات آموزشی. این امر موجب می‌شود که دانشجویان درون شبکه‌ای نسبت به وظایف و تکالیف خود در طول ترم و همچنین اوقاتی که باید صرف آموزش کنند، آگاهی یابند. جلب توجه دانشجویان نسبت به مطالعه رئوس مطالب درسی ضروری است. بعضی از مربیان از رئوس مطالب، آزمون به‌عمل می‌آورند و بخشی از نمره درسی را به آن اختصاص می‌دهند. همه اینها به‌منظور حصول اطمینان از این که دانشجویان رئوس مطالب و انتظارات برنامه درسی را مطالعه می‌کنند و می‌فهمند، صورت می‌گیرد. اغلب بعد از این مرحله از دانشجویان خواسته می‌شود تا مقاله‌ای الکترونیک یا پیامی به صفحه‌ بحث ارسال کنند و متذکر شوند که رئوس مطالب درسی را مطالعه کرده و فهمیده‌اند. از این رو مشخص می‌شود که آنها با شرایط مندرج در آن از جمله نحوه‌ ارسال مقالات موافقند. این منجر به نوعی قرارداد یادگیری می‌شود، که در صورت به وجود آمدن مشکلاتی در طول ترم می‌توانند به آن مراجعه کنند.
بعضی از مربیان معتقدند که نیازی نیست، هفته‌ اول به فعالیت‌های مربوط به تشکیل گروه و توضیح نرم‌افزارهای آموزشی اختصاص داده شود. این امر وقت یادگیری را به هدر می‌دهد. با این حال اگر اهداف یادگیری واقع بینانه و حجم مطالب درسی متناسب با وقت باشند و دانشجویان با روش پژوهش در حوزه برنامه‌ درسی آشنا شوند، از وقت برای تشکیل گروه به درستی استفاده می‌شود. اغلب از دانشجویان انتظار می‌رود تا در هفته اول، مطالب مورد بحث در هفته دوم را مطالعه کرده و نظرات خود را در خصوص محتوای درس بیان نمایند. برای مثال، اولین سؤال در خصوص درسی تحت عنوان تغییر اجتماعی ممکن است، چنین باشد: درس تغییر اجتماعی چه تأثیری بر زندگی شما داشته است؟
نتیجه‌گیری
اطمینان از این که دانشجویان ضرورت آموزش درون شبکه‌ای را درک و نسبت به آن تعهد پیدا کرده‌اند، برای موفقیت کفایت نمی‌کند، اما گامی مؤثر جهت درگیر شدن آنها در جریان یادگیری است. جدول زیر، مسائل مورد توجه در مدیریت زمان را همراه با شیوه‌های بهبود آن به طور خلاصه ارائه نموده است.
منابع
1 - Gilbert, S.D. How to Be a Successful online student. New York: McGraw-Hill, 2001.
2 - Harasim, L., Hiltz, S.R., Teles. L., and Turoff. M. Learning Networks Cambridge. Mass: MTT Press, 1996.
3 - Palloff, R., and Pratt, K. Building learning communities in cyberspace: Effective strategies for the online classroom. San Francisco: Jossey-Bass, 1999.


مولف: روح الله تولّایی
موضوع: مدیریت دانش
سال انتشار(میلادی): 2009
وضعیت: تمام متن
منبع: نشریه سازمان عقیدتی سیاسی ناجا
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.parsiblog.com
چکیده: امروزه دانش و اطلاعات به عامل تعیین کننده ای در موفقیت و قدرت رقابت پذیری سازمان ها تبدیل شده و مدیریت دانش به عنوان یکی از آخرین مباحث سازمانی در علم مدیریت مطرح شده است. خصوصاً با ابلاغ سیاست های کلی نظام اداری توسط مقام معظم رهبری (فروردین 1389) و ابلاغیه ستاد کل نیروهای مسلح در زمینه مدیریت دانش، و افزایش تاکید دولت بر ایجاد جامعه دانشی و اولویت حرکت به سوی اقتصاد های دانش محور در سند چشم انداز 20 ساله کشور و برنامه های چهارم و پنجم توسعه، مسئله مهمی که بوجود آمده درک این موضوع است که چگونه از دانش به عنوان یک منبع مهم مزیت رقابتی استفاده کنیم. در این میان بسیاری از سازمان ها تلاش خود را بر این مسئله متمرکز نموده اند که چگونه می توانند دانش را در سازمان مدیریت نمایند. مدیریت دانش مزایای بسیاری برای سازمان ها به همراه دارد که از آن جمله می توان به بهبود کیفیت کار، دراختیار داشتن اطلاعات به روز شده، افزایش کارایی، بهبود اثر بخشی، بهبود تصمیم گیری، افزایش توان پاسخگویی نسبت به نیاز های مشتریان، افزایش توان پاسخ به نیازهای اساسی و توسعه ای کشور و امکان تغییر و تطبیق پذیری سریع اشاره نمود. در همین راستا با توجه به اهمیت دانش در سازمان های فرهنگی، در این مقاله پس از بررسی اجمالی ادبیات نظری مدیریت دانش و بیان اهمیت و ضرورت پیاده سازی این نظام در سازمان فرهنگی، با مدنظر قرار دادن کلیه عناصر تاثیر گذار در موفقیت مدیریت دانش، عوامل زمینه ای به کارگیری مدیریت دانش در سازمان های فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت پیشنهاداتی برای اجرای مدیریت دانش در سازمان عقیدتی سیاسی ناجا ارائه شده است.
کلیدواژه ها: مدیریت دانش، سازمان های فرهنگی، سرمایه نامشهود، سرمایه فکری، دانش آشکار، دانش ضمنی.



 





1- مقدمه:
عصر دانایی یا دانش، عنوان جدیدی است که به زمان حاضر و آینده نزدیک اطلاق می شود. به منظور استفاده بهینه از سرمایه دانش در سازمان ها رشته جدیدی از مدیریت بنام مدیریت دانش پدید آمده است، تا ضمن بهبود بخشیدن به فرآیندهای دانش و با پیوند بین استراتژی سازمان واستراتژی مدیریت دانش درتامین دانش مناسب، در زمان مناسب، برای فرد مناسب به حفظ مزیت رقابتی سازمان کمک کند. امروزه در ادبیات مدیریت و اقتصاد به وفور شاهد تاکید بر نقش دانش به عنوان یک منبع حیاتی برای حفظ رقابت پذیری و سودآوری می باشیم (Nonaka, 1994. P.16).
مدیریت دانش به سازمان‌ها کمک می‌کند تا فرایند دانش مؤثری داشته باشند. سازمان‌ها برای انتخاب بازار باید از دانش موجود و ایجاد دانش جدید بهره جویند و مدیریت دانش در این امر کمک شایانی به آنها می‌کند. اما شرکت‌ها باید در نظر داشته باشند که برقراری هر سیستم در سازمان با توجه به شرایط مختلف آن سازمان مقدمات خاص خود را می‌طلبد و در صورت عدم مهیا بودن آن، برقراری موفقیت‌آمیز آن امکان‌پذیر نیست.
مدیریت دانش در عصر جدید تنها به دانش کد شده و مستند شده اکتفا نمی کند، بسیاری از سازمان ها و شرکت های جهان با تکیه بر دانش ضمنی و آشکار خود، درصدد ارتقای جایگاه رقابتی و افزایش اثربخشی و بهره وری خود هستند. در راستای رسیدن به این اهداف، مدیریت دانش به دنبال تصرف دانش، خرد و تجربیات با ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده سازی، بازیابی و نگهداری دانش به عنوان دارائی های سازمان می باشد. بدون شک امروزه دانش مهمترین ابزار رقابت در بازارهای حال و آینده می باشد. هر چند در حال حاضر سازمان های بسیاری در زمینه توسعه دانش در سطوح مختلف سرمایه گذاری کرده و موفق بوده اند اما سازمان های بسیار زیادی نیز با شکست مواجه شده اند. عدم وجود مکانیزم های صحیح ارزیابی و پیاده سازی مدیریت دانش، این نوع سرمایه گذاری را در ذهن مدیران تنها به یک هزینه اضافی تبدیل نموده است(Balogun, 2004, P.581).
عدم تسهیم و به کارگیری مجدد دانش تولید شده در تجربیات و سرمایه های فکری و دانشی موجود در صنعت نفت، در حقیقت هدر دادن هزینه ها و نشان دهنده ی عدم بهره وری در این صنعت می باشد. مدل های مدیریت دانش، درچنین فضایی و با هدف تأثیر گذاری بر شناسایی، خلق، ذخیره سازی، بازیابی، تسهیم و به کارگیری دانش مورد نیاز در سازمان به وجود آمدند. فراگرد مدیریت دانش به سازمان ها کمک می کند تا مأموریت خود را به خوبی انجام داده و به چشم انداز و اهداف خود دست پیدا کنند.
امروزه خلق و به کـارگیری دانـش بـــرای رقابـت گرایی و حیات سازمان ها و صنایع ضروری شناخته شده است. دانـش نمی تواند به سادگی دیگر منابـع، ذخیـره و یا تصاحـب شود؛ و نمـی توانـد به سادگی آنها، به طور سیستماتیک مدیریت و به کار گرفته شود. تا کنون در اغلب سازمان های کشور از جمله بخش های مختلف صنعت نفت، فناوری اطلاعات بیشترین سهم را در مدیریت دانش داشته، به طوری که در پشت تمامی فعالیت های مدیریت دانش، فناوری اطلاعات نهفته بوده است. لیکن باید توجه داشت که فناوری پردازش اطلاعات تنها مولفه مدیریت دانش نیست و تحول در فرایندهای تصمیم گیری، ساختار سازمانی و نحوه انجام امور از دیگر اجزای این مدیریت محســوب می شود. سازماندهی براساس دانش می تواند اساساً متفاوت با سازماندهی براساس مزیت های رقابتی سنتی باشد.(Senge and Scharmer, 2001)

2- بیان مسئله و اهمیت آن:
امروزه دانش جزء لاینفک موفقیت سازمان ها محسوب می شود. این مسئله در سازمان های فرهنگی که سرمایه های فکری و دارایی های نامشهود در این نوع از سازمانها بسیار با اهمیت می باشد، دانش نقش حیاتی می باشد. اگر روند تغییر و تحولات دانش در جامعه معاصر به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد، این نتیجه مهم حاصل می شود که جامعه فراصنعتی امروز جامعه ای اطلاعاتی است که در آن به تدریج فناوری های نیروافزا جای خود را به فناوری های دانش افزا می دهند (احمد پور داریانی،1381،ص.152). در محیط پویا و پیچیده امروز، برای سازمان های فرهنگی ضروری است که به طور مداوم دانش جدید را به شکل ایجاد، اعتبار بخشی و کاربرد، در محصولات و خدمات خود به کار گیرند. در همین زمینه پیتر دراکر می گوید: "راز موفقیت سازمان ها در قرن 21 همان مدیریت دانش است". بنابراین مدیریت دانش مقوله ای مهمتر از خود دانش محسوب می شود که در سازمان ها به دنبال آن است تا نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته های فردی و سازمانی را به دانش و مهارت های فردی و گروهی تبیین و روشن نماید (پروست،2000،ص163). از این رو سازمان ها باید محیطی را برای اشتراک، انتقال و تقابل دانش در میان اعضای خود به وجود آورند و افراد را در جهت با مفهوم کردن تعاملاتشان آموزش دهند(Nonaka, 1994, P.20) و سعی در ایجاد بستر سازی و شناسائی عوامل زمینه ای برای استقرار مدیریت دانش در سازمان نمایند. مسئله و چالشی که در اینجا وجود دارد این است که مدیریت دانش موضوعی سیستماتیک است، مقوله ای که اجرای موفقیت آمیز آن نیازمند نگرشی همه جانبه و فراگیر به عوامل مختلف سازمانی است. از طرفی به دلیل مطرح شدن مدل ها و روش های بسیار متعددی برای به کارگیری مدیریت دانش در سازمان ها، گاهی این مدل ها موجب گیج شدن مدیرانی می شوند که به دنبال پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان خود هستند. در این راستا بسیاری از سازمان ها اقدام به سرمایه گذاری گسترده در زمینه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نموده اند. اما باید توجه داشت که پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش مستلزم این است که عوامل سازمانی مختلف موجود در یک سازمان از جمله ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، تکنولوژی و منابع انسانی دارای ویژگی های خاصی بوده و از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار باشند و وجود شکاف و ناهماهنگی در بین این عوامل مانع پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش خواهد شد. بنابر این برای پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش باید به سازمان به عنوان یک کل نگاه کرد و همه این عوامل را مورد توجه قرار داده و وضعیت آنها در سازمان شناسایی و تحلیل شود.

3- ادبیات نظری تحقیق:
3-1- مفهوم داده، اطلاعات، دانش
...


 



7- ضرورت نیاز به مدیریت دانش در سازمان فرهنگی:
امروزه فرهنگ به‌عنوان مهمترین بستر تحول جوامع بشری مورد توجه ویژه قرار دارد و صاحبنظران و خبرگان ظرافت و ویژگی‌های استراتژیکی دانش را در این عرصه مورد بررسی و تأمل قرار داده‌اند .طرح برخی پرسش‌ها از قبیل : مدلهای مدیریت دانش در حوزه‌های فرهنگی کدامند؟ چه شاخص‌هایی دارد؟چگونه اندازه گیری و سنجش می شود؟ با چه روندی دانش ضمنی ارزشمند موجود در این حوزه به دانش تصریحی و قابل ارائه تبدیل می گردد؟ چه مکانیزم هایی امکان تبادل دانش را فراهم می آورد؟ و هزاران پرسش دیگر که شاید از منظر طرح، با مدیریت دانش در حوزه های صنعتی و تجاری تفاوتی نداشته باشد ولیکن بدیهی است که جنس متفاوت دانش در حوزه های فرهنگی، تأثیر شگرف در کشف، استخراج واستفاده از دانش در فعالیت‌های فرهنگی و فضای بسیار پویا و منعطف دانش فرهنگی از جمله خصوصیات مدیریت دانش در سازمان های فرهنگی می باشد.
متاسفانه اهل فن کمتر به تعریف و تبیین ابعاد یک سازمان فرهنگی پرداخته‌اند. بر اساس تعاریف موجود از فعالیت‌های فرهنگی، چنین برداشت می‌شود که سازمان فرهنگی سازمانی است که ماموریت و یا وظایف اصلی خود را از میان فعالیت‌های فرهنگی انتخاب نموده است. واژه فرهنگ یکی از پر استفاده‌ترین واژه‌ها در زندگی اجتماعی است، اگر بخواهیم تعاریف متنوع از فرهنگ را - با توجه به دامنه عملکرد و نوع استفاده از تعریف فرهنگ- طبقه‌بندی نماییم، می‌توان به 3 طبقه کلی و اساسی در تعاریف فرهنگ دست یافت (طرح ساماندهی امور فرهنگی، 0831):
حوزه اول، تعاریف عام از فرهنگ است که در این تعاریف فرهنگ به طور مستقیم و غیرمستقیم تمام جنبه‌های حیات انسانی را می‌پوشاند و مفهومی واقعاً بدون حد و مرز است و تنها طبیعت و حیات وحش خارج از آن قرار می‌گیرد. نظیر آن تعاریفی که تقریباً تمامی مردم شناسان از فرهنگ دارند.
حوزه دوم، عمدتاً تعاریفی است که باورها، ارزش‌ها یا به عبارت دیگر حوزه فرهنگ غیرمادی را در بردارد. همچون تعریفی که ریموند ویلیامز از آن سخن می‌گوید (مجموعه آثار فکری و خلاقانه) یا تعریفی از فرهنگ که در بحث‌های مربوط به فرهنگ توسعه مطرح می‌شود و صرفاً شامل فرهنگ غیرمادی است.
حوزه سوم، عمدتاً شامل فعالیت‌هایی است که در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست گذاری‌های فرهنگی تحت عنوان بخش فرهنگ به آن استناد می‌شود و در این حوزه کالا و خدمات خاصی تولید و عرضه می‌شود، و به طور روشن‌تر در ادبیات دولت و برنامه‌های توسعه با عنوان بخش فرهنگ متجلی است.
در هر سه حوزه عامل مهمی که به چشم می خورد جنس داده ها و ستاده ها در اینگونه سازمان هاست. سرمایه های نامشهود مثل دانش، اطلاعات، تجربیات و ... وارد سازمان شده و ستاده های آن نیز شامل خدمات فرهنگی ناشی از همین سرمایه های نامشهود سازمانی می باشد. در نتیجه ضرورت مدیریت کردن این سرمایه های نامشهود که شامل ارزیابی، اداره و کاربرد آنها می باشد بسیار با اهمیت می باشد.

8- تبیین عوامل زمینه ای مدیریت دانش در سازمان های فرهنگی:
زیر ساخت دانش ، سازو کاری است که سازمان از طریق آن دانش را مدیریت می کند و افراد در بخش های متفاوت آن، دانش خود را از طریق این زیر ساختها تسهیم می کنند.هدف اصلی این زیرساخت ها،چیزی جز جریان دادن دانش در رگهای فرایندهای کاری سازمان نیست. برای پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان های فرهنگی با توجه به ویژگی های اینگونه سازمان ها بدون توجه به عوامل زمینه ساز و بستر سازی مناسب امکان پذیر نبوده و با شکست مواجه خواهند شد. برای موفقیت در این امر سازمان های فرهنگی نیازمند ایجاد محیط کاری هستند که در آن ، دانش و تجربه به سادگی تسهیم شده، فرایندها و فناوری های اطلاعاتی نیز برای این هدف بایستی اعمال شوند.همچنین رفتار افراد در سازمان ها هم باید در این راستا قرار گیرد تا اطلاعات و دانش آنان ادغام شده و در زمان مناسب به دست افرادی برسد که به آن نیاز دارند تا بتوانند با بهره وری بیشتری عمل کنند.بدون تردید آنچه که باعث صعود کیفیت بروندادهای سازمان های فرهنگی می شود وجود مدیری دانا ، آگاه و تاثیر گذار در سازمان است که علاوه بر سازگاری و هماهنگی با تغییرات، خود نیز باعث تغییر می شود. مبانی زیرساخت مدیریت دانش، شامل فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات و فرایندهای دانش است. برای توسعه مدیریت دانش در سازمان باید تغییراتی که منجر به تعامل و یا بازسازی دانایی می گردند، به طور نظام مند تشویق و حمایت شوند.


شکل(5): زیر ساخت های مدیریت دانش (Sivan, 2000, 265)

8-1- نقش فرایند های دانش در مدیریت دانش
دانش فرایندی خطی و ایستا نیست.برعکس فرایندی پویا و چرخه ای است و به کارکنانی نیاز دارد که دائماً با اطلاعات سروکار داشته باشند، دانش جدید کسب کنند و آن را برای اصلاح تصمیمات به کار گیرند(Gandhi, 2004, P.460). منظور از فرایندها در مدیریت دانش ، جمع آوری و سازمان دهی دانش سازمانی و بهره برداری و حفاظت از این سرمایه های دانشی است.فرایندهای مدیریت دانش در سازمان باید دارای این توانائی باشند که به طور اثربخش و کارآمد، دانش مورد نیاز برای تحقق فرایندهای کسب و کار سازمانی را پردازش کنند.دست اندرکاران دانش، انواع متفاوتی از فرایند دانش را مطرح می کنند که مشتمل از مراحل زیر است:
1- پردازش دانش، 2- انتقال دانش، 3- تسهیم دانش.

8-2- نقش تکنولوژی در مدیریت دانش
مطالعات اخیر نشان می دهند ، سازمان هائی که روی مدیریت دانش سرمایه گذاری می کنند، عموماً برای رسیدن به اهداف خود بر ایجاد زیرساخت های مناسب فناوری اطلاعات تاکید دارند.کنولوژی اطلاعات میتواند بعنوان ابزاری قدرتمند عمل کرده و ابزارهایی مؤثر و کارآمد برای همه وجوه مدیریت دانش شامل تسخیر، اشتراک و کاربرد دانش تأمین کند . تکنولوژی اطلاعات بخودی خود قلب مدیریت دانش نیست و هیچ پروژه ای تنها بخاطر کاربرد آخرین تکنولوژیهای اطلاعاتی تبدیل به پروژه مدیریت دانش نم یشود . تکنولوژی اطلاعات فقط نقش پشتیبان را در مدیریت دانش ایفا میکند . تکنولوژی اطلاعات به تنهایی تأمین کنند ه دانش نیست . تکنولوژی اطلاعات میتواند به افراد در پیدا کردن اطلاعات کمک کند اما این خود افراد هستند که باید تعیین کنند آیا اطلاعات متناسب و مرتبط با نیاز خاص آنها هست یا خیر . برای تبدیل اطلاعات به دانش، افراد باید اطلاعات را تحلیل، تفسیر و درک کرده و آن را در متنی جای دهند.
فناوری اطلاعات، امکان بیرون کشیدن دانش را از ذهن صاحب دانش فراهم می آورد . سپس با فناوری می توان آن دانش را در قالب هایی منظم گنجاند و به دیگر اعضا داخلی و شرکای تجاری سازمان در جهان منتقل کرد . فناوری ، به رمز گذاری دانش و نیز گاهی خلق آن کمک می کند.

8-3- نقش فرهنگ در مدیریت دانش
آغاز حیات فرهنگ سازمانی به پیدایش سازمان باز می گردد.تاکنون تعاریف زیادی از فرهنگ سازمانی عنوان شده است.مطالعات رابینز در زمینه فرهنگ نشان می دهد که فرهنگ سازمانی بر تمام جنبه های سازمان تاثیر می گذارد. داونپورت و پورساک نیز در زمینه سنجش معیارهای موفقیت سازمان ها در اجرای پروژه های مدیریت دانش بیان می دارند که فرهنگ سازمانی به عنوان شاخص اساسی سنجش موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها بوده است(Davenport & Prusak, 2000, P.128) .مولفه های فرهنگ سازمانی از دیدگاه رابینز عبارتند از:
1. حمایت مدیریت: پشتیبانی مدیران رده بالا برای پیاده سازی مدیریت دانش بسیار حائز اهمیت می باشد.واحد مدیریت منابع انسانی بایستی بر مدیریت رده بالا تمرکز کند . تا آنها فرایندهایی را ترغیب کنند که یادگیری و تسهیم دانش را تشویق می کنند.
2. حس تعلق سازمانی: مواردی مانند میزان تعهد و وفاداری به سازمان، احساس غرور و افتخار، تمایل به ماندن در سازمان و ... همه به علت حس تعلق سازمانی است(Wig, 1999, P.160)و بررسی ها نشان داده اند که در سازمان های دانش محور ، ساختار سازمانی مبتنی بر تیم های دانشی است که از کارکنان منتخب برای به اشتراک گذاشتن دانش ضمنی و مهارت هایشان تشکیل می شوند(Walczak, 2005, P.3).
3. مشارکت در تصمیم گیری: در سازمان های خلاق، مشارکت جمعی، بهره گیری از نظرات کارکنان و هم فکری در چارچوب سیستم های ارتقاء، به طور گسترده ای رایج هستند و جزء فرهنگ سازمانی به شمار می روند.

9- پیشنهادات اجرایی مدیریت دانش در سازمان عقیدتی سیاسی ناجا
با عنایت به مباحث تئوریک مطرح شده، مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندها برای فهم و به کارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است. مدیریت دانش رویکردی ساخت یافته است که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و بکارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد. سازمان عقیدتی سیاسی ناجا برای بهره مندی از مزایای مدیریت دانش پیشنهاد می گردد به موارد ذیل توجه ویژه نماید:
9-1- تعهد و حمایت مدیریت ارشد
بدیهی است موفقیت در اجرای برنامه ها، تکنیک ها، رویکردهای نوین منوط به تعهد و حمایت عملی مدیریت ارشد سازمان می باشد. لذا اجرای مدیریت دانش در ساعس ناجا نیاز به تامین بودجه، ساختار و سایر منابع و امکانات می باشد و این مدیریت عالی است که بر اساس اهداف و استراتژی های سازمان و میزان اولویتی که برای هرکدام قائل است، منابع سازمان را تخصیص می دهد.
مدیریت عالی سازمان می تواند از طرق مختلفی ازجمله: مشارکت فعال در مراحل مختلف فرآیند اجرای مدیریت دانش؛ تاثیر دادن میزان عملکرد دانشی افراد در سیستم های ارزیابی عملکرد، ارتقا، پاداش دهی، تشویق و تنبیه؛ حسابرسی عملکرد دانشی واحدهای سازمان در پایان هر دوره مالی و سایر راهکارهایی که متناسب با موقعیت و شرایط خاص هر سازمان باشد، تعهد و حمایت عملی خود را از مدیریت دانش نشان دهد.
9-2- آموزش مفاهیم مدیریت دانش در سطح سازمان
مدیریت صحیح و اثربخش بر هر سیستم و دستیابی به اهداف و نتایج موردنظر در گرو شناخت دقیق و درک عمیق از نحوه عملکرد سیستم و توان کنترل و هدایت آن می باشد. با مطالعه یک کتاب، مقاله و صرفا شرکت در یک سمینار و یا همایش جوابگوی آگاهی لازم و کافی از مدیریت دانش نمی باشد. در مرحله نخست ضروری است مدیریت ارشد ساعس ناجا نسبت به ابعاد مختلف فرآیند اجرایی مدیریت دانش، اصول و قواعد رهبری فرهیختگان و اهمیت آن در ایجاد توانمندی رقابتی سازمانی، آگاهی کاملی به دست آورد و سپس این آگاهی را در لایه های مختلف سازمان انتقال دهد. چنین اقدامی موجب می گردد که اجزای مختلف مجموعه به صورت اصولی و منطقی با موضوع برخورد نموده و همکاری و مشارکت موثری را در فرایند موردنظر به عمل آورند.
9-3- فراهم نمودن بستر فرهنگی مناسب
اجرای نظام مدیریت دانش در ساعس ناجا، یک حرکت جمعی و سازمانی است که همه افراد در رده های مختلف بایستی درگیر آن شوند. آنچه که همه کارکنان سازمان را به صورت خودجوش و یکپارچه به سمت اهداف خاصی هدایت می نماید فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمان باید پشتیبان حرکت دانشی کارکنان باشد.
در چنین فرهنگی، یادگیری، یاددهی و آموزش، خلاقیت و نوآوری، به اشتراک گذاشتن دانش، انتقال تجربیات و مهارتها به سایر کارکنان، افزایش توانمندی، الگوبرداری از دانش و تجربیات دیگران، جریان آزاد اطلاعات، ابراز ایده ها و عقاید، فضای مساعد برای بحث و گفتگوی کارکنان، میزان بالای مشارکت و مطالعه و تحقیق ارزش است. بنابراین با فراهم آوردن بستر فرهنگی لازم، بنیان های یک سیستم دانشی که شامل ایجاد آرمان مشترک برای یادگیری مستمر، تشویق و ترغیب افراد در همه سطوح برای یادگیری منظم از کارشان، توجه به قابلیت های کارکنان، حرکت در جهت تغییر الگوهای ذهنی کارکنان، داشتن یادگیری تیمی و تعاملی و ایجاد تفکر سیستمی می باشد، مهیا می گردد.
9-4- فراهم نمودن زیر ساخت تکنولوژیک
حوزه دیگری که ساعس ناجا برای موفقیت در مدیریت دانش باید مورد توجه قرار دهد، حوزه زیر ساخت های تکنولوژیک است. یکی از مهمترین موضوع های مرتبط با مدیریت دانش سازمانی، پیشرفت های شگرف و خیره‌کننده فناوری اطلاعات است. در این زمینه مشکل آن است که سرمایه گذاری به طور یک جانبه و بدون در نظرگرفتن تمامی ابعاد و زمینه های کاربردی آن، موجب خواهد شد تا فقط آن بخش از پایگاه دانش، که به راحتی قابلیت فرموله شدن دارد و به سهولت در دسترس افراد قرار داده می‌شود، محور توجه قرار گیرد. در مقابل آن، دانش پنهان با نقش غیر قابل انکار آن در تعیین میزان موفقیت ساعس ناجا در دستیابی به اهداف خود، صرفاً به دلیل فقدان قابلیت فرموله شدن در حاشیه قرار می‌گیرد. نتایج تحقیقات قبلی نشان داده است که چنانچه دانش پنهان در ایجاد مزیت رقابتی سازمان نقش اصلی را ایفا کند، آنگاه سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات و استفاده از آن بدون توجه کردن به دانش پنهان، موجب از دست رفتن سریع مزیت یاد شده می‌شود. از این رو ساعس ناجا نیز نباید انتظار داشته باشد که این نوع سرمایه گذاری به ایجاد و حفظ مزیت رقابتی برای آن منجرگردد. البته کاربردهای مختلف فناوری اطلاعات، به عنوان ابزارهایی کارآمد، می تواند تسهیل کننده فرایندهای مدیریت دانش باشد. در تمامی چرخه عمر دانش ساعس ناجا، یعنی ایجاد، ذخیره سازی، به کارگیری، ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند مفید واقع شود.
9-5- ایجاد ساختار سازمانی مناسب
جهت اجرای مدیریت دانش در ساعس ناجا، همانند سایر وظایف و فعالیت ها، نیاز به یک ساختار و تشکیلات سازمانی مناسب می باشد. البته نوع ساختار سازمانی مدیریت دانش به ابعاد سازمان، میزان سرمایه گذاری ها، تعداد کارکنان، حجم و تنوع تولیدات و یا خدمات، سطح تکنولوژی و همچنین موقعیت و شرایط خاص سازمان بستگی دارد. در این راستا ضروری است که تشکیلات مذکور از دو بعد مورد توجه جدی قرار گیرد.
1) ایفای نقش ستادی: در این ارتباط بهتر است کمیته ای (تحت عنوان کمیته راهبری یا هر عنوان مناسب دیگر) متشکل از مدیران ارشد کلیه واحدهای سازمان تشکیل گردد و درخصوص تعیین و تدوین سیاست ها و برنامه های کلی فرآیند مدیریت دانش تصمیمات مناسب اتخاذ نمایند. از جمله مواردی که کمیته مذکور می تواند در زمینه آنها اقدام نماید عبارت است از: محل، زمان و نحوه جمع آوری دانش، چگونگی سازماندهی، ترکیب، بروزرسانی و نگهداری دانش، چگونگی توزیع دانش در زمان مناسب و محل های موردنظر، نظارت بر واحد سازمانی مجری سیستم دانش و کنترل و هدایت آن، نحوه بکارگیری و استفاده از دانش، مکانیسم برقراری ارتباط منطقی و معقول سیستم مدیریت دانش با دیگر سیستم های سازمانی ازجمله سیستم ارتقاء، سیستم تنبیه و تشویق، سیستم ارزیابی کارکنان و... به منظور هرچه کارآمدتر نمودن دانش سازمانی و سایر اقدامات موردنیاز دیگر می باشد. جلسات کمیته مذکور براساس برنامه مشخص و یا شرایط و موقعیتی که پیش می آید قابل برگزاری می باشد.
2) ایفای نقش صفی: در این زمینه وظایف اجرایی و عملیاتی فرایند مدیریت دانش توسط مجریان این واحد انجام می گیرد. اجرای کلیه مصوبات کمیته راهبری، انجام مراحل اندازه گیری، تجزیه و تحلیل، برنامه ریزی، اقدامات اصلاحی و بهبود و سایر پیگیری ها ازجمله وظایف مذکور می باشد. از آنجایی که اجزای تشکیل دهنده مجموعه دانش ساعس ناجا از تخصص های مختلف تشکیل شده است، لازم است کمیته های فرعی دیگری به ریاست مدیر ارشد هر واحد سازمان که در کمیته راهبری عضویت دارد و تعدادی از کارکنان تحت نظارت او تشکیل و با همکاری کمیته راهبری و واحد اجرایی درجهت بکارگیری مدیریت دانش در سازمان و رشد و توسعه آن مشارکت نمایند.
9-6- ایجاد کانون های دانشی
کانون های دانش در ساعس ناجا، مکان جمع آوری، سازماندهی و انتشار دانش هستند. این کانون ها ممکن است به طور فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این کانون ها، تهیه، نگهداری و به هنگام سازی دانش است. این کانون ها، شریان های دانش هستند و کلیه جریان های دانشی از آنها عبور می‌کند. مزیت این کانون ها، علاوه بر یکپارچگی و انسجام محتوای دانش سازمان، از بسیاری دوباره کاری ها، خصوصاً در کسب دانش جلوگیری می کند. کانون ها دانشی در برگیرنده این موضوع هستندکه دانش مورد نیاز در کجا و چگونه یافت می‌شود. دسته بندی دانش های مختلف به منظور تسهیل در دسترسی کارآمدتر آنها نیز از وظایف کانون های دانشی است.
9-7- اندازه گیری عملکرد دانش سازمان
دانش سازمانی معیاری است کیفی و غیرملموس و اندازه گیری آن به سادگی امکان پذیر نمی باشد. اما آنچه مسلم است این است که تا نتوانیم عملکردی را اندازه گیری کنیم، اصولاً نمی توانیم بر آن به درستی مدیریت نماییم. ساعس ناجا نیز برای اینکه بتواند مدیریت دانش را به منظور دستیابی به اهداف موردنظر خود توسعه داده و تقویت کند، لازم است روشی را برای اندازه گیری آن تعیین و به مورد اجرا بگذارند.
روش اندازه گیری و معیارهای انتخابی باید به گونه ای باشند که نوسانات شاخص های کلیدی عملکرد سازمان را طی دوره های مالی به درستی توجیه و تفسیر نمایند و از طرف دیگر نتایج شاخص های کلیدی عملکرد رهنمود لازم را در جهت توسعه و بهبود سیستم دانش سازمانی به مدیریت ارایه نماید.
9-8- تجزیه و تحلیل
اندازه گیری عملکرد دانش سازمان طی یک دوره ابزاری است که نهایتا یکسری اعداد و ارقام ارایه می دهد و بدون تجزیه و تحلیل معنی نخواهد داشت. در این مرحله با استفاده از ابزارها و تکنیک های مختلف، اطلاعات مرحله قبلی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. نتایج حاصل از علل کاهش یا افزایش هرکدام از شاخص ها نسبت به دوره قبل ما را به سمت برنامه ریزی بهتر و نهایتاً اقدامات موثر و تغییرات مناسب در سیستم هدایت می نماید. توصیه می گردد، در این قسمت ساعس ناجا با توجه به شرایط خود و همچنین میزان تاثیر هرکدام از شاخص های عملکرد دانشی در شاخص های کلیدی عملکرد، وزن مناسبی به آنها تخصیص دهد تا نتایج حاصله تصویری واقعی تر از ارزیابی ارایه نماید.
9-9- برنامه ریزی
با توجه به نتایج حاصل از مرحله تجزیه و تحلیل و اهداف دانشی سازمان؛ برای دوره آتی برنامه ریزی انجام می گیرد. برای رسیدن به اهداف تعیین شده توسط مدیریت ساعس ناجا باید تمام واحدهای سازمان مشارکت نمایند به نحوی که بر اساس شاخص های تعیین شده و ضریب وزنی آنها هدف های مذکور در پایان دوره محقق گردد.
9-10- انجام اقدامات و تغییرات مورد نیاز
در این مرحله با توجه به اطلاعات حاصل شده از مراحل قبلی و همچنین اهداف دانشی سازمان، اقدامات موردنیاز جهت تحقق اهداف و تطبیق سیستم دانش ساعس ناجا با نیازها و انتظارات انجام می گیرد. یکی دیگر از جنبه هایی که باید در این مرحله مدنظر قرار گیرد، عملیات بازخور می باشد که با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف، تهدیدات و فرصت های مشخص شده، تمهیدات لازم به منظور پویایی و کارآمد نمودن سیستم دانشی ساعس ناجا انجام می گیرد.
فرایند مدیریت دانش به طور مستمر و طی دوره های زمانی مشخص بایستی مورد نظارت و بازنگری قرار گیرد. به طور مثال ممکن است یکی از علل پایین بودن اثربخشی سیستم دانش سازمان، عدم توانایی در استفاده از دانش ضمنی یا پنهان کارکنان باشد که در این حالت لازم است از تکنیک ها، روش ها و فنون مناسب استفاده شود تا این منبع مهم و با ارزش سازمان در چرخه عملیاتی قرار گرفته موجب بهبود بهره وری و در نتیجه افزایش شاخص های کلیدی عملکرد شود.

10- جمع بندی و نتیجه گیری:
گرچه داشتن تجربه ی کاری مدیریتی از جمله ویژگی های مورد نیاز برای احراز پست و سمت های مدیریت فرهنگی است، اما روشن است که با تخصصی شدن حوزه های دانش، امروزه لازم است که یک مدیر با مجموعه ای از تئوری ها، دیدگاه ها و رویکردهای مختلفی که در زمینه ی مباحث مدیریتی و تخصصی ارائه شده است، آشنایی داشته باشد. در بحث از ویژگی های مدیریت فرهنگی توضیح دادیم که مدیریت فرهنگی، بیشترین حوزه ی ارتباطات اجتماعی را پوشش می دهد. بدین لحاظ مدیر فرهنگی در حوزه ای اشتغال به فعالیت دارد که برخوردها و تضادها در آن می تواند بسیار زیاد باشد. افزون بر این، کار با انسان ها به دلیل پویایی و پیچیدگی خود انسان، دشوارترین و پیچیده ترین کارهاست. انجام چنین کار دشواری جز با توجه به دانش و سرمایه های فکری سازمان میسر نخواهد بود. بر همین اساس در این مقاله پس از تشریح مفاهیم نظری و ضرورت های مدیریت دانش؛ ضمن معرفی ویژگی های سازمان های فرهنگی و دلائل نیاز اینگونه سازمان ها به رویکرد جدیدی به نام مدیریت دانش؛ سعی بر ارائه راه کارهای اجرایی جهت بهره مندی سازمان عقیدتی سیاسی ناجا (به عنوان یک سازمان فرهنگی) از مدیریت دانش شده است. اما بر این اصل نیز باید توجه داشت که طبق تجربه دیگر سازمان ها؛ پیاده سازی نظام جامع مدیریت دانش بدون بسترسازی مناسب در سازمان امکان پذیر نخواهد بود و منجر به شکست خواهد شد. لذا با توجه به اینکه مدیریت دانش از جنس برنامه های راهبردی سازمان است و نه عملیاتی؛ بایستی برای پیاده سازی این سیستم از بر اساس یک نقشه راه و برنامه راهبردی عمل نمود.

11- منابع و مآخذ:
1. رضائیان، علی (1382)، چرخه حیات دانش، فصلنامه پیام مدیریت دانشگاه شهید بهشتی، ش7و8 ، تابستان و پائیز.
2. قلیچ لی، بهروز(1388)، مدیریت دانش: فرایند خلق، تسهیم و کاربرد سرمایه فکری در کسب و کارها، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).
3. طبرسا، غلامعلی، اورمزدی، نوشین (1387) ، تبیین و سنجش عوامل زمینه ای برای استقرار مدیریت دانش:مطالعه موردی شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران- منطقه تهران، شماره 26، صص 39- 70.
4. عسگری، ناصر و منوریان، عباس (1384) ، بررسی رابطه عوامل سازمانی(ساختار، فرهنگ و تکنولوژی) وزارت کار و امور اجتماعی با استراتژی مدیریت دانش.
5. عطایی، مرتضی(1386)، فرآیند اجرایی مدیریت دانش در سازمان ها ، مجله گسترش صنعت، سال چهارم، شماره 182، صص 32-35.
6. فتحیان، محمد و احسانی، محمد(1386) ، چارچوبی برای بکارگیری مدیریت دانش در سازمان های تحقیق وتوسعه کشور، چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت.
7. Balogun، O.، Hawisa، H. and Tannock، J. (2004), "Knowledge Management for Manufacturing: The Product and Process Database "، Journal of Manufacturing Technology Management، Vol. 25، No. 7، PP. 245-260.
8. Davenport، T.، and Prusak، L. (2000)،"Working Knowledge"، Boston، MA: Harvard Business School Press.
9. Gandhi، S. (2004)، "Knowledge Management & Reference Services"، The Journal of Academic Librarianship، Vol. 30، No. 5، PP. 45-53.
10. Nonaka، I.، and Konno، N. (1998)، "The Concept of -BA- Building a foundation for Knowledge Creation"، California Management Review، Vol. 40، No. 3، PP. 96-106.
11. Nonaka، I. & T. Nishiguchi (2001)، Knowledge emergence: social، technical، and evolutionary dimensions of knowledge creation، Oxford University Press.
12. Nonaka، I. & T. Ryoko، & N. Akiya (2002)، "A firm as a knowledge- creating entity: a new perspective on the theory of the firm ، industrial and corporate change"، Oxford. 9 (1) :1-20.
13. Nonaka، I. & H. Takeuchi (1995)، The knowledge – creating company، Oxford University Press. Oxford.
14. Senge, P. and O. Scharmer (2001) “COMMUNITY ACTION RESEARCH: LEARNING AS A COMMUNITY OF PRACTITIONERS, CONSULTANTS AND RESEARCHERS”, LONDON: SAGE PUBLICATION.
15. Sivan، Yesha (2000)،"Knowledge Process: Driving Organizational Practices Knowledge"، Web Net Journal.
16. Walczak، Steven. (2005)، "Organizational Knowledge Management Struture"، Journal of Knowledge Management، Vol. 12، No. 4، PP. 201-219.
17. Wig، K. M. (1997)، "Integrating intellectual capital and knowledge management"، Long Range Planning، 30 (3):399-405.
18. Wig، K. M. (2002)، Application of Knowledge Management in Public Administration. Available at: www.egov.pl/-baza-analizy-km-pub.



اگر بخواهیم دورنمایی را برای آینده گوشی های تلفن همراه ترسیم کنیم، باید بگوییم دیگر چیزی نمانده که گوشی های تلفن همراه به یک همراه همه کاره مبدل شوند تا بتوانند پاسخگوی طیف وسیعی از نیازهای ۵ میلیارد کاربر تلفن همراه در سطح دنیا باشند و افراد با داشتن آن دیگر نیاز به هیچ فناوری دیگری نداشته باشند.

این روزها دیگر تلفن همراه تنها ابزاری برای برقراری ارتباطات تلفنی نیست بلکه گوشی های امروزی وسیله ای هستند که برقراری ارتباط با دنیای مدرن پیرامون انسان ها را امکان پذیر می سازند و هر گونه محدودیت زمانی و مکانی را برای کاربران از میان برمی دارند.

با توجه به نیازهای انسان های امروزی به کامپیوترهای شخصی قابل حمل، تلاش برای تبدیل گوشی های همراه به کامپیوترهایی در ابعاد کوچک و کارآمد مورد توجه بسیاری از شرکت های تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در سطح دنیا قرار گرفته است و به این ترتیب طراحی و ساخت گوشی های هوشمند کم مصرف، افزایش سرعت پردازش اطلاعات و افزایش فضای ذخیره سازی اطلاعات در گوشی های هوشمند آنها را به جایگزین مناسبی برای کامپیوترهای امروزی مبدل کرده است.

● سیر تحولات در دنیای کامپیوتر

با توجه به تحولاتی که این روزها در دنیای گوشی های تلفن همراه و کامپیوترها شاهد آن هستیم، ممکن است این سوال در ذهنتان مطرح شده باشد که بالاخره کامپیوترها تبدیل به گوشی های همراه خواهند شد یا گوشی های همراه به کامپیوتر تبدیل می شوند؟ اوایل سال ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) نخستین مینی کامپیوترها به عنوان نسل سوم کامپیوترها متولد شدند. پس از آن کامپیوترهای رومیزی برای اولین بار در فاصله زمانی بین اواخر ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتند، اما کاهش ابعاد کامپیوترها به اینجا ختم نشد. کامپیوترهای همراه یا لپ تاپ ها و نوت بوک ها، شبکه های حسگر بی سیم که در واحدهای اتوماسیون یا سیستم های کنترل ترافیک از آنها استفاده می شود به عنوان نسل بعدی کامپیوترها رونمایی شدند. نانوکامپیوترها، DNA کامپیوترها و کامپیوترهای قلمی نیز از آخرین دستاوردهای فناوری ساخت کامپیوترها هستند که شاید بتوان آنها را از کوچک ترین کامپیوترهای امروزی نامید. کامپیوترهای قلمی به عنوان آخرین دستاورد محققان ژاپنی در این زمینه، پیشرفت مهمی در فرآیند کوچک شدن ابعاد کامپیوترها هستند. این کامپیوترها به قدری کوچک هستند که شما می توانید آنها را در جیب خود گذاشته و جابه جا کنید. ویژگی منحصر به فرد این کامپیوترها این است که صفحه نمایشگر و همچنین صفحه کلید کامپیوتر را به طور مجازی و روی سطح صافی که در آنجا مشغول کار کردن هستید در اختیار شما قرار می دهند تا بتوانید به آسانی از امکانات متنوع این کامپیوترها استفاده کنید.

● تب هوشمندی در دنیای گوشی های همراه

اگر در سوی دیگر این جریان دوطرفه سری به تحولات دنیای گوشی های تلفن همراه بزنیم باید بگوییم که استقبال از نسل جدید گوشی های تلفن همراه که ویژگی هوشمند بودن را با خود به یدک می کشند در میان کاربران این فناوری به قدری وسیع بوده است که موجب شگفتی طراحان و سازندگان شده و آنها را بر آن داشته است تا هر روز سیستم های عامل جدیدی را برای این گوشی ها طراحی و روی آنها نصب کنند که از امکانات بیشتری در مقایسه با سیستم های عامل سنتی یا قدیمی برخوردار است. تب این تحولات در دنیای دیجیتال به قدری فراگیر بوده که حتی دنیای سیستم های عامل کامپیوتری را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که فناوری ساخت گوشی های تلفن همراه در بسیاری از زمینه ها از فناوری های مشابهی که در ساخت کامپیوترها از آنها استفاده شده بهره گرفته و در حقیقت دنیای موبایل را می توان نسخه بسیار کوچکی از دنیای کامپیوترها دانست که در ابعادی بسیار کوچک تر طراحی و ساخته شده است. آنچه در اینجا موجب شگفتی می شود، این است که کامپیوترها هر روز کوچک تر و کوچک تر می شوند و در مقابل نسل جدید گوشی ها یا به عبارتی گوشی های همراه هوشمند و تبلت ها بزرگ تر و بزرگ تر می شود و برخلاف این که درگذشته سیستم های عامل گوشی های تلفن همراه براساس ویژگی ها و مشخصات سیستم های عامل کامپیوتری طراحی می شوند امروزه بسیاری از سیستم های عامل کامپیوتری مانند سیستم های عامل جدیدی که روی تبلت ها و لپ تاپ ها نصب می شوند به تقلید از ویژگی ها و مشخصات سیستم های عامل گوشی های همراه طراحی می شوند. بنابراین می توانیم بگوییم که از این پس تحولات دنیای گوشی های تلفن همراه پیرو تحولات دنیای کامپیوتر ها نخواهد بود بلکه این گوشی های تلفن همراه هستند که آینده کامپیوترها را نیز رقم خواهند زد.

● گوشی های همراه جایگزین کامپیوترها !

براساس بررسی های آماری انجام شده این روزها بازار فروش کامپیوترهای رومیزی بشدت با رکود مواجه شده، در حالی که میزان فروش گوشی های همراه روندی صعودی را در پیش گرفته است.

دیگر چیزی نمانده که گوشی های تلفن همراه به یک همراه همه کاره مبدل شوند تا بتوانند پاسخگوی طیف وسیعی از نیازهای ۵ میلیارد کاربر تلفن همراه در سطح دنیا باشند

اریک اشمیت مدیرعامل گوگل بر این باور است با این که میان اندروید به عنوان یک سیستم عامل اختصاصی برای گوشی های تلفن همراه و کروم به عنوان سیستم عامل اختصاصی برای لپ تاپ ها، تفاوت های بارزی به چشم می خورد، اما شباهت های زیادی نیز بین آنها وجود دارد که همین شباهت ها موجب شده است گوشی های هوشمند به عنوان جایگزین مناسبی برای کامپیوترها مورد توجه کاربران قرار گیرند. در حال حاضر برخی از سیستم های عامل طراحی شده روی گوشی های همراه قابلیت نصب روی لپ تاپ ها و کامپیوترهای رومیزی را دارند و با توجه به آنچه می گذرد می توان پیش بینی کرد در آینده ای نزدیک بسیاری از دیگر سیستم های عامل نظیر ویندوز ۸ نیز بتوانند در مسیر مشابهی قدم گذارند. به نظر می رسد ابرهای محاسباتی از جمله عواملی است که نقش بسیار مهمی در تسریع روند شکل گرفته در این زمینه داشته است. در حقیقت ابرهای محاسباتی فناوری جدیدی است که می خواهد زمینه مناسبی را برای ایجاد همگرایی بین سیستم های عامل گوشی های همراه و سیستم های عامل کامپیوتری به وجود آورد. اما این که قرار است کدام ویژگی ها و کاربردهای گوشی های همراه در ساخت نسل جدید کامپیوترها مورد استفاده قرار گیرد موضوعی است که نظراتی مختلف درباره آن ارائه شده است. محدودیت هایی که کاربران حین استفاده از گوشی های تلفن همراه با آنها مواجه می شوند موجب شد تا ویژگی ها و کاربری های جدیدی به گوشی های همراه اضافه شود، نمایشگرهای لمسی، واسطه های کاربری چند لمسی و همچنین سیستم هایی با قابلیت تشخیص صدا از جمله این ویژگی ها هستند که نسل جدید کامپیوترها را تحت تاثیر خود قرار داده اند. در مقابل عده ای دیگر از محققان بر این باورند که تلفن همراه و کامپیوتر، ۲ مقوله کاملا متفاوت هستند. اگرچه آنها پیش بینی می کنند برخی از نوآوری ها در زمینه تجربیات کاربری بتوانند قدم فراتر از دنیای گوشی های تلفن همراه گذارند، اما بی شک نمی توان همان عملیاتی را که روی کامپیوترها قابل اجراست، روی گوشی های همراه نیز به اجرا درآورد.

● آینده از آن کدام فناوری است؟

با توجه به آنچه گفته شد می توان پیش بینی کرد در آینده ای نه چندان دور بتوانید تنها با استفاده از گوشی تلفن همراهتان بسیاری از نیازهای روزمره خود را رفع کرده و دیگر نیازی به استفاده از ابزارهای مختلف در زمان ها و مکان های متفاوت نداشته باشید. البته باید این نکته را خاطر نشان ساخت که برخلاف آنچه به نظر می رسد فناوری های آینده بتوانند تسهیلات بیشتری را در اختیار ما انسان ها قرار دهند. امنیت در فضای فناوری موضوعی است که می تواند از بسیاری جهات نگران کننده باشد بخصوص این که قرار باشد اطلاعاتی محرمانه و شخصی را روی گوشی تلفن همراه تان ذخیره کنید. به نظر شما آیا ممکن است کامپیوترهای شخصی در آینده بسیار متفاوت از آنچه امروزه از آن به عنوان یک کامپیوتر شخصی استفاده می کنیم و حتی فراتر از یک درگاه USB ، یک صفحه کلید و یک نمایشگر باشند. با توجه به روند کنونی می توان گفت در حقیقت نسل بعدی کامپیوترها، سیستم های ذخیره سازی سیاری هستند که تهیه آنها هزینه کمتری دارد و در عین حال در ابعادی کوچک تر ذخیره سازی حجم انبوهی از اطلاعات را امکان پذیر ساخته و می توانند طیف وسیعی از کاربردهای کامپیوترهای امروزی را در یک ابزار کوچک در دسترس کاربران قرار دهند.

منابع:
Issmo / crews/Technology Review
فرانک فراهانی جم
روزنامه جام جم ( www.jamejamonline.ir )

صفحات وبلاگ